یادداشت‌های اسد علیمحمدی                                   My Danish Blog 

 

چی بودیم، چی شدیم

Wednesday, February 2, 2005

 

به مناسبت دهه زجر و ضجر و عَنقِلاب بیست و دوم بهمن.

قبل از عنقلاب:

دلار را هفت تومان می خریدیم، می رفتیم پان امریکن یه بلیط رفت و برگشت می خریدیم برای فرانکفورت بدون ویزا سوار می شدیم، دوهفته فرانکفورت.

دست دوست دخترمان را می گرفتیم، می رفتیم چاتا نوگا دوتا بستنی حال می کردیم جلوی جماعت لب می گرفتیم و یکی نبود بگه هالو خرت به چند من.

پوشش ملت آزاد بود، هم چادری داشتیم هم بی حجاب.

رباخواری کاری بود شنیع، چیزی مثل جاکشی.

سر برج بعد از دادن کرایه خانه و قسط ها، می رفتیم کاباره میامی، داریوش برایمان می خواند و آخر شب مست و پاتیل می آمدیم خانه، از پست های بازرسی هم خبری نبود.

تلویزیون البته دولتی بود اما شوی میخک نقره ای فریدون فرخزاد هم بود با خواننده و ساز وضرب و سریال دائی جان ناپلئون.

از رادیو، برنامه جاویدان، گلها پخش می شد. احمد عبادی برایت سه تار می زد، ابوالحسن صبا ویلون، حسین تهرانی تمبک، جلیل شهناز تار، یا بنان میخواند یا دلکش و یا مرضیه.

هر جنسی که در اروپا و آمریکا به بازار می آمد اصل آن را روز بعدش می شد تو بازار ایران خرید.

یه شاه داشتیم که همه کاره بود با یک نخست وزیر بله قربان گو و یک مجلس فرمایشی.

یک سری وزارتخانه داشتیم با یک مجلس سنا.

یک وزارت اطلاعات داشتیم، یک ارتش، یک شهربانی و یک ژاندارمری

یک زندان اوین داشتیم برای زندانیان سیاسی.

اول دو سه تا حزب فرمایشی بود، ایران نوین، حزب مردم، پان ایرانیست، بعد شد یک حزب "رستاخیز".

تا آنجا که ما به خاطر داریم، مهمترین قتل زنجیره ای که خیلی سر و صدا کرد، جنایت اصغر قاتل از اهالی بروجرد بود.


بعداز عنقلاب

دلار را باید هزار تومان خرید، هیچ جا هم نمیشه رفت، چون بهمان ویزا نمی دهند.

دست دوست دخترمان را که نمی توانیم بگیرم هیچی! وقتی هم باهاش قرار می گذاریم قلبمان مثل کون گنجشگ می زند که مبادا برادران و خواهران ناموس پرست بیایند و دستگیرمان کنند

پوشش ملت نه تنها آزاد نیست بلکه حجاب اجباری است.

رباخواری امروز شغلی است شریف و پر درآمد.

سر برج باید همه حقوقمان را بدهیم به این و آن، کاباره تو سرش بخوره باید تا ماه بعدی سماق بمکیم.

هرجنسی که در اروپا و آمریکا به بازار میاد بعد از چند سال بدل تایلندی و چینی و کره ای آن وارد ایران می شود، آنهم به قیمت خون امام حسین.

تلویزیون باز هم دولتی است و از آن شوها خبری نیست تازه موسیقی هم که پخش می شود خجالت می کشند شکل ساز را نشان دهند.

از رادیو سرودهای انقلابی می شنوی و نوحه، گاهی هم که دلشان می سوزد آهنگی پخش می کنند که به درد عمه شان میخورد.

یک وزارت اطلاعات رسمی داریم، و چندین وزارت اطلاعات موازی، افقی و عمودی. وزارت اطلاعات موازی قوه قضائیه، وزارت اطلاعات بیت رهبری، وزارت اطلاعات مساجد، وزارت اطلاعات سپاه، وزارت اطلاعات بسیج بیست میلیونی یک ارتش، یک سپاه، یک بسیج ، یک شهربانی، یک کمیته، یک ژاندارمری و یک جهاد سازندگی...

همان زندان اوین را داریم باضافه ده ها زندان مخفی بی نام و نشان ویژه زندانیان سیاسی.

شاه نداریم بجاش یک رهبر داریم که همه کاره است و بارگاهش باندازه چندین دربار سلطنتی بودجه دارد، با یک رئیس جمهور بله قربان گو و یک مجلس فرمایشی.

امروز همان وزارتخانه ها را داریم باضافه: شورای نگهبان، مجلس خبرگان رهبری، مجلس تشخیص مصلحت نظام، شورای ملی امنیت، شورای انقلاب فرهنگی، شورای سیاست گذاری نظام و ده بیست تا مجلس و شورا برای روز مبادا.

امروز علاوه بر چندتا حزب یه مشت جبهه فرمایشی هم داریم و زمزمه تشکیل یک حزب فراگیر، چیزی شبیه حزب رستاخیز با پسوند اسلامی هم شنیده می شود.

حالا سه نوع قتل زنجیره ای داریم: دولتی، انتفاعی و غیر انتفایی.

بعدالتحریر

می دانم این لیست می تواند دراز تر شود، ما چیزی فعلا به عقلمان نمی رسد، دوستان خواننده می توانند در کامنتدونی به این لیست اضافه کنند و قول می دهیم پیشنهادات رسیده را با ذکر نام اضافه کنیم تا شاید این سیاهه برای اولاد اولادمان بماند در تاریخ، که اجدادشان چه بودند و چه شدند.


و اما یک خواهش بی ربط اگر دوست دارید بروید اینجا و با امضایتان مخالفت خود را با حمله احتمالی آمریکا به ایران ثبت کنید این امضا نشانه آن است که شما جنگ را به هر صورتش نفی می کنید.

پیشنهادات دوستان اینجا اضافه می شود

قبل ار عنقلاب

گیله مرد: ملت در خانه نماز می خواندند و بیرون عرق می خوردند.

سیخونک: عمو يادت نره که اگه همون پهلوی علیه سلام اونقده ایجاد خفقان نمیکرد، مردم فکر نمیکردن که میتونن از آخوند و مذهب انتظار بهبودی و بهروزی داشته باشن. عمو یادت نره همون موقع نسبت فقر و ثروت تو جامعه چه‌جوری بود. خلاصه بر زیر بنای دیکتاتوری و بیسوادی و ضعف حکومت پیشین بود که حکومت جدید پا گرفت. راس راسی بعضی وقتا مردم سیخونک لازم دارن!

فریاد بی صدا: اون زمان كسي كه سينه ميزد و نماز ميخوند براي دل خودش ميخوند و خداي قلب خودش

آواره: این آواره قبل از عن قلاب توی خیابون مینی ژوپ می دید و شلوار لی چسبان.

رنگین کمان عشق: قبل از عنقلاب هروئين گرمي بود و ترياك كيلويي

بعد از عنقلاب

گیله مرد: ملت در خانه عرق می خورند و بیرون نماز می خوانند

لاله: قبل از انقلاب را نمي دانم ولي بعد از انقلاب هرسال ستاد مبارزه با مواد مخدر هزارها تن ترياك و گراس و هرويين را آتش مي زند و هزاران معتاد كه معلوم نيست با اين همه تدابير چطور معتاد شده اند دور آن جمع شده و از هواي پاك آن اشتشااااااااق مي كنند.

یرقان: راستش ما قبل از انقلاب نبوديم ولي اگر اينطور كه شما ميفرماييد و اگر بلانسبت اينقدر ملت ....تشريف داشتند كه مملكت گل و بلبل را اينجوريش كردند ....حقشان است.ولي خودمانيم ها........(حرفهاي خودماني باشد بعدآ)

فریاد بی صدا: امروز هر كي نماز ميخونه و سينه ميزنه براي تظاهر ميكنه و بگه كه يا ايها الناس من مسلمونم !

آواره: این آواره بعد از عن قلاب توی خیابون فقط پنگوئن می بیند.

شادونه: بعد از عنقلاب مدرسه ها از هم جدا شده ولی نمی دونم چرا آمار ایدز از این راه داره بالا می ره.

رنگین کمان عشق: بعد از عنقلاب هروئني كيلوئي شد و ترياك تني و بانضمام پيشرفت انواع و اقسام قرص ها و موارد افيوني.

علياحضرتا! گذشته ها نگذشته! مقاله ف.م.سخن را به خانم فرح پهلوی اینجا بخوانید


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 05:48 :::   مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

LINK  | Comment 37


وبلاگ و سايت‌هایی که به اين نوشته لينک داده‌اند يا در مورد آن نوشته‌اند:

پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: مقداد

Tuesday, March 29, 2005 ساعت 08:47

room - http://poker-room.eddiereva.com

 URL:  http://فلم


 نويسنده: Anonymous

Monday, February 7, 2005 ساعت 12:11

مرگ بر خامنه اي - مرگ برخ ميني


 نويسنده: donkishot

Sunday, February 6, 2005 ساعت 08:25

فكر نمي كردم از كامنت من ناراحت بشي ! چون اصلا يه همچين منظوري نداشتم . و خوب بالتبع هم وقتي كامنتت رو تو بلاگم خوندم خيلي تعجب كردم كه يه همچين برداشتي از كامنت من كردي و اين همون حسي بود كه من به اشتباه از متن تو گرفته بودم !!! بيلي عزيز از دست من دلگير نشو كه حرفهام دقدقه اي بيش نبيد !!!

 URL:  http://alimaadan.blogsky.com


 نويسنده: مصي

Sunday, February 6, 2005 ساعت 01:01

قبل از انقلاب شاهمون با تاج سوار كولمون ميشد بعد از انقلاب با عمامه. سوال: عمامه سنگين تر است يا تاج؟

 URL:  http://velammkon.blogspot.com


 نويسنده: همشهری

Saturday, February 5, 2005 ساعت 10:48

عنقلاب با این انقلاب ما سنخییتی داره که نگو نپرس. بوی تعفن عن قلاب مارو داره خفه میکنه / آی آدمای فرهنگ گستر / لطفا عنقلابو با انقلاب تمیز بدین حداقل واسه ما مردم ایران


 نويسنده: آقا خره

Saturday, February 5, 2005 ساعت 09:37

بيلي جان سلام . الهي قربونت خود آقا خره بره تولدته و اين صاحب نامردت برات يه پست ننوشته ! الهي دورت بگردم چه سگ آقايي هستي كه با يه همچين صاحب بي مرامي زندگي ميكني ! من جات بودم يه لگد ميزدم به ... هاش .ميدونم تو لگد بلد نيستي ! عيبي نداره دولا كه شد يه چيزي برداره بپر يه گاز از همون جاش بگير بفهمه خر نيستي !! من يه صاحب داشتم همينجوري از كلي آرزو انداختمش از اين كلينيك ميره اون كلينيك هنوز بچه اش نشده !!! قربان دندانهاي شيريت برم كه فردا تولدشونه .. خوش باش و با اين احب بي معرفت يه جوري بساز كه تو ايران فعلا بحث جنگه خطري بيايي پيش خودم والا ميگفتم بيايي با خودم زندگي كني . فدات خره

 URL:  http://www.agha-khare.persianblog.com


 نويسنده: شهلا

Saturday, February 5, 2005 ساعت 07:48

1_ درود بر تو
2_ سپاس از محبتت
3_و آزادی کهنه کالای نا یاب مان شد در این بازار
4_ بازم دستت درد نکنه.
5_ تا درودی دگر بدرود.

 URL:  http://www.21mehr.com


 نويسنده: آقا خره

Saturday, February 5, 2005 ساعت 06:16

سلام بيلي جان باز هم كه ميبينم اين صاحبت حق تو رو خورده و فقط از ديد خودش به انقلاب نگاه كرده .. دلم برايت تنگ شده بيا يه گازي از ما بگير

 URL:  http://www.agha-khare.persianblog.com


 نويسنده: رنگین کمان عشق

Saturday, February 5, 2005 ساعت 05:39

قبل از عنقلاب هروئين گرمي بود و ترياك كيلويي اما بعد از عنقلاب هروئني كيلوئي شد و ترياك تني و بانضمام پيشرفت انواع و اقسام قرص ها و موارد افيوني. اگه حالمان خوبتر شد بيشترش مي كنيم.

 URL:  http://ranginkamaneeshgh.persianblog.com


 نويسنده: donkishot

Saturday, February 5, 2005 ساعت 05:12

نمي دونم تا حالا چند تا متن خوندم كه همه مي گفتن من كه نبودم ولي با اين توصيفاتي كه مي كني ... يا از اون وري ها هم به همون وري ها استناد مي كنن كه ما نبودميم ولي ميگن كار خوبي بوده ! مي دوني شاخ شمشاد به قول همين رفيق شفيق سيخونك ديكتاتور از هر نوعش محكومه ! يه شاه رفت و يه شاه ديگه ولي تو يه لباس متفاوت تر اومد تا با اين لباس خون بيشتري از اين ملت بدبخت بمكه ! اگه رسالت رسوندن نظرات رو داري پس نترس و اين رو هم اضافه كن كه شاه قبلي به كاراش حكم حماسه ملي نمي داد ولي اين شاهي كه الان داريم به همه ي كارا و گندكاري ها حكم حماسه ملي ميده ! يكي از يكي گوه تر و بدبخت تره ! ( ببينم چقدر داريا ؟!!! ) از رو حرفات به اين نتيجه رسيدم كه تو خودت هر دو شاه رو تجربه كردي كه اگه قبلي رو نكردي و اين يكي رو هم داري از اون ور آب تجربه مي كني حرفات پشيزي هم نمي ارزه ولي اگه خلاف اين امر ثابت شد بشين يه ذره به انش فكر كن كه چي شد آخوند از اين موقعيت استفاده كرد و خودش رو كرد شاه ملت !!! ( تو پرنتز اين رو هم بگم كه من كه انقلاب نكردم ولي چرا بايد انقلاب من رو بكنه مگه من بدبخت چه گناهي كردم ؟!!! ) آره عزيز دوست داشتني به ايناش فكر كن نه اين كه قبل چي بود الان چي هستيم اگه اون موقع يه ذره فكر مي كردن و جو گير نمي شدن الان من و تو اين حرف رو نمي زديم !!!

 URL:  http://alimaadan.blogsky.com


 نويسنده: arash

Friday, February 4, 2005 ساعت 12:47

بودیم و کسی پاس نمیداشت که هستیم
باشد که نباشیم و بدانند که بودیم
----------------------------------------------------
دورود بر شما دوست گرامي
مي خواستم نظرت رو در باره ي تبادل لينک یا لوگو بپرسم
بدرود
http://lonely-tree.blogspot.com

 URL:  http://lonely-tree.blogspot.com


 نويسنده: khashayar

Friday, February 4, 2005 ساعت 12:02

به ياد سرداراني كه با بي مهري مردمانشان در سال 57 مواجه شدند!

 URL:  http://www.24.blogfa.com


 نويسنده: همشهری

Friday, February 4, 2005 ساعت 08:01

من انقلاب کردم / من / و نفهمیدم این انقلابی که من کتکش رو خوردم و الانشم دارم میخورم / اون انقلابی نیست که به من و دوستام قولشو داده بودن / بخدای نا خداییشون قسم بما کلک زدن / گفتن اسلام عین دمکراسیه / حکومت مردم بر مردم / شریعتی سرفراز نظرها بود/ مطهری میگفت : مملکت بیوفته دست ما / کار تمومه / همه چیز رو براهه / بهشتی از جنت میگفت / ... البته نه از جنتی!! حالا بعد از انقلاب اونم بعد ازین همه سال یادم میاد که گفتن / انقلاب فرزندانه خودشو میخوره / لعنت بر این خورندگی / خب عنقلاب داره معنی خودشو رو میکنه / شایدم رو کرده و تموم شده


 نويسنده: رز

Friday, February 4, 2005 ساعت 07:46

ااا امسال همه ميگن دهه زجر.

 URL:  http://zohzoh.persianblog.com


 نويسنده: شبنم

Friday, February 4, 2005 ساعت 05:31

در عرض بيست و شش سال انقلاب ،به اندازه يک قرن عقب افتاديم،شايد هم بيشتر! آدرم دلش مي خواد يک فرياد بلند بکشه!...عمو اسد جان(نيومده خودمونی شدم! ببخشين ديگه، ديدم همه اينطوری صداتون ميکنن!؛) ) با اجازه ،لينک اين صفحه مخالفت با جنگ رو کش ميرم!:)

 URL:  http://shabnamefekr.blogspot.com/


 نويسنده: بهرنگ

Friday, February 4, 2005 ساعت 01:30

با سلام خدمت دايي خان جان
مدتي ست كه حالي از ما نمي گيري و حسابي دلم برايت تنگ شده
در مورد اين ايام هم فكر نكن چونكه آدم بايد فكرشو الكي خرج نكنه
قربانت

 URL:  http://www.barbodebaba.persianblog.com


 نويسنده: زيتا

Thursday, February 3, 2005 ساعت 12:40

سلام.ما را ياد روز هاي خيلي بهتر گذشته انداختي.اگه يه كم در باره دين اسلام در تلويزيون آنموقع بحث و بررسي كرده بودند،شايد امروز حكومت ديگري در ايران داشتيم.

 URL:  http://ertebatbamihan.persianblog.com


 نويسنده: man

Thursday, February 3, 2005 ساعت 10:34

نميدانم چرا اين اس ام اسهايي كه برايمان ميايد فقط به درد كامنتدوني تو ميخورد:ko abo barghe mofti/ ko pole naft ke gofti/hich melati nakhorde/...be in kolofti....جاي نقطه چين را هم به سليقه خودت پركن لطفآ

 URL:  http://www.yaraghan.persianblog.com


 نويسنده: mobina

Thursday, February 3, 2005 ساعت 08:15

بعد از عنقلاب مدرسه ها از هم جدا شده ولی نمی دونم چرا آمار ایدز از این راه داره بالا می ره

 URL:  http://www.mobinaa.persianblog.com


 نويسنده: آواره

Thursday, February 3, 2005 ساعت 06:53

این آواره قبل از عن قلاب توی خیابون مینی ژوپ می دید و شلوار لی چسبان.
این آواره بعد از عن فلاب توی خیابون فقط پنگوئن می بیند.

 URL:  http://www.riazi1.blogfa.com


 نويسنده: فراسو

Thursday, February 3, 2005 ساعت 05:51

عمو اسد؛ يادداشت قبلي رومن براتون نوشتم يادم رفت اسممو بنويسم/

 URL:  http://farasoo0.persianblog.com


 نويسنده: Anonymous

Thursday, February 3, 2005 ساعت 05:49

عمو اسد عزيز؛ فضايي كه از قبل از انقلاب تصوير كردي حداقل مطلوب من نيست! البته با احترام به همه...فضاي بعد از انقلاب هم كه معلوم است.من فكر مي كنم انقلاب ايران جوششي عظيم بود كه بايد دير يا زود اتفاق مي افتاد.مصادره انقلاب توسط گروهي خاص بخصوص اتفاقات منجر به سال سياه60؛ ربطي به اصل حركت انجام گرفته ندارد.راستي عمو شما هنوز سن و سالي ندارين كه ازقتل هاي اونموقع فقط اصغر قاتل يادتون مونده باشه..در مورد موسفي هم واقعيتش اينهكه من هنوز كاراي چاووش را به همه كارا ترجيح ميدم.سواران دشت اميد عليزاده بي نظيره همونطور كه نينوا/ كاروان ناظري (لطفي!) در مايه شوشتري با شعر سايه : اي برادرها خبر چون مي بريد.../درد مشترك مشكاتيان با صداي شجريان/سراي اميد/...شايدم يه جور حس عاطفي نسبت به اون سالها باشه...


 نويسنده: man

Thursday, February 3, 2005 ساعت 05:07

درضمن حالا كه اخر شب هست ادم حرفهاي خودماني تر هم ميتواند بگويد.جاي شما خالي سعادتي بود سر شب داشتيم تلوزيون نگاه ميكرديم.برنامه هاي دهه فجر همانطور است كه 20سال پيش بود.سرود ايران ايران و صحنه هاي جنگ و دعواو.......با خودم ميگفتم ان زمان ملت نميدانستند چه ميخواهند ولي ببين چكار كه نكردند.الان شايد خيلي چيزها بدانند ولي هيچكس كاري نميكند

 URL:  http://www.yaraghan.persianblog.com


 نويسنده: man

Thursday, February 3, 2005 ساعت 05:02

خودمانيم هم اين عنقلاب و زجر و ضجر خودش نوعي قلب و انقلاب بود در كلام كه اشكالي ندارد ولي اينكه درحقيقت ماجرا هم كمي تقلب كرده اي..........ميداني يكي از دوشتان ميگفت شاه به ملت عرق ميداد ملت مست ميكردند و عربده ميكشيدند.حالا تريك ميدهند كه خمار شوند وبنشينند يك گوشه چرتشان را بزنند.

 URL:  http://www.yaraghan.persianblog.com


 نويسنده: هادی

Thursday, February 3, 2005 ساعت 03:35

اسدآقا ما كه نبوديم ببينيم چي بوده كه الان اينطوري شده. ولي بر اساس احتمالات آن موقع هم مردم هميشه ناراضي ما چندان راضي نبودند كه كار به انقلاب كشيد! يك چيز ديگر اينكه ديكتاتور، ديكتاتور است خوب و بد ندارد.

 URL:  http://1blogger.com


 نويسنده: H.Sabet

Thursday, February 3, 2005 ساعت 02:21

واقعایاد آنروزه بخیر ولی باید بگویم دگه مه مه را لولو برد وحالا باید جوانان ما سماغ به مکند چون خودمان اینطور خواستیم


 نويسنده: samira

Thursday, February 3, 2005 ساعت 02:15

اون كامنت قبليه كه بي نام و نشان اومد من بودم!!!!!

 URL:  http://samira5.persianblog.com


 نويسنده: Anonymous

Thursday, February 3, 2005 ساعت 02:14

سلام. اولا كه شما خرم ابادي ها هميشه بايد عنادتان رو با بروجردي ها نشون بدين ديگه... اون يارو قاتله هم حتما خرم آبادي بوده.. خواسته برجردي ها رو خراب كنه.. گفته بروجرديم!!!/ اين از اين/ بعدشم ديگه.. خودتان كرديد كه....:دي!/ اميدوارم 25-26 سال بعد طوري نباشه كه حسرت همين روزهاي گند رو هم بخوريم....../ بعدترشم... همين!


 نويسنده: SHIVA

Thursday, February 3, 2005 ساعت 01:54

من فكر ميكنم اگه مي نوشتي عن قلاب خيلي با مسما تر ميشد :)

اما جونم برات بگه كه :
اون زمان از سر كار كه بر ميگشتي و خسته بودي آبجوي شمس ميخريدي با پسته خام و وقتي ميرسيدي خونه شاد و شنگول بودي و هر كسي هم تو رو ميديد روحش تازه ميشد !
حالا اونقدر فكرت با دخل و خرج كشتي ميگيره كه وقتي ميرسي خونه دوست داري سرتو بذاري بميري و فقط راحت بشي .
يادت رفت بگي اون زمان ماه رمضون كه ميشد مردم اعتقادات قلبي داشتن و به حرمتش روزنامه به عرق فروشي ها ميچسبوندن !!! ولي حالا ماه رمضون و حسين پارتي كه ميشه همه ذوق مرگ ميشن كه يه جايي هست براي خانم بازي و عرق خوري .
اون زمان با 1000 تومن حقوق كارمندي در ماه ميتونستي 300 تومن هم پس انداز كني و شاهانه زندگي كني . هر مردي حسري ميشد ميرفت سريع زن ميگرفت و كار ميكرد و خونه اجاره ميكرد و مملكت به فساد و كثافت كشيده نميشد ولي امروز به لطف اين شيخ ها هر بچه تازه بلوغي اولين تحربه جنسي خودشو با يه زن خراب هم سن مادرش تجربه ميكنه و نكبت سرتا پاي مملكت رو گرفته !
اون زمان كسي كه سينه ميزد و نماز ميخوند براي دل خودش ميخوند و خداي قلب خودش اما امروز هر كي نماز ميخونه و سينه ميزنه براي تظاهر ميكنه و بگه كه يا ايها الناس من مسلمونم !
اون زمان كسي مكه ميرفت حاجي هم به خودش نميگفت اما امروز هر كي از مگه مياد يك تابلو به اندازه تابلوي سر در سازمان ملل ميزنه توي كوچه كه به همه بفهمونه كه حاجي يا حاجيه (!) شده خير سرش !
اون زمان اگه خيلي چيزها نبود و رفاه و ثروت زيادي براي همه نبود اما تو سفره هر كسي چه اون حلبي آبادي چه اون درباري دل خوش بود طبق طبق ! اما امروز حتي اون بالايي ها هم دل خوش ندارن چه برسه به اون بدبخت هاي محتاج نون شب .
چيزي كه داشتيم غيرت بود و هيچ كس جرات نداشت به يه زن شوهر دار اهانت كنه اما امروز به راحتي جلوي هر زني ترمز ميكنن و بهش بفرما ميزنن براي يكساعت سكس و كسي اصلا براش مهم نيست .
براي قند و شكر 2 ريال ماليات تعيين شد و مردم كم مونده بود شورت شاه رو در بيارن بليط اتوبوس يك قرون گرون شد و مردم ريختن شهر رو زير و رو كردن ولي هر سال هزار تومن هزار تومن تورم و گروني ميدن تو خورد ما تازه خوشحال هم هستيم كه حالا يه آب باريكه اي هست و هزار تومن نشده 2 هزار تومن ..
كسي اون زمان خونه نميخريد و همه اجاره ميكردن و كسي اون زمان طلا و سكه نميخريد و مفت بود ياد 5 پهلوي هاي نوروز بخير ... پيكان صفر ميخريدي 32 تومن اونم قسطي و با كلي منت ... 200 تومن ميدادي به داروخونه چي و برات 2 تا كارتن پوشك بچه و صد جور لوازم خارجي و شير و .... رو ميآورد ميذاشت تو ماشينت و صد بار جلوت دولا راست هم ميشد . حالا با 20 هزار تومن هم كارت راه نميافته و حامله شدن يعني مرگ !!!!!
زن ايراني شخصيت داشت و زيبايي و طراوت داشت ولي حالا چي ؟ چادر حجاب برتر . حجاب متانت زن !
ايراني براي خودش كسي بود كي ميرفت خارج بمونه ؟ همه ميرفتن آمريكا تحصيل ميكردن و مياومدن تو كشور خودشون به ملت و ميهن خدمت ميكردن نه مثل امروز همه فراري باشيم .
باز هم بگم ؟؟؟؟ باور كن تا فردا شب هم مطلب دارم برات بگم ولي جز اندوه چيزي نداره .... :( . عن قلاب نتيجه زياده خواهي ملتي كودن بود كه فكر كردن توي مملكت سگ صاحاب بر ق و آب و تلفن و اتوبوس مجاني ميشه ! تو مملكت امام زمان هم اين خبرها نيست چه برسه به مملكت گل و بلبل اسلامي ! بيخود نگفتن تا مردم خرن آخوند هم رهبر است ... عن قلاب خواستين ؟ اينم نتيجه ش ... بسم الله .

 URL:  http://shima.blogspot.com


 نويسنده: SHIVA

Thursday, February 3, 2005 ساعت 01:23

سلام خوبي ؟
مطلبي كه ازت كش رفته بودم رو نوشتم دوست داشتي بيا بخونش اينم لينكش :)
http://shima.blogspot.com/2005_02_01_shima_archive.html#110737989978699567

خلاصه ببخشيد :)

 URL:  http://shima.blogspot.com


 نويسنده: man

Wednesday, February 2, 2005 ساعت 11:25

راستش ما قبل از انقلاب نبوديم ولي اگر اينطور كه شما ميفرماييد و اگر بلانسبت اينقدر ملت ....تشريف داشتند كه مملكت گل و بلبل را اينجوريش كردند ....حقشان است.ولي خودمانيم ها........(حرفهاي خودماني باشد بعدآ)

 URL:  http://www.yaraghan.persianblog.com


 نويسنده: Sikhunak

Wednesday, February 2, 2005 ساعت 11:14

عمو يادت نره که اگه همون پهلوی علیه سلام اونقده ایجاد خفقان نمیکرد، مردم فکر نمیکردن که میتونن از آخوند و مذهب انتظار بهبودی و بهروزی داشته باشن. عمو یادت نره همون موقع نسبت فقر و ثروت تو جامعه چه‌جوری بود. خلاصه بر زیر بنای دیکتاتوری و بیسوادی و ضعف حکومت پیشین بود که حکومت جدید پا گرفت. راس راسی بعضی وقتا مردم سیخونک لازم دارن!


 نويسنده: لاله

Wednesday, February 2, 2005 ساعت 10:40

قبل از انقلاب را نمي دانم ولي بعد از انقلاب هرسال ستاد مبارزه با مواد مخدر هزارها تن ترياك و گراس و هرويين را آتش مي زند و هزاران معتاد كه معلوم نيست با اين همه تدابير چطور معتاد شده اند دور آن جمع شده و از هواي پاك آن اشتشااااااااق مي كنند.

 URL:  http://www.roselaleh.persianblog.com


 نويسنده: بانوی باران

Wednesday, February 2, 2005 ساعت 10:36

شاید مهمترین فرهنگی که انقلاب به مردم شهید پرور ایران داد ریا و تظاهر اگه ناپاک ترین آدم رو ی زمین هم باشیم کافیه بیرون از خونه ادای آدمهای نماز خون دربیاریم کمی هم نامرتب و آلوده باشیم مطمئن باشی که در این صورت که مقامهای شامخی رو به دست خواهید آورد

 URL:  http://pouyehm.parsiblog.com


 نويسنده: سفر شب

Wednesday, February 2, 2005 ساعت 08:27

شما كه عنقلاب كرديد خودتون بيتر ميدونيد چه گندي زديد لطفا ادامش رو هم خودتون تحرير بفرماييد!با عرض مذرت البت

 URL:  http://www.sefreshab.blogfa.com


 نويسنده: آرمین گیله مرد

Wednesday, February 2, 2005 ساعت 07:31

سلام ... بنام مبارزه با فقر و فساد انقلاب شد اما بعد از انقلاب مفسدين زياد شدند و بخاطر همين ارگانهای و ادارات دولتی بیشتر شدند تا به همشان کاری داده شود و چونکه فقیر هم زیاد شد بجای مبارزه با فقر که سخت هست و ازخودگذشتگی میخواهد، مبارزه با فقرا شروع شد .....عادت ها هم عوض شد: قبل از انقلاب خانه نماز میخواندند و بیرون عرق میخوردند و بعد از انقلاب خانه عرق میخورند و بیرون نماز میخوانند .....

 URL:  http://gilehmard.blogspot.com


 نويسنده: سعيد حاتمی

Wednesday, February 2, 2005 ساعت 07:28

سلام، اول ممنونم، دوم ممنونم، سوم ممنونم... ايشالا عنقلاب بعدی حتی کنار مهدی همه چيز درست می شه! شاد باشی

 URL:  http://1saeed.21mehr.com






Copyright © 2005-06, Asdollah Alimohammadi. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.
 
 


آگهی


 

دوستان





لوگو



 


 


 
 
آرشیو


آخرين نوشته‌ها:
دو پرسش از آقای اکبر گنجی
آدرس عوضی
کش بازی ممنوع
شش نکته
بیلی و من و نوبت شما
بازی وبلاگی
وبلاگستان و دموکراسی (۲)
وبلاگستان و دموکراسی
روز جهانی وبلاگستان
دست گرمی

لینک تمام یادداشت‌ها

آرشيو ماهانه:
October 2011 (3)
September 2011 (5)
August 2011 (2)
February 2011 (2)
January 2011 (3)
April 2010 (4)
March 2010 (1)
November 2009 (2)
September 2009 (1)
August 2009 (3)
July 2009 (8)
June 2009 (9)
May 2009 (6)
April 2009 (2)
March 2009 (8)
February 2009 (3)
January 2009 (3)
November 2008 (3)
September 2008 (2)
August 2008 (2)
July 2008 (7)
June 2008 (1)
May 2008 (2)
April 2008 (6)
March 2008 (5)
February 2008 (4)
January 2008 (2)
December 2007 (2)
November 2007 (7)
October 2007 (3)
September 2007 (1)
August 2007 (1)
July 2007 (4)
May 2007 (1)
March 2007 (1)
January 2007 (7)
December 2006 (6)
November 2006 (1)
October 2006 (3)
September 2006 (8)
August 2006 (9)
July 2006 (3)
June 2006 (3)
May 2006 (10)
April 2006 (5)
March 2006 (9)
February 2006 (13)
January 2006 (15)
December 2005 (9)
November 2005 (10)
October 2005 (3)
September 2005 (4)
August 2005 (11)
July 2005 (7)
June 2005 (16)
May 2005 (4)
April 2005 (5)
March 2005 (19)
February 2005 (14)
January 2005 (15)

 
جستجو


کلمه مورد نظر را در کادر زير نوشته و روی دکمه جستجو کليک کنيد:

 
فید

Atom Index
RSS 2.0
RSD
 
کپی رایت


<تمام حقوق اين وبلاگ براساس پروانه‌ی Creative Common متعلق به اسدالله عليمحمدی است.