My Danish Blog

‌‌یاداشت‌های بیلی و اسدالله علیمحمدی

پاسخ به یک خواننده

Monday, May 5, 2008

یکی از خوانندگان وبلاگم در کامنتی از من خواسته است بجای پرداختن به سیاست، بیشتر از دانمارک بنویسم. در پاسخ این خواننده باید عرض کنم اصولا من برای نوشتن در وبلاگم هیچگاه برنامه‌ریزی نکرده‌ام. مثلا بگویم در باره فلان موضوع بنویسم و چند روزی روی آن کار کنم. معمولا نوشتن برایم اتفاقی است، چیزی به ذهنم می‌رسد همانموقع می‌نویسم و شاید نوشتنم تا زمان انتشار آن در مجموع به یکساعت هم نرسد بجز گفتگو‌هایم با بلاگرها  که خیلی وقت می‌برد. و این از ویژه‌گی‌های وبلاگ است که خیلی دوست دارم. با اینحال اگر این دوست به آرشیوم نگاه کند می‌بیند که پر از مطالب متنوع است از جمله در مورد همین دانمارک هم یادداشتهایی دارم. اگر این دوست و دیگران می‌خواهند در مورد دانمارک بیشتر بدانند به این سایت مراجعه کنند.


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 07:49 :::

LINK  | TrackBack 0  | Comment 5
وبلاگ و سايت‌هایی که به اين نوشته لينک داده‌اند يا در مورد آن نوشته‌اند:

پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: علی

Tuesday, May 6, 2008 ساعت 21:27

سلام
متشکرم
بسیار مطلب جالبی بود
بیلی جان سلام برسانید.
بازهم متشکرم

 URL:  http://forum.isatice.com


 نويسنده: نگین شیراز

Monday, May 5, 2008 ساعت 15:12

سلام،. به نظر من این خانه‌های شیشه‌ای (وبلاگها ) یک حریم کاملا شخصی‌اند، و صاحب خانه خودش بهتر می‌داند در آن چه بنویسد ... از سیاست! از آب و هوا! از دلتنگی‌ها، از خاطرات، شعر، خبر، عکس... خلاصه هرچیزی که دلش خواست و به مذاقش خوش آمد. البته این احترام شما را به خوانندگانت نشان می‌دهد که قابل تحسین است اما باور کنید طبع همه را راضی نگا‌ه‌داشتن کار بسیار دشوار و بعیدی است. بهرحال امیدوارم همیشه سلامت و دلخوش باشید و بنویسید و بنویسید و باز هم بنویسید.

 URL:  http://www.parisima.blogfa.com


 نويسنده: ملا حسنی

Monday, May 5, 2008 ساعت 12:31

علت رشد سریع وبلاگها همان چیزی است که شما بدان اشاره کردید٬ بلافاصله نویسی.
بارها اتفاق افتاده که اصلا قصد نوشتن چیزی را نداشتم ولی با خواندن چند تا وبلاگ و یا چند تا خبر یا تحلیل٬ مطلبی به ذهنم خطور میکند و بلافاصله آنرا می‌نویسم و قبل از اینکه فرصت کنم آنرا ادیت کنم و جمله بندیهایش را درست کنم٬ می بینم به آن لینک داده‌اند یا برایش کامنت گذاشته‌اند.
کاش خیلی از کارهای زندگی هم به همین سادگی بود.

 URL:  http://mollah.blogspot.com


 نويسنده: جهانگرد

Monday, May 5, 2008 ساعت 11:13

سلام
اقا منت گذاشتید وبنده نوازی کردید که اینچنین ادرس سایتی را به من نشان دادید دوست عزیز اگر من در بلاگ خود موضوعی رامطرح کنم و از شما بخواهم که در ان مورد در دانمارک تحقیق کنید یا عکس ومطلب قرار دهید ایا ممکنه که به من کمک نماید؟ به من سر بزنید خیلی خیلی از زحمتی که کشیدید متشکرم

 URL:  http://www.abho82.blogspot.com


 نويسنده: طاهره

Monday, May 5, 2008 ساعت 09:36

سلام. جهت اطلاع بيشتر دانمارك همان جايي است كه كاريكاتوري مبني بر اهانت به مقدسات اسلامي در آن چاپ شد!!. در گوگل سرچ كنيد اسد عليمحمدي! ..پنير دانماركي ...يا شيريني دانماركي...كلي اطلاعات مبني بر شناخت از اين كشور زيبا نشان داده مي شود!

 URL:  http://delamchoondaryast.persianblog.ir


شما می‌توانيد پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد:


نام:

E-mail:

حفظ داده ها:

URL:

متن:

 

 


يادآوری می‌شود، به دليل جلوگيری از کامنت‌های حاوی تبليغ، کامنت شما پس از بازبينی منتشر خواهد شد. از توجه و صبر شما سپاسگزارم.


بلاگ‌نیوز (۳)

Tuesday, April 29, 2008

یکی از اهداف ما این است می‌خواهیم مطالبی را که در بلاگ‌نیوز منتشر می‌کنیم خوانده شود و گرنه می‌شود روزی صدتا لینک داد. در عین‌حال ما خودمان را با بالاتر و دنباله و دیگر لینکده‌ها مقایسه نمی‌کنیم. بلاگ‌نیوز یک نشریه آنلاین اینترنتی است که خود را متعلق به وبلاگستان می‌داند. همکاران ما در وبگردی، اگر مطلب جالبی دیدند آنرا منتشر می‌کنند. یکی از ایرادات من به برخی از همکاران بلاگ‌نیوز این است که دوستان بخشی از نوشته‌‌ی وبلاگ یا سایتی را کپی می‌کنند و در بلاگ‌نیوز می‌گذارند. به نظرمن چنین لینکی فاقد کیفیت است یا بعبارتی فاقد روح است. حال آنکه اگر همکاران ما وقتی مطلبی را منتشر می‌کنند بجای کپی، نقد و نظر و نگاه خودشان را در مثلا حداکثر ده سطر یا کمتر بنویسند کار کیفیت دیگری پیدا می‌کند. از دیگر هدف‌های ما معرفی وبلاگ‌هاست. اما باید توجه کرد اگر همکاری می‌خواهد وبلاگی را معرفی کند باید کمی وقت بگذارد و دستکم نگاهی به آرشیو آن بیندازد. اینکه در معرفی وبلاگی بنویسیم: «دیروز این وبلاگ را دیدم خیلی جالبه شما هم ببینید» نه کمکی به خواننده کرده‌ایم نه در واقع آن وبلاگ را معرفی!

همچنان که گفتم ما خود را متعلق به وبلاگستان می‌دانیم و انتشار مطالب وبلاگ‌ها برای ما ارجحیت دارد با توجه به اینکه ۹۰ درصد خوانندگان بلاگ‌نیوز بلاگر هستند. گاهی شده بلاگری پستی نوشته و علاقه‌مند است تا تعداد بیشتری مطلبش را بخوانند اما راه و چاه کار را یا نمی‌داند یا اگر هم می‌داند درست عمل نمی‌کند و مطلبش را به آدرس خصوصی من می‌فرستد. ما در بلاگ‌نیوز «صفحه تماس با ما» داریم که امکانات خوبی هم دارد از جمله کیبورد فارسی، بلاگری که می‌خواهد مطلبی برای ما بفرستد بهتر است وارد این صفحه شود و لینک مطلب را با توضیحی کوتاه ایمیل کند. حسن این کار آن است که غیر از من دوستان دیگر هم این ایمیل را دریافت می‌کنند و شانس انتشار مطلب بیشتر می‌شود. باید توجه داشت مثل همه نشریات دنیا  ما الزامی در انتشار حتمی مطلب شما نداریم. برای حسن ختام، نمونه‌ای از ایمیل دو بلاگر را که برای ما مطلب فرستاده‌اند می‌آورم. قضاوت در این مورد هم بعهده شما.

۱) بلاگر به ایمیل شخصی من لینک مطلبش را فرستاده است و بالای لینک به فینگلیسی نوشته است: « dar blog news behlinkeid» در بلاگ‌نیوز بلینکید. این یک نمونه، نمی‌دانم واکنش شما چه خواهد بود؟ 

 

۲) نمونه دوم بلاگر از طریق صفحه تماس با ما لینک مطلبش را همراه با این متن فرستاده است.

با سلام و خسته نباشید

مطلب تازه‌ای در (نام وبلاگ) با عنوان (عنوان نوشته) نوشته‌ام. اگر حوصله و وقت کردید نگاهی به آن بیندازید. در صورت پسند در بلاگ‌نیوز منتشر کنید.

باسپاس (نام بلاگر)

تفاوت فرهنگی در این دو نوشته کاملا محسوس است و اگر ما مطلب را هم منتشر نکنیم حتما به ایمیل ایشان پاسخ داده و از او تشکر خواهیم کرد.

باز هم در این مورد خواهم نوشت

 

در همین مایه:

بلاگ‌نیوز (۲) / بیانیه‌ی شورای سردبیری بلاگ‌نیوز / بلاگ‌نیوز (۱) / آینده بلاگ‌نیوز / هنر لینک دادن / بلاگ‌نیوز فیلتر شد /

 


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 11:07 :::

Link  | TrackBack 0  | Comment 7

بیلی دیگر آن بیلی نیست

Friday, April 25, 2008

از وقتی که بیلی عروسی کرد با یک چرخش ۱۸۰ درجه‌ای خُلق و خوی‌اش عوض شد. اگر می‌دانستم اینطور می‌شود گردنم بشکند اگر می‌گذاشتم با لاکی عروسی کند. از اخلاقیات تازه‌ی حضرتش این است که بنده را اصلا تحویل نمی‌گیرد و داخل آدم ببخشید سگ بحساب نمی‌آورد. مثلا گاهی جوری به من نگاه می‌کند از نوع نگاه‌های عاقل اندر سفیه که می‌گوید: « بی‌عرضه من با این قد و قواره‌ام زن گرفتم، تو هنوز اندر خم یک کوچه‌ای، کارت شده ساز زدن و پشت مانیتور نشستن این که نشد زندگی» و  تا می‌خواهم چیزی بگویم قیافه‌ی متاهل‌ها را بخودش می‌گیرد و می‌گوید: «من حوصله جر و بحث با آدم‌های شلخته و مجرد را ندارم».

قبل از عروسی، هر روز با هم توپ‌بازی می‌کردیم. تویش را می‌آورد، من پرت می‌کردم او  هم مثل جت می‌دوید و آنرا با دندانهای کوچکش می‌گرفت و توی دستم می‌گذاشت تا مجددا پرتش کنم، این بازی را آنقدر ادامه می‌دادیم تا هر دو خسته می‌شدیم. معمولا این بیلی بود که همیشه پیش‌قدم می‌شد. از شما چه پنهان این بازی برای هردوی ما ورزش بود بویژه من کم تحرک. حالا بنده توپ را می‌آورم و از او خواهش می‌کنم آقا بیلی بیا بازی کنیم، بی‌اعتنا رویش را بر می‌گرداند که یعنی فلانی این کارها «مال بچه‌هاست، گذشت آن دوران»! باور کنید عین حقیقت است. دوستانی هم که بیلی را می‌شناسند متوجه تغییرات ایشان شده‌اند. مثلا روزهای یکشنبه با تنی چند از دوستان برنامه ثابتی داریم. موسیقی کار می‌کنیم و ساز می‌زنیم. قبلا هر کدامشان زنگ در را می‌زدند بیلی زودتر از من به استقبال‌شان می‌رفت و کلی با آنها خوش و بش می‌کرد. بعد از احوال‌پرسی، فوری توپش را برای بازی می‌آورد و تا آنها را خسته نمی‌کرد دست بردار نبود. و اما حالا بیا و ببین انگار نه انگار ما روزهای یکشنبه مهمان داریم. ممد می‌گفت: « فلانی چی شده بیلی اصلا تحویلمان نمی‌گیره»! می‌گویم:« عوارض ازدواج است ممدجان»! 

 از اینها گذشته یکی از بدترین رفتارهای جدیدش که بشدت عصبی‌ام می‌کند این است که می‌خواهد همه تصمیم‌ها را او بگیرد. کی بیرون برویم، کی شام بخوریم، کی تلویزیون تماشا کنیم، کی بخوابیم و... تا اعتراض هم می‌کنم دندانهای نیشش را نشانم می‌دهد و از ته گلو صدایی در می‌آورد که موی بدن آدم سیخ می‌شود. دیروز چنان از دستش کلافه شده بودم که گوشش را گرفتم و در حالی که صدایم از خشم می‌لرزید داد زدم: « من نمی‌فهم تو سگ منی یا من سگ تو»؟‌‌ 

 baily%20va%20man1.jpg

در همین مایه:

 

عروسی/ پنج سال گذشت / بیلی و انتخابات / پدر سوخته آقا بیلی! / گفتگوی بیلی با من /

 بیلی و کریسمس / بیلی و تجربه‌های برفی / تولدت مبارک / عذزخواهی از بیلی /

 


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 09:57 :::

Link  | TrackBack 0  | Comment 12

مافیای نظام(۱)

Wednesday, April 23, 2008

هیچ توجه کرده‌اید در این مملکت اسلامی هر رییس جمهوری که انتصاب می‌شود بعد از مدتی شروع می‌کند به آه و ناله که کسانی چوب لای چرخ برنامه‌های مردمی‌اش می‌گذارند و کارشکنی می‌کنند. آه و ناله‌های خاتمی که یادتان هست. آنقدر از ایجاد بحران برای دولتش گفت و گفت تا مردم  کلی جوک با مزه برایش ساختند و حالا نوبت به احمدی‌نژاد رسیده که سخن از کارشکنی مافیا می‌زند. خنده دار است که هیچکدام هم نامی از جماعت سنگ‌انداز نمی‌برند. حالا که احمدی نژاد جرات افشای مافیا را ندارد ما تصمیم گرفتیم بخاطر خلق خدا و رییس‌جمهور فعلی و قبلی و آینده این مافیا را معرفی کنیم.

عرض کنم این مافیا که نامش «مافیای نظام» است مثل مافیای ایتالیا و اخیرا روسی یک پدرخوانده دارد که در راس امور است. پدر خوانده مافیا برای سهولت کار، ارگانهایی دارد که وظایف مشخصی دارند عین همه مافیاها. یکی از این ارگانهای مافیای نظام، شورای نگهبان است که باید هر چهار سال یکبار از میان اعضای مافیا یکنفر را بعنوان رییس‌جمهور انتخاب کند که گوش بفرمان پدر خوانده و مورد اعتماد او باشد. یکی از سخت‌ترین کارهای شورای نگهبان همین انتخاب رییس‌جمهور است که در واقع رییس امورمالی و  درآمد مافیای نظام است. وظیفه این آدم کسب درآمد و تقسیم آن بین ارگانهای مافیای نظام و پدرخوانده است. توجه می‌کنید که چه پست حساسی است. گاهی اتفاق می‌افتد که رییس‌جمهور در موقع تقسیم پول بین ارگانهای مافیای نظام سهوا یا عمدا اشتباه می‌کند و به یکی زیاد می‌دهد و به دیگری کم! همین کار باعث می‌شود صدای ارگانهایی که کمتر گرفته‌اند در بیاید و  پیش پدر خوانده چغلی مسئول مالی که همان رییس‌جمهور باشد را بکنند. اگر پدر خوانده توانست قضیه را راست و ریست کند که هیچ! جریان مختومه خواهد شد و اگر نتوانست که مثل مافیای ایتالیا که فیلم‌هایش را هم دیده‌ایم می‌افتند بجان هم! عین همین کشت و کشتاری که بین حداد و محمود اتفاق افتاد.

چون نمی‌خواهم مطلب دراز شود در پست‌های بعدی ارگانهای دیگر «مافیای نظام» را معرفی خواهم کرد.

 


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 11:17 :::

Link  | TrackBack 0  | Comment 8


Copyright © 2005-06, Asdollah Alimohammadi. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.