یادداشت‌های اسد علیمحمدی                                   My Danish Blog 

 

دو پرسش از آقای اکبر گنجی

, 28, 2011

 

بعد از خواندن یادداشت اکبر گنجی «لیبیائیزه کردن ایران» که در سایت بی‌بی‌سی منتشر شده است، هم دچار دلهره و ناراحتی وجدان شدم و هم بر سر دو راهی عجیبی گیر کرده‌ام. امیدوارم آقای اکبر گنجی با پاسخ به این دو پرسش من خانوده‌ای را از نگرانی بیرون بیاورد.

 

۱) آیا ما که در خارج از کشور زندگی می‌کنیم، اجازه داریم از آمریکا و کشورهای اروپایی بخواهیم، نقض مداوم حقوق بشر توسط حکومت ایران را محکوم کنند یا خیر؟

 

۲) زمانی که شما در زندان بودید، در سی‌ام جولای سال ۲۰۰۵ من نامه‌ای برای وزیر خارجه دانمارک (کشوری که در آن زندگی می‌کنم) نوشتم و وضعیت شما و ناصر زرافشان را به ایشان گوشزد کردم و از او خواستم برای خلاصی شما از زندان به جمهوری اسلامی فشار بیاورند. آیا بقول شما من با یک دولت متجاوز غربی همکاری کرده‌ام؟ توضیح اینکه دانمارک هم در حمله به عراق و هم افغانستان شرکت کرد و در کنار آمریکا بود. منتظر پاسح هستم. 

 

این هم پاسخ وزیرخارجه دانمارک به نامه من

یکشنبه سی‌ام جولای نامه سرگشاده‌ای برای وزیر امور خارجه دانمارک ارسال کردم که در آن به وضعیت اکبر گنجی و ناصر زرافشان و زیر پا گذاشتن حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی اشاره شده بود. امروز وزیر امورخارجه دانمارک برایم پاسخی فرستاده است که ترجمه می کنم.

 

اسدالله علیمحمدی عزیز

متشکرم بخاطر پرسش‌ات در مورد ناصر زرافشان و اکبر گنجی.

براساس اطلاع از رییس انگلیسی اتحادیه‌اروپا، ناصر زرافشان حدودا پنجم جولای امسال از زندان آزاد شده است. دانمارک در انتشار بیانیه اتحادیه اروپا در پنجم آگوست که از مقامات ایران خواسته بود اکبر گنجی را بخاطر مسائل انسان‌دوستانه آزاد کند فعال بوده است.

دانمارک علاوه برسیاست دیالوگ انتقادی‌اش با مقامات ایرانی، در حوزه‌ی اتحادیه ارویا و سازمان ملل همواره تلاش دارد تا ایران را به رعایت بیانیه جهانی‌حقوق‌ بشر که تو هم بدرستی اشاره کرده‌ای که ایران نیز از امضا کنندگان آن است مجبور سازد.


 با سلام دوستانه

پیر استی مولر

 

لینک متن نامه من  به وزیر امور خارجه بزبان دانمارکی

 

لینک پاسخ وزیر امورخارحه دانمارک به من


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 13:04 :::      Bookmark and Share
 

>

LINK  | TrackBack 0  | Comment 8


وبلاگ و سايت‌هایی که به اين نوشته لينک داده‌اند يا در مورد آن نوشته‌اند:

پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: نینا

, 30, 2012 ساعت 08:09

جناب علیمحمدی ، خداییش منم از نامه ی وزیر امور خارجه ی دانمارک کیفور شدم ..... جواب گل محمدی ( همون شیرینی دانمارکی سابق ) مارو به روشی کاملا" دیپلماتیک داده بودند ..... دست خوش !


 نويسنده: reza

, 15, 2011 ساعت 00:47

با سلام، آقای محمدی حتمن ویدئو اکبر گنجی رو با نام ،به ما پول بدهید .... ، ببینید لطفآ، این بابا پاک دیوانه شده ، جالب اینکه از خودش هم مدرک ویدئو ی جا گذشته. پیشنهاد میکنم که اکبر گنجی حتمن باید یک روانشناس رو ویزیت بکنه . تکلیف دین اسلام رحمتی ایشان هم مشخاسه ! وقتی این بابا روشنگرش باشه.


 نويسنده: reza

, 30, 2011 ساعت 22:10

با سلام آقای علی محمدی عزیز ، اکبر گنجی رو، قشر جوان و فهمیدی توی ایران سالهاست که دیگه تحویل نمیگیره. اکبر گنجی یک انسان مذهب زده است و تمام کوشش و همتش برای نجات اسلام است .هیچ اهمیت و ارزشی برای ایران و مردم ایران قائل نیست . اگر هم در اهمیت ایران و ایرانی حرف بزند و بنویسد، که نمیکند، دروغه اسلامیست.( تقیه)من که شخصان مدت زیادی است که چیزی ازش نمیخونم. رضا


 نويسنده: فرزند ایران

, 30, 2011 ساعت 11:44

آقا من فکر کنم شما در نتیجه گیری اتان درباره مقاله آقای گنجی دچار سوتفاهم شده اید .
اصلاً حرف ایشان چیز دیگری بود .


 نويسنده: پرویز فرقانی

, 29, 2011 ساعت 10:13

اسد عزیز
من فکر می کنم اکبر گنجی با انتخاب زندگی در غرب (فکر می کنم در آمریکا زندگی می کند) پاسخ سوال شمارا داده است. صرف نظر از افکار و نظرات او در زمینه های دیگر در مورد این مقاله ی خاص من با نظر خواننده ی ناشناس قبلی موافقم. او به صراحت می گوید تهاجم نظامی به ایران به نتیجه وحشتناک و غیر قابل تصوری منجر خواهد شد و مثال زنده اش را هم که لیبی باشد ارائه داده است.

 URL:  http://www.neghneghoo.com


 نويسنده: Anonymous

, 28, 2011 ساعت 18:05

ببخشید ولی من نفهمیدم چرا این سوالات برای شما پیش آمده چون این اصلا ربطی به حرف آقای گنجی ندارد. ایشان خیلی ساده گفته اند "می توان مخالف حکومت ایران و مخالف تهاجم نظامی دول خارجی به ایران بود و با هیچ یک از طرفین همکاری نکرد"
پس بحث برسر حمله نظامی به ایران است نه امضا کردن یا نکردن یک نامه حقوق بشری. حالا چرا بعضی ها اصرار دارند حرف این بنده خدا را تحریف کنند ما که نفهمیدیم و به قول شما برسر دو راهی عجیبی گیر کردیم.


 نويسنده: شهریار

, 28, 2011 ساعت 16:38

آقای گنجی کمی تا قسمتی مبتلا به "خود نوام چامسکی بینی" شده اند .مقصر این بیماری جانکاه احتمالا دو سه جایزه ای است که به ایشان مرحمت شده و خیالات و اوهام غرب ستیزی را به جان مشار الیه انداخته است !


 نويسنده: ف.م سخن

, 28, 2011 ساعت 14:36

اسد جان همه ی مسائل به کنار این پاسخ دادن وزیر امور خارجه ی دانمارک جهانخوار به شما خیلی جالب بود! البته ما هم یک تو دهنی به دانمارکی ها زدیم و بساط امپریالیستی شیرینی دانمارکی را بر چیدیم و آن را برای مدتی تبدیل به شیرینی محمدی کردیم!

 URL:  http://www.fmsokhan.com/


شما می‌توانيد پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد:


نام:

E-mail:

حفظ داده ها:بلی خير

URL:

متن:

 

 


يادآوری می‌شود، به دليل جلوگيری از کامنت‌های حاوی تبليغ، کامنت شما پس از بازبينی منتشر خواهد شد. از توجه و صبر شما سپاسگزارم.





آدرس عوضی

, 11, 2011

 

اصولا اکبر گنجی در اکثر نوشته‌های تحلیلی خود، حکومت ایران را سلطانی (پادشاهی) و علی خامنه‌ای را سطان(پادشاه) می‌داند. البته در این نگاه به نظام ایران او تنها نیست و برخی از روشنفکران و تحلیل‌گران سیاسی ایران، چون او می‌اندیشند. بدون شناخت واقعی و دقیق دشمنان دموکراسی و ترقی در ایران مبارزات ملت و از جمله جنبش سبز به نتیجه نخواهد رسید.

به باور من، پادشاهی دانستن حکومت ایران، چندان دقیق نیست و جای اگر و مگرهای بسیاری دارد و بعبارتی دادن آدرس عوضی به مردم ایران و مبارزان راه دموکراسی و آبادی ایران است.

به نظر من، حکومت فعلی ایران، نه جمهوری، نه سلطانی، نه کمونیستی و نه شبیه انواع حکومت‌های مرسوم در جهان است. اگرچه ممکن است برخی از مشخصه‌های این سیستم‌ها را دارا باشد. واقعیت این است که برای اولین بار در تاریخ کهنسال ایران، روحانیت شیعه به قدرت رسیده و در این سی و اندی سال حاکمیت مطلق خود را بر ملت ایران تحمیل و ساختارهای ضروری را برای دوام و بقای نظام‌اش پایه‌ریزی کرده است. من نظام فعلی را در واقع حکومت «روحانیت شیعه ایران» می‌دانم. برای اتبات این نگاه کافی است به بخشی از سازمانهای تعیین کننده حکومت روحانیت شیعه توجه کنیم.

 

۱) شخص اول کشور یک «روحانی» است. اختیارات بی حد و حصری که قانون اساسی به این فرد که او را رهبر معظم می‌نامند داده است، رهبران هیچکدام از سیستم‌های موجود در جهان از جمهوری‌اش گرفته تا سلطنتی و دیکتاتوری‌اش ندارند.

 

۲) نهاد دولت یا ریاست جمهوری عملا در دست روحانیت شیعه است. علی خامنه‌ای چهار سال رییس جمهور بوده که یک روحانی است و ۱۶ سال هم دو روحانی دیگر یعنی هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی مسئولیت دولت را داشته‌اند. خوشبختانه عملکرد آنها در این بیست سال ثبت شده است.

 

۳) بیش از ۱۰۰ نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی روحانی هستند. عملکرد این مجلس اظهرالشمس است.

 

۴) شورای نگهبان: ۱۲ عضو دارد که ۶ نفر از آن توسط رهبر انتخاب می‌شوند و ۶ نفر دیگر را رییس قوه قضائیه که خود منصوب رهبر است، انتخاب و به مجلس معرفی می‌کند تا با رای مجلس انتخاب شوند که همیشه شده‌اند. دبیر شورای نگهبان و همه کاره آن یک روحانی است.

 

۵) مجلس خبرگان که مسئولیت نظارت بر ولی فقیه و عزل و نصب او را دارد، ۸۶ عضو دارد که بدون استثنا همگی روحانی هستند و تاکنون به جز دفاع بدون قید و شرط از رهبری کوچکترین مخالفتی با او نکرده‌اند.

 

۶) مجمع تشخیص مصلحت: ۳۵ عضو دارد که به علاوه ۶ نفر فقهای شورای نگهبان، و سه نفر اعضای حقوقی (روسای قوای سه‌گانه) حداکثر به ۴۴ نفر می‌رسد. رییس مجمع یک روحانی است و همجنین تعدادی از اعضای این مجمع.

 

۷) رییس سازمان اطلاعات و امنیت حکومت، همیشه یک روحانی بوده که بازوی سرکوب و حافظ منافع روحانیت شیعه ایران است.

 

۸) رییس قوه قضائیه همیشه یک روحانی بوده که از طرف روحانی دیگر یعنی رهبر انتصاب می‌شود و صدها قاضی و کادرهای این سازمان روحانی هستند.

 

۹) نهاد امامان جماعت: باستناد گفته معاون وزیر مسکن در چهارم آبان ۱۳۸۸ تعداد شهرهای ایران از ۱۹۹ به ۱۰۱۸ شهر رسیده، دستکم هر شهری یک امام جمعه دارد که روحانی است و از طرف بیت رهبری انتصاب می‌شوند. معمولا وظیفه این امامان، تئوریزه کردن نطرات رهبر و تبلیغ و تبیین آن است. مسئولین ادارات و سازمانهای دولتی بدون اجازه این روحانیون نمی‌توانند آب بخورند.

 

به این فهرست، می‌توان صدها بنیاد و سازمانهای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و احتماعی دیگر را اضافه کرد. بودجه این نهادها از طریق دولت و بیت رهبری تامین می‌شود و هدف اصلی آنان حفظ قدرت روحانیت شیعه و پرونده سازی برای منتقدین نظام است.

نتیجه آنکه دشمن واقعی دموکراسی و مانع اصلی پیشرفت و ترقی ایران، روحانیت شیعه است. کارنامه سیاه روحانیت شیعه در این ۳۲ سال بر کسی پوشیده نیست. و اگر بخواهیم نام بیریم داستان دراز دامنی خواهد شد. خوشبختانه در عصر اطلاعات جنایات روحانیت شیعه ثبت و ضبط شده است، دستکم آنچه علنی بوده یا افشا شده، اما همه می‌دانیم هنوز بسیاری از ابعاد وحشی‌گریهای روحانیت شیعه بر ما پوشیده مانده است و روزی همه آنها برملا خواهد شد. ممکن است خیلیها بگویند روحانیت شیعه، یکدست نیست و در بین آنها انسانهای شریفی هم پیدا می‌شود. پاسخ من این است: «لطفا تعداد این روحانیون را نام ببرید»، من فکر نمی‌کنم به تعداد انگشتان دست برسد.

برای تعمیق این بحث منتظر نظرات خوانندگان این وبلاگ هستم.


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 11:37 :::      Bookmark and Share
 

Link  | TrackBack 0  | Comment 24





کش بازی ممنوع

, 03, 2011

 

من نمی‌دانم چرا این رسانه‌ها، یک موضوع کوچک و بی اهمیت را این همه بزرگ می‌کنند. یعنی هی کش می‌دهند. خب یک عده‌ای مبلغ ناچیز سه هزار میلیارد تومان را که اگر بگذاری جلوی بچه قهر می‌کند، لوطی خور کرده‌اند. مگر این اولین بار است که در این مملکت چنین اتفاقی می‌افتد. خلاصه رسانه‌ها بیش از این نباید به جنجال و هیاهو در باره این ماجرا ادامه دهند. چون بنده می‌دانم و با اطمینان خاطر خدمتان عرض می‌کنم که اگر به توصیه‌های بنده عمل می‌شد و آن دوتا کوهنورد آمریکایی را آزاد نمی‌کردند، حالا هردو، توی صدا و سیما اعتراف می‌کردند که این مبلغ جزئی را آنها دزدیده‌اند. خوشبختانه وکیل آنها را ممنوع الخروج کردیم و بزودی دستگیرش می‌کنیم تا جزئیات دزدی کوهنوردان آمریکایی را برای ملت بزرگم فاش کند. پس تا آنموقع  دندان روی جگر بگذارید و موضوع را کش ندهید. 

::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 20:37 :::      Bookmark and Share
 

Link  | TrackBack 0  | Comment 4





شش نکته

, 22, 2011

 

به سبک محسن سازگارا، امروز می‌خواهیم در مورد شش موضوع صحبت کنیم.

 

موضوع اول اینکه زمانی که محمود احمدی‌نژاد همراه باندش وارد نیویورک شد، اوباما به او گفت اگر دوتا گروگان آمریکایی آزاد نشوند، هتل بی هتل، باید همراه خانم بچه‌ها کنار خیابان بخوابی.

 

نکته دوم اینکه، دفتر ریاست جمهوری ایران اعلام کرد فیلم مورد علاقه محمود احمدی نژاد «ممل آمریکایی» است. ایشان هر شب با خانم بچه‌ها این فیلم را نگاه می‌کند.

 

نکته سوم اینکه محمود احمدی نژاد در گفتگو با خبرگزاریهای آمریکا گفت، میرحسین موسوی و مهدی کروبی آزاد هستند و در خانه خودشان زندگی آرامی دارند. از طرفی مامان محمودی به ما زنگ زد و گفت خدا ذلیل کنه این بزمجه را که آبروی ما را پیش در و همسایه برده، خدا مرگش بده انگار نافش را با دروغ بستند. 

 

موضوع چهارم اینکه، سمیه توحیدلو، نویسنده وبلاگ در ساحل سلامت، نوشت که بحمدالله جای زخم شلاقها بهتر شده اما همچنان در وبلاگستان فارسی بحث‌های هیجان‌انگیزی در باره نمادین و غیر نمادین شلاق ادامه دارد.

 

نکته پنجم اینکه، ریس جمهور محترم حکومت اسلامی، طبق معمول هرساله یک سخنرانی انقلابی و ضد امپریالیستی برای صندلیهای خالی سازمان ملل ایراد فرمودند.

 

نکته ششم اینکه برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی پیشنهاد داده‌اند تا پست رئیس جمهوری حذف شود و بجای رئیس جمهور، آقا، یک نخست وزیر مکتبی به مجلس معرفی کند. یعنی عین زمان آن خدابیامرز!

 


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 18:38 :::      Bookmark and Share
 

Link  | TrackBack 0  | Comment 2





بیلی و من و نوبت شما

, 17, 2011

 

دهم سپتامبر در برنامه نوبت شما، تلویزیون بی‌بی‌سی، همراه سگم بیلی شرکت کردم. موضوع برنامه دهمین سالگرد وبلاگستان فارسی بود. در اینجا لازم می‌دانم به چند نکته در رابطه با شرکتم در این برنامه اشاره کنم.

 

۱) شرکت من در این برنامه به مناسبت دهمین سالگرد وبلاگستان فارسی بود و نه دهمین سالگرد جنگ ایران و عراق، یا دهمین سالگرد سینمای هشت، بدیهی است که من بعنوان یک بلاگر از بودن در این برنامه استقبال کردم. قبل از شروع برنامه به آنها گفته بودم که چون نام وبلاگ من «بیلی و من» است، سگم هم خواهد بود. البته به اندازه کافی از فرهنگ ایرانی و نگاهش به سگ با خبرم و آنقدر عقل دارم که متوجه باشم شرکتم با سگ در این برنامه ممکن است جنجال‌آفرین شود. من این ریسک را کردم. اما حضورم با بیلی در بی‌بی‌سی که میلیونها ببینده دارد عامدانه و آگاهانه بود تا نشان بدهم در کشور من سگ این دوست وفادار انسان که هزاران سال است با آدمی زندگی می‌کند و همیشه پاسبان خانه و اموال او بوده است، موجود نجسی است و پلیس و نیروهای امنیتی مرتب علاقه‌مندان به سگ در ایران را تهدید می‌کنند و حتا مجلس اسلامی قرار است لایحه‌ای در تحریم این موجود زیبا تصویب کند.

جالب است که تعدادی از وبلاگ‌های ارزشی حضور ما را در بی‌بی‌سی به تمسخر گرفته‌اند. نویسندگان این وبلاگها اکثرا جوان هستند، تنها چیزی که می‌توانم در پاسخ این تمسخرکنندگان بگویم این است که در آستانه ۶۰ سالگی‌ام، بازهم از برخی از این جوانان سنت شکن‌تر هستم.

 

۲) قبل از شرکت در برنامه، در واقع زمان آماده سازی، من یک تی‌شرت سبز پوشیده بودم که روی آن به انگلیسی نوشته شده «رای من کو؟» فردی که از طرف بی‌بی‌سی با من در تماس بود و مرا در وبکم می‌دید از من خواست تی‌شرتم را عوض کنم. از این دخالت او در مورد لباسم بشدت عصبانی بودم و می‌خواستم از شرکت در برنامه انصراف بدهم. بعد از آن تقلب بزرگ من ده تا تی‌شرت سبز دارم که روی آن حک شده «رای من کو؟» و همیشه یکی از این تی‌شرتها را به تن دارم. حتا روی زنبیل پارچه‌ای که برای خرید استفاده می‌کنم همین جمله هست. باری تی‌شرت را عوض کردم اما متوجه شدم که بی‌بی‌سی چقدر رعایت حال جمهوری اسلامی را می‌کند که خدای نکرده کاری نکنند تا به قبا و عبای آقایان بر بخورد.

 

۳) قبل از برنامه قرار بود مجری برنامه از من در باره تاریخچه وبلاگستان سئوال کند و منهم گفته بودم که بعد از گفتن تاریخ وبلاگستان می‌خواهم یادی هم از بلاگرهای زندانی بکنم. همین که برنامه شروع شد مجری از من پرسشهای دیگری کرد که اصلا ربطی به قراری که گذاشته بودیم نداشت. بعد از برنامه ایمیلی برای یکی از تهیه‌کنندگان برنامه شما فرستادم و مراتب نارضایتی خودم را گوشزد کردم، چند روزی گذشت و ایشان پاسخ دادند که در مورد اعتراض شما صحبت کردیم. متاسفیم. همین

 

پی نوشت: قصد تحریم بی‌بی‌سی را ندارم  اما تجربه‌ای شد تا اگر در آینده در برنامه‌ای شرکت کردم حواسم جمع باشد.

 


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 10:27 :::      Bookmark and Share
 

Link  | TrackBack 0  | Comment 6





بازی وبلاگی

, 11, 2011

 

این روزها در مورد رکود وبلاگستان فارسی، حرف و حدیث بسیار است. تا آنجا که من خوانده و شنیده‌ام سه دلیل عمده برای این رکود قید می‌کنند.

۱) پیدایش شبکه‌های اجتماعی چون فیسبوک.

۲) فیلترینگ وبلاگها

۳) سرکوب شدید دولت، بعداز انتخابات خرداد سال ۸۸

برای اینکه دقیق‌تر به بررسی رکود وبلاگستان بپردازیم، از بلاگرهایی که در این لیست هستند دعوت می‌کنم تا در این بازی وبلاگی شرکت کرده و در وبلاگشان دلیل کم کاری خودشان را بنویسند تا شاید بتوانیم تصویرروشن و دقیق‌تری داشته باشیم. البته این بازی شامل بلاگرهایی که همیشه فعال بوده‌اند نخواهد شد. امیدوارم دوستان این آب بازی را جدی بگیرند و اگر نوشتند خبرم کنند تا لینک مطلب را اینجا بگذارم.

 

علت رکود وبلاگ بیلی و من

 

همه چیز برایم عادی بود و هراز گاهی در وبلاگم می‌نوشتم تا انتخابات خرداد ۸۸ که درست بعد از آن سرکوب وحشتاک و وحشیانه دولت بوی رایحه خوش خدمت، سکته قلبی کردم.

متاسفانه بعداز عمل جراحی قلبم، دچار افسردگی شدید شدم که تا همین چندماه پیش با آن دست و پنجه نرم می‌کردم. علت افسردگی من آن بود که یک هفته قبل از آنکه سکته کنم، رفته بودم چکاب، معلوم شد که هیچگونه بیماری ندارم. نه اضافه وزن، نه چاقی، نه قندخون، نه کلسترول و حتا نوار قلبی هم نشان می‌داد که قلبم مثل یک ساعت به خوبی کار می‌کند. به همین دلیل وقتی عمل کردم، شدیدا عصبانی بودم و مرتب از خودم می‌پرسیدم آدم سالمی مثل من چرا سکته کند و این پرسش مرا بیست و چهار ساعته عذاب می‌داد که دست آخر باعث افسردگیم شد. در این حالت خودم را منزوی کردم، حتا کلاسهای تدریس سه‌تار را که عاشق آن بودم تعطیل کردم و مدتها خودم را از نواختن سه‌تار محروم. نه مهمانی می‌رفتم نه دوست داشتم کسی بدیدنم بیاید، تنها و منزوی آرزوی مرگ می‌کردم. بالاخره بعد از معالجات مداوم و اراده خودم امروز به زندگی عادی برگشته‌ام. بنابراین دلیل کم‌کاری من، نه فیسبوک و نه فیلترینگ و نه ترس که افسرده‌گی بود.

حالا شما لطف کنید و دلیل یا دلایل کم‌کاری خوذتان را بنویسید.

یادداشت بلاگرهایی که در بازی شرکت کرده‌اند:

 

۱) ف.م. سخن: علت رکود وب‌لاگ، ف.م. سخن

 ۲) سرزمین آفتاب: چرا دیگر ننوشتم؟

 ۳) دخترهمسایه: دلایل رکود وبلاگستان از نظر من

۴) نق‌نقو: ده سالگی وبلاگستان پارسی

 ۵) حکایتهای شهربانو: به بهانه‌ بازی وبلاگی

۶) عمو اروند: چرا وبلاگستان فارسی درجا می‌زند؟

۷) پسرمعمولی: چرا کم‌کاری؟


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 10:12 :::      Bookmark and Share
 

Link  | TrackBack 0  | Comment 8





وبلاگستان و دموکراسی (۲)

, 07, 2011

 

در ادامه پست قبلی به مناسبت روز وبلاگستان، باید عرض کنم که من قصد نوشتن تاریخ ده ساله وبلاگستان را ندارم، بلکه شرح کوتاهی است از تجربه و مشاهدات شخصی‌ام در این دوره بقول معروف وبلاگداری.

وبلاگستان و دنیای وب

آنموقع شبکه‌های اجتماعی، چون فیسبوک، توئیتر، گوگل پلاس و... خیلی از امکانات امروز وجود نداشت. در میان بلاگرها بچه‌هایی بو‌دند که تحصیلاتی در زمینه کامپیوتر و آی.تی داشتند. مثل همین نیما اکبرپور نویسنده وبلاگ «عصیان» که حالا در بی‌بی‌سی کار می‌کند و من مشتری برنامه کلیک‌اش هستم.  هرگاه شرکتها یا سایت‌ها امکانات تازه‌ای را در وب ارائه می‌داد، بچه‌های فنی بلافاصله خبر را در وبلاگستان پخش می‌کردند و راه و روش مثلا نصب فلان برنامه را می‌نوشتند. در عین‌حال همین بچه‌ها به دیگرانی مثل من که سواد آی.تی آنها پایین بود در درست کردن یا تعویض قالب وبلاگ کمک می‌کردند. باید بگویم امروز تعدادی از بلاگرهای کلاسیک در رسانه‌هایی مانند: بی‌بی‌سی، رادیو فردا، رادیو آلمان و رادیو زمانه کار می‌کنند. اصلا چرا راه دور برویم، بنیانگزار رادیو زمانه مهدی جامی نویسنده وبلاگ «سیبستان» است. راستش نمی‌دانم چرا این دوستانی که در رسانه‌ها کار می‌کنند، نوشتن در وبلاگ را فراموش کرده‌اند. برخی بهانه می‌آورند که اجازه ندارند که من نمی‌فهم. در دانمارک برخی از کسانی که در رسانه‌ها کار می‌کنند وبلاگ هم می‌نویسند و حنی گاهی به موضوع سیاست هم می‌پردازند.

وبلاگستان و تبلیغات

یکی از بجث‌های جالب آن زمان در مورد آگهی تبلیغاتی بود. گفتگو بر سر آن بود که آیا وبلاگها می‌توانند با گرفتن آگهی منبع درآمدی داشته باشند یا نه؟ بهر حال بعداز بحث‌های فراوان اکثریت بلاگرها، با گرفتن آگهی موافق شدند. اما متاسفانه شرکتها و سازمانهای ایرانی هرگز از این پتانسیل برای دادن آگهی استفاده نکردند که بهرحال کمکی بود در حوزه فرهنگ!

وبلاگستان و زبان فارسی

 بدون تردید گسترش زبان فارسی در وب را مدیون وبلاگستان هستیم و این به هیچ وجه اغراق نیست. باید بگویم در کشورهای دموکراتیک، دولتها برای مطرح کردن زبان ملی حودشان  در وب سرمایه‌گذاری کرده‌اند و می‌کنند. حکومت جمهوری اسلامی در این مورد کارنامه درخشانی ندارد و سرمایه‌ای را که باید در خدمت گسترش زبان فارسی و دیگر خدمات وب صرف کند آنرا در خدمت محدود کردن اینترنت، فیلترینگ و سرکوب به مصرف می‌رساند. بهرحال وبلاگستان با تولید محتوی به زبان فارسی، این زبان را بعنوان چهارمین زبان وب ارتقا داد و این خود موضوعی مستقل است که احتیاج به تحقیق بیشتر دارد.

ادامه دارد...

 

نیک آهنگ کوثر از بلاگرهای قدیمی هم‌اکنون در بیمارستان بستری است برایش آروزی بهبودی دارم و امیدوارم کمی از حجم کارهایش بکاهد و در وبلاگش بنویسد.

 

پست بلاگرهایی که به مناسبت روز وبلاگستان نوشته‌اند:

گالری عکس‌های یک دهه وبلاگ نویسی فارسی/ رادیو دویچه‌وله

  1. خانه مجازی من »  به مناسبت روز جهانی وبلاگ
  2. وبلاگ فارسی » به مناسبت هفته وبلاگ‌نویسی : من هم وبلاگ نویسم...
  3. بیلی و من »  روز جهانی وبلاگستان
  4. بلاگ‌نوشت » آنان که بلاگستان را آغاز کردند...
  5. وبلاگینا »  چطور وبلاگ بنویسیم؟ کجا وبلاگ بنویسیم؟
  6. عمو اروند »  شانزدهم شهریور روز بلاگستان فارسی
  7. کپی‌رایت »  روز جهانی وبلاگ و هفت وبلاگ
  8. مرثیه‌های خاک »  روزی روزگاری وبلاگستان
  9. پسر معمولی »  روز بلاگستان فارسی (بخش یکم - بخش دوم)
  10. حکایت‌های شهربانو »  روز بلاگستان فارسی
  11.  دختر همسایه »  صدای فریاد گلها در روز جهانی وبلاگ نویسی 
  12. لیموناسیون »  ۱۰ سال وبلاگ‌نویسی فارسی
  13. گاه یادداشت‌های یک دوربین کوچولو »  مستند خواب ابریشم
  14. The Coach  »  امروز بلاگ‌نویسی را شروع کنید!
  15. گزاره‌ها »  خوب وبلاگ بنویسید، لطفا!
  16. دل زده » به بهانه روز جهانی وبلاگ: وبلاگ‌نویسی یا وبلاگ‌ننویسی!
  17. نوشته‌های یک آرش » روز جهانی وبلاگ، روز جهانی ما
  18.  ایران هکس »  نهم شهریور، روز جهانی وبلاگ مبارک
  19. یک وبلاگ‌نویس » نهم شهریور، روز جهانی وبلاگ : وبلاگ‌نویس روزت مبارک !
  20. اقلیما پولادزاده »  روز جهانی وبلاگ مبارک
  21. عبدالقادر بلوچ »  درود بر وبلاگستان فارسی
  22. افاضات و اضافات »  ده نکته به مناسبت روز جهانی وبلاگ
  23. تقویم تبعید »  روز وبلاگستان
  24. زنانه‌ها »  وبلاگ‌نویسی ایرانی
  25. بیلی و من »  وبلاگستان و دموکراسی
  26. پارسانوشت »  به مناسبت روز وبلاگ‌های فارسی وهفته‌ی وبلاگ‌نویسی
  27. رسانه‌های اجتماعی »  وبلاگ‌نویسی به مثابه نقاشی کردن
  28. گلی »  روز جهانی وبلاگ!
  29. گویا آی‌تی »  یک دو سه آزمایش میشه، هفته‌ی بلاگ‌نویسی مبارک!
  30. سیدمحمود بنی هاشم »   به بهانه روز بلاگستان فارسی + پوستر من
  31. وب شهر »  طنز: چگونه وبلاگ‌نویس بشویم؟
  32. بلوط »  برای خورشید روزهای خوب وبلاگستان
  33. ف.م.سخن »  به مناسبت ده سالگی وبلاگستان فارسی
  34. بلاگ‌نوشت »  وبلاگ‌نوشت‌های بلاگ‌نوشت
  35. یک پزشک »  به مناسبت روز وبلاگستان فارسی : دوره‌های وبلاگستان فارسی
  36. یک پزشک »  روز وبلاگستان فارسی : کودکی درون ما
  37. روزنوشت میلاد »  ۱۶ شهریور و روز بلاگستان فارسی!
  38. کاغذ پاره »  مینیمال نویسی، موج نو وبلاگ‌نویسی کلاسیک
  39. کاغذ پاره »  فال روز ۱۶ شهریور ۹۰ برای وبلاگستان فارسی
  40. سرزمین رویایی »  سرزمین رویایی: شش سال بعد
  41. این خانه سیاه است »  برای ده سالگی وبلاگستان فارسی
  42. آلوچه خانم »  اینجا برای من، نه من برای اینجا
  43. امیدلیس »  وبلاگستان و تولدی دیگر
  44. بیلی و من » وبلاگستان و دموکراسی (۲)
  45. سیبستان » وبلاگ شورشی و رسانه‌های رسمی
  46. سلمان » آعاز دهه دوم وبلاگ‌نویسی فارسی 
  47. قمار عاشقانه » هشت سال از این ۱۰ سال وبلاگ پارسی 

 


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 09:23 :::      Bookmark and Share
 

Link  | TrackBack 0  | Comment 7





وبلاگستان و دموکراسی

, 04, 2011

 

این پست را تقدیم می‌کنم به بلاگرهای کلاسیک، چه آنها که در این لیست هستند و چه نیستند.

سالهاست واژه‌های وبلاگ، بلاگر و وبلاگستان وارد زبان فارسی شده است و بسیاری از رسانه‌ها، وبلاگستان را بعنوان یک مجموعه‌ تولید محتوی به رسمیت شناخته‌اند.

آشنایی من با وبلاگ دنیای جدیدی را به رویم باز کرد. آنموقع این همه جهان وب شلوغ نبود. با وبلاگ حسین درخشان که آشنا شدم، تصمیم گرفتم وبلاگی راه بیاندازم. قبل از آن همیشه چندساعتی را پای تلویزیون تلف می‌کردم. اما وبلاگ و وبگردی فاصله‌ام را با تلویزیون بیشتر و بیشتر کرد که هنوزم هم چنین است و جز اخبار و بازی‌های مهم فوتبال کمتر تلویزیون تماشا می‌کنم. در عوض در وب، موسیقی گوش می‌کنم، کلی مطلب می‌خوانم، می‌نویسم و می‌آموزم. برای من همیشه وبلاگ حکم یک نشریه را داشته که چند فرق‌ اساسی‌ با نشریات سنتی دارد. نخست آنکه همه‌کاره خودت هستی و کاملا آزاد، اینکه حسین درخشان نام وبلاگش را «سردبیر خودم» انتخاب می‌کند ناشی از همین امکانی است که وبلاگ دارد. دومین تفاوت مهم آن است، تو در وبلاگ با خواننده در ارتباطی، خواننده نظر می‌دهد، نقد می‌کند یا مطلب را دوست دارد و تشویق می‌شوی.

سومین تفاوت اساسی این است، تو در هر ساعتی که مطلب را نوشتی و آماده شد آن را با یک کلیک منتشر می‌کنی. البته تفاوتهای دیگری هم هست. اما به باور من این سه مورد مهم‌ترین هستند.

حالا بر می‌گردم به وبلاگستان فارسی

زمانی که کم‌کم وبلاگستان فارسی پا می‌گرفت ما بیشتر پستهای وبلاگ یکدیگر را می‌خواندیم، نظر می‌دادیم و تدریجا حلقه‌ای از وبلاگها تشکیل شد که بعدا به وبلاگستان و یا وبلاگ‌شهر معروف شد. جالب است که این نامها را هم بلاگرها انتخاب کردند و ما در مورد این دونام بحث‌ها داشتیم. البته در مورد زبان وبلاگی هم بحث‌های  پر شوری داشتیم. باید توجه داشت آنموقع وبلاگ یک پدیده کاملا نو در دنیای رسانه‌ها بود. حتی برخی بلاگرها همچون ف.م. سخن چندین پست در مورد وبلاگ و زبان وبلاگی دارد که هنوز هم خواندنی است. مطالب وبلاگها بسیار متنوع بود: طنز، سیاست، اجتماع، فرهنگ، کتاب، شعر، نقد، آی‌تی، کامپیوتر، درد دلهای زنانه و مردانه خلاصه همه نوع حرف و حدیث بود. مهم‌تر از همه ورود زنان در این حوزه بود که وبلاگستان را دوچندان جذاب می‌کرد. شاید این اولین بار در تاریخ مردسالارانه ایران بود که زنان بدون سانسور از احساسات خود می‌نوشتند. وبلاگستان همیشه در مورد حقوق بشر و دموکراسی شاخکهای تیزی داشت، حتی چندین بار کار جمعی کردیم و  از طرف وبلاگستان هم چندین بیانیه منتشر شد. با تمام این ارتباط نزدیک و دوستانه، گاهی می‌شد که نظرات یکدیگر را به شدت و به تندی نقد می‌کردیم. اصلا گاهی دعوایمان می‌شد و حتی به همدیگر هم پرخاش می‌کردیم. و اما و اما با تمام اختلاف نظرها، دعواها و دلخوری‌ها، چیزی در وبلاگستان دیدم که برایم بسیار با ارزش بود و هست، اینکه با تمام این بگو و مگوها همیشه به یکدیگر احترام گذاشته‌ایم و من این تساهل و مدارا را در هیچ گروه ایرانی تاکنون ندیده‌ام.

ادامه دارد


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 12:58 :::      Bookmark and Share
 

Link  | TrackBack 0  | Comment 10





روز جهانی وبلاگستان

, 31, 2011

 

امروز ۳۱ اگوست، روز جهانی وبلاگستان است و ۱۶ شهریور روز وبلاگستان فارسی، برای اطلاع بیشتر اینجا و اینجا سر بزنید.

باری این روز را به تمام بلاگرهای جهان تبریک می‌گویم و طبق سنت این روز ۵ وبلاگ را معرفی می‌کنم:

۱: وبلاگ سردبیر خودم که نویسنده آن حسین درخشان، مدتهاست در زندان جمهوری اسلامی است و از نوشتن در وبلاگش محروم. او را پدر وبلاگستان ایرانی می‌دانند و انصافا هم در گسترش وبلاگهای فارسی نمی توان نقش او را انکار کرد.

۲: وبلاگ عبدالقادر بلوچ، طناز و طنر نویسی که پشتکارش ستودنی است و تا امروز مرتب می‌نویسد حتا در این کساد بازار وبلاگستان فارسی!

۳: محمود فرجامی نویسنده وبلاگ «باران در دهان نیمه باز» بلاگر خوش قلمی که هر پستش خواننده را در این جهان بی‌در و پیکر به فکر وامیدارد و‌گاه طنر‌هایش محشر است.

۴: محمد افراسیابی، نویسنده «وبلاگ عمو اروند» که همچنان خاطرات دوران قبل و بعد از انقلاب‌اش را صمیمانه با خوانندگانش تقسیم می‌کند.

 ۵: صادق جم نویسنده وبلاگ «بلاگ نوشت» که همیشه عشق و علاقه‌اش به وبلاگستان و بقای آن را تحسین کرده‌ام.

باید بگویم اگر قرار باشد آزادانه انتخاب کنم حتما تعداد وبلاگهای مورد علاقه‌ام به ۱۲۰ وبلاگ می‌رسد. در پایان روز جهانی وبلاگستان را به بلاگرهای دربند: حسین رونقی ملکی، عماد بهاور، هانیه فرشی، سیما دیدار، کوهیار گودرزی، آرش هنرور شجاعی و مریم بهرمن، تبریک می‌گویم و آرزو دارم بزودی وبلاگ‌هایشان را بروز کنند.


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 10:48 :::      Bookmark and Share
 

Link  | TrackBack 0  | Comment 13





دست گرمی

, 30, 2011

 

اعلیحضرت همایونی شاهنشاه اسلام پناه و بزرگ ارتشتاران فرمودند: تاریخ قبل از اسلام ایران را بیخیال! بچسبید به بعد از اسلام. در همین راستا وزیر دربار شاهنشاه هم فرمودند: علاوه بر شبهای شعرخوانی در حضور اعلیحضرت، شبهای تاریخ نویسی هم در محضر ملوکانه برگزار خواهد شد. بیلی می‌گوید: احتمالا ابومسلم خراسانی و بابک خرم دین بعنوان عناصر ضدانقلاب و ضد ولایت فقیه در تاریخ جدید حذف می‌شوند.

::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 10:36 :::      Bookmark and Share
 

Link  | TrackBack 0  | Comment 4






Copyright © 2005-06, Asdollah Alimohammadi. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.
 
 


آگهی


 

دوستان





لوگو



 


 


 
آرشیو


آخرين نوشته‌ها:
دو پرسش از آقای اکبر گنجی
آدرس عوضی
کش بازی ممنوع
شش نکته
بیلی و من و نوبت شما
بازی وبلاگی
وبلاگستان و دموکراسی (۲)
وبلاگستان و دموکراسی
روز جهانی وبلاگستان
دست گرمی

لینک تمام یادداشت‌ها

آرشيو ماهانه:
2011 (3)
2011 (5)
2011 (2)
2011 (2)
2011 (3)
2010 (4)
2010 (1)
2009 (2)
2009 (1)
2009 (3)
2009 (8)
2009 (9)
2009 (6)
2009 (2)
2009 (8)
2009 (3)
2009 (3)
2008 (3)
2008 (2)
2008 (2)
2008 (7)
2008 (1)
2008 (2)
2008 (6)
2008 (5)
2008 (4)
2008 (2)
2007 (2)
2007 (7)
2007 (3)
2007 (1)
2007 (1)
2007 (4)
2007 (1)
2007 (1)
2007 (7)
2006 (6)
2006 (1)
2006 (3)
2006 (8)
2006 (9)
2006 (3)
2006 (3)
2006 (10)
2006 (5)
2006 (9)
2006 (13)
2006 (15)
2005 (9)
2005 (10)
2005 (3)
2005 (4)
2005 (11)
2005 (7)
2005 (16)
2005 (4)
2005 (5)
2005 (19)
2005 (14)
2005 (15)

 
جستجو


کلمه مورد نظر را در کادر زير نوشته و روی دکمه جستجو کليک کنيد:

 
فید

Atom Index
RSS 2.0
RSD
 
کپی رایت


<تمام حقوق اين وبلاگ براساس پروانه‌ی Creative Common متعلق به اسدالله عليمحمدی است.