یادداشت‌های اسد علیمحمدی                                   My Danish Blog 

 

چه باید کرد؟

Friday, February 3, 2006

 

تنها ملتی که توانسته است زیر پرچم مذهب بعنوان «هویت ملی» متشکل شود قوم یهوداست، انتظار تشکل مسلمانان مقیم اروپا که از کشورها و فرهنگ‌های مختلف و متنوع آمده‌اند زیر لوای دین اسلام بسیار تخیلی و در عین‌حال ناممکن است. اصولا مسلمانان مقیم اروپا یک گروه همگون مشترک‌المنافع نیستند.

گروه‌های مهاجر:


۱) مسلمانانی که بعنوان کارگر ساده از دهه ۶۰ به دلیل کمبود نیروی کار به اروپا سرازیر می‌شوند که اکثریت مهاجران را تشکیل می‌دهندو بیشتر از اهالی روستاها و یا شهرهای کوچک هستند.


۲) مسلمانان کشورهایی که زمانی کلنی اروپا بوده‌اند مثل عرب‌های الجزایری در فرانسه.


۳) کسانی که به اجبار کشورهای خود را ترک گفته ( کشورهای مسلمان) و بعنوان پناهنده سیاسی یا اجتماعی در اروپا پذیرفته شده‌اند که اکثرا تحصیلکرده و از نظر پایگاه طبقاتی بیشتر از اقشار متوسط هستند.


بدون شک سیاست‌های غلط بیشتر کشورهای اروپایی در جذب مسلمانان (انتگراسیون) در ایجاد تضاد و تنش‌های موجود نقش مهمی داشته است، اما از طرفی مهاجران روستایی هم در مقابل فرهنگ جدید مقاومت کرده‌اند و نتوانسته‌اند بسیاری از نرم‌های جامعه نو را هضم کنند و خود را ایزوله کرده تا جاییکه این مشکل در نسل‌های دوم و سوم کارگران مهاجر هم مشاهده می‌شود.
باید قبول کرد که همه‌ی احزاب اروپایی ضدخارجی و فاشیست نیستند برعکس احزاب مترقی زیادی وجود دارد که در برنامه و شعارهایشان مدافع حقوق خارجیان هستند. یکی از راههای حفظ منافع مسلمانان و مبارزه با تقکرات ضد دین اسلام و نژادپرستی، متشکل شدن در همین احزاب است. علاوه بر این فعال بودن در سندیکاها، انجمن‌های مختلف فعال بودن و شرکت در شوراهای محل زندگی و... می‌‌تواند به بهبود زندگی مسلمانان و تاثیرگزاری آنها در زندگی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند بیانجامد. برخلاف اکثر مسلمانان، نیروهای اسلامیست (حزب‌الله) مدتهاست در اروپا متشکل شده‌اند، این گروه‌ها که اقلیت بسیار ناجیزی را در مقابل توده‌های عظیم اما پراکنده مسلمانان تشکیل می‌دهند به یمن همین سازماندهی دستور جلسه را تعیین می‌کنند و خود را نماینده مسلمانان می‌خوانند. در جنجال اخیر اسلامیست‌ها در دامن زدن به بحران و تحریک مسلمانان نقش اول را داشتند و دارند. برای بی اثر کردن تاثیرات نیروهای فناتیک و زندگی مسالمت‌آمیز و براساس احترام با اروپاییان راهی جز خروج از این پاسیفیسم به نظر نمی‌رسد.



::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 02:31 :::   مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

LINK  | Comment 12


وبلاگ و سايت‌هایی که به اين نوشته لينک داده‌اند يا در مورد آن نوشته‌اند:

پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: jaja

Sunday, February 5, 2006 ساعت 12:48

سلام
خیلی فعال هستید.
باز میام
شما هم بیا
با تشکر

 URL:  http://jaja.blogfa.com


 نويسنده: دکترهومن

Sunday, February 5, 2006 ساعت 10:14

الان بهترین فرصت است تا برنامه ای برای رهایی ملت از خرافات و موهومات تدارک دیده شود
فکر میکنم موثرترین کار مسئله کشف حجاب بانوان باشد چراکه اگر اسلام هیچ عیبی نداشت همین محدودیت بی دلیل بانوان برای پوشش کافیست تا مردم انرا به زباله دان بریزند.در شهر ما در ایران چند وقت پیش دو خانم را به خاطر عدم رعایت حجاب یک هفته زندانی کردند.من سعی کردم با آنها ارتباط بر قرار کنم تا از ماجرا اطلاع کامل کسب کنم فعلا نتیجه ای نگرفته ام بیچاره ها لابد ترسیده اند.به محض گرفتن اطلاعات کامل شما را در جریان آن می گذارم.
از بانوان محترمی که می خواهند به جنبش رفع حجاب بپیوندند خواهش میکنم با ای-میل من تماس بگیرند.
افزایش تعداد افراد باعث می شود تا دستگاه سرکوب رژیم از سرکوبی ناتوان شود.


 نويسنده: هومن

Sunday, February 5, 2006 ساعت 09:55

با سلام و درود به شما و همکارانتان و تمامی آزادیخواهان جهان

شعار برنامه شما این است که با ارسال پیام به شما وپخش آن گامی برای رسیدن به دموکراسی برداشته میشود
من از داخل ایران برای شما این پیام را می فرستم.36 سال سن دارم.پزشک هستم.نه از آن پزشکانی که برای ملاقاتشان باید ماهها پیشتر وقت گرفت وآنها برای خرج کردن درآمدشان با مشکل مواجهند. من ازپزشکان بیکار هستم.واز فرط بیکاری اقدام به تاسیس مطب کرده ام.با 10 سال سابقه هم اینک از عهده مخارج زندگی و بازپرداخت اقساط وامهای دریافتی خود بازمانده ام.واضح است که اکثریت ایرانیهای داخل کشور وضعی بهتر از من ندارند. در شرایطی که کشورهای تا دیروز فقیر و جهان سومی مانند مالزی و چین و ترکیه و خیلی های دیگر در این چند ساله توانسته اند تاحد زیادی به رفاه و زندگی بهتر برسند کشور ما در جهت معکوس حرکت کرده است. واضح است که عامل عقب ماندگی ما حکومت ستمکارو فاسد جمهوری اسلامی است که با سیاستهای ناساز خود فقط اقلیتی از نظامیان و طرفدارانش را راضی نگه داشته و با کمک آنها بر مقدرات مردم حکومت میکند.چه باید کرد؟البته اعتراض.آن هم بصورت مدنی و بدور از خشونت که در همه کشورها مرسوم ومجاز است.مانند شرکت در تظاهرات و اعتصابات و انتخابات و رای دادن به افرادی از همین حکومت که لااقل عاقلترند.ما همه این کارها را در طی سالیان دراز گذشته انجام داده ایم.تظاهرات با خشونت وسبعیت و وحشیگری بی مانندی سرکوب میشود.اعتصابها نیز به همین صورت سرکوب میشوند.مثل اعتصاب معلمان و کارگران شرکت واحد تهران که در جریان وقایع آن هستید.بهتر از من میدانید که چه بر سر فعالین و زندانیان سیاسی آورده اند.نمونه گنجی ودانشجویان وقبلا کشتار زندانیان سال67 قابل کتمان نیستند و مانند هولوکاست نیز بعید است افسانه پنداشته شوند.هرچند از اینان که غرق در اوهام وخیالاتند و در ذهن بیمارشان مرز بین خیال و واقعیت به هم ریخته چنین یاوه سرایی هایی دور از ذهن نیست. در خرداد76 و انتخاباتهای بعد از آن مردم شرکت کردند.نتیجه اش بعد از 8 سال آب در هاون کوبیدن و مشت به سندان زدن و به در بسته کوبیدن دوره خاتمی سر برآوردن احمدی نژاد شد.که ظاهرا در تدارک صدور انقلاب و محو اسراییل ولابد در مراحل بعد آمریکا و دیگر کشورهای کافر است.حال چه باید کرد؟ نه تنها عقل بلکه غریزه نیز حکم میکند که انسان برای فرار از رنج ودفاع از خود در مقابل این جانوران درنده و وحشی کاری کند.آیا راهی جز مبارزه مسلحانه باقی میماند؟.میگویید برای رسیدن به قدرت سیاسی نباید دست به اسلحه برد و خشونت ورزی کرد و این همان تروریسم است که آقای بوش در صدد ریشه کنی آن است.میگوییم حرف شما متین.ولی این نابکاران نه فقط عرصه سیاست بلکه عرصه زندگی را بر ما تنگ کرده اند. آیا حق دفاع از زندگی خود و خانواده جزء حقوق بشر نیست؟من با سایر کشورها کاری ندارم.در مورد کشور خودم و گروههای ایرانی صحبت می کنم.چرا آنها را از مبارزه مسلحانه با رژیم وحشی ملاها باز می دارند؟ وبا برچسب نچسب تروریست آنهارا تحت فشار می گذارند؟.آیاآنها که برای کسب ابتدایی ترین نیازها یعنی امنیت و بر خورداری از حق حیات به ناچار به اسلحه متوسل شده اند تروریستند یا رژیمی که برای ماندن بر اریکه قدرت از هیچ جنایتی چشم پوشی نمی کند؟ چرا آمریکااز این نظام فاسد و ظالم حمایت می کند؟ به آقای بوش و خانم رایس بگویید چرا این حق را از مردم دربند ما دریغ می کنند؟ خانم رایس مدام تکرار میکند که این گروهها افراد زیادی را حتی از آمریکاییها کشته اند.چرا مدارک نمی دهید؟ تا لااقل مردم اینها را بهتر بشناسند؟اگر منظورتان در زمان حکومت قبلی است که باید گفت به فرض صحت حرف شما اولا آنها تاوان همکاری آمریکا را با رژیم شاه پرداختند .ثانیا شرایط امروز با آن زمان مطلقا متفاوت است.در آن زمان مردم از حق سیاسی خود محروم بودند ولی حالا علاوه بر آن از حق حیات هم محروم شده اند. بیش از این دنباله رو گروهی به اصطلاح سلطنت طلب که در آرزوی احیاء روزگار خوش گذشته وچپاول ثروتهای کشور هستند نباشید چرا که آنان غیر مستقیم در جنایات رژیم شریکند واگر خیانتهای آنان نبود الان به این فلاکت و بدبختی گرفتار نبودیم . من از شما خواهش میکنم این کمترین حق یعنی حق دفاع از خود را از ما دریغ نکنید وادعای خود را در این مورد که در کنار مردم ایران هستید به ثبوت برسانید.در غیر این صورت ما مطمئن میشویم که شما با طرف قویتر یعنی رژیم حاکم هستید شاه و ملا هم برایتان یکسان است همانگونه که در طی چندین دهه انجام داده اید و این ادعا که سیاستهای آمریکا در مورد مردم ایران و خاورمیانه تغییر کرده در حد یک ادعا باقی می ماند.ما منکر مبارزه سیاسی وپارلمانی نیستیم ولی به شرطی که حداقلی از فضای تنفس برای جامعه وفعالین سیاسی باقی مانده باشد .در حال حاضر جامعه ما در حالت خفقان شدید و طاقت فرسا به سر می برد وتنفسش به شماره افتاده است . البته مبارزات سیاسی آن هم در خارج از کشور که امکان آن فراهم است باید ادامه یابد.خواشمند است در صورت دسترسی به مقامات کشور بزرگ آمریکا پیام مرا به آنها برسانید شاید از این راه قدمی به سوی آزادی و دموکراسی برداشته شود.
دوستدار شما دکتر هومن


 نويسنده: هومن

Sunday, February 5, 2006 ساعت 09:52

با سلام
ما هرچه بدبختی داریم از اسلام است
اسلام یعنی تعطیل کردن عقل و منطق وسر سپردگی به اوهام و خرافات.پذیرش یک موجود خیالی به نام خدا باعث می شود عده ای شیاد از نادانی مردم استفاده کرده خود را به نام پیامبر و امام و نایب امام به مردم بقبولانند.واز این نمد کلاهی برای خودشان بسازند.


 نويسنده: هومن

Sunday, February 5, 2006 ساعت 09:46

با سلام
ما هرچه بدبختی داریم از اسلام است
اسلام یعنی تعطیل کردن عقل و منطق وسر سپردگی به اوهام و خرافات.پذیرش یک موجود خیالی به نام خدا باعث می شود عده ای شیاد از نادانی مردم استفاده کرده خود را به نام پیامبر و امام و نایب امام به مردم بقبولانند.واز این نمد کلاهی برای خودشان بسازند.


 نويسنده: مهدی

Sunday, February 5, 2006 ساعت 09:30

اندر بدبختی ما همين بس که بدبختی خودمون را از اسلام می دانيم.ای کاش به همين دينمون درست عمل می کرديم تا حلاوت مسلمان بودن را می چشيديم.همه جور پدرسوختگی در می آوريم بعد اسم خودمون را هم می گذاریم مسلمان و در نهایت نتیجه می گیریم که مشکل از اسلام است.


 نويسنده: مهدی

Sunday, February 5, 2006 ساعت 09:30

اندر بدبختی ما همين بس که بدبختی خودمون را از اسلام می دانيم.ای کاش به همين دينمون درست عمل می کرديم تا حلاوت مسلمان بودن را می چشيديم.همه جور پدرسوختگی در می آوريم بعد اسم خودمون را هم می گذاریم مسلمان و در نهایت نتیجه می گیریم که مشکل از اسلام است.


 نويسنده: حمید داودآبادی

Sunday, February 5, 2006 ساعت 04:16

تا حالا فکر کردید چرا همواره این اهانتها به مقدسات دینی دیگر اقوام و فرقه ها از سوی مسیحیان علیه مسلمانان انجام می شود؟ یادتان که نرفته وقتی فیلم آخرین وسوسه مسیح ساخته شد همین مسلمانان دوش بدوش مسیحیان علیه اهانتهایی که به حضرت مسیح شده بود بپاخاستند و هنوز نیز نمایش این فیلم در کشورهای اسلامی و مسیحی ممنوع است.
آیا این یک تروریسم فرهنگی پیش ساخته صهیونیستی علیه اسلام و مسلمانان نیست؟
پس بن لادن آمریکایی مدعی اسلام افراطی کجاست؟ حالا ثابت شد که امثال بن لادن و ملا عمر فقط ساخته و پرداخته آمریکا و سازمان سیا برای بدنام کردن اسلام واقعی بودند؟!

 URL:  http://davodabadi.persianblog.com


 نويسنده: ماری مهرمند

Sunday, February 5, 2006 ساعت 02:38

آدمها، اين روزها، با هم زيادی مشکل دارند! فکر می کنی چند درصد از آدمهای عضو اينچنين گروه ها با ديگری دارای همفکری هستند؟ حتی آنها که کنار يکديگر نشسته اند در فکر نابودی ديگری به سر می برند، چه رسد به مخالفانشان.

 URL:  http://www.30phone.persianblog.com


 نويسنده: آريا

Saturday, February 4, 2006 ساعت 10:34

من نمی دانم چطور می شود که سالها در کشورهای اروپايی زندگی کرد و همچنان احمق باقی ماند.
کدام ملت اروپايی پيدا می شود که پس از گذراندن دوران قرون وسطی همچنان از قوانين کليسا دفاع کند. شخص بايد يا خيلی ابله باشد يا خيلی مفعول که هنوز نفهميده است که همه بدبختی ها و آوارگی ها از همين اسلام است و بس.
به آريايی بودن خود شک کنيد و به حرامزاده بودن شيرين عبادی ايمان بياوريد.


 نويسنده: آرمان

Saturday, February 4, 2006 ساعت 06:32

سلام عمو / من شاگرد ممتاز هم شده ام / مامان و بابا برام کلی هم جايزه خريدن / تازه دارم تايپ کردن را ياد ميگيرم / مي خواهم خودم ديگه تایپ کنم /

 URL:  http://www.arman-7.persianblog.com


 نويسنده: اميد

Saturday, February 4, 2006 ساعت 05:12

مسلمون ها هيچ وقت نميتونند در كنار همديگه باشند/ببين همين سني ها چقدر با شيعه و يا برعكس مشكل دارند./من شاخه هاي ديگه اسلام رو نام نميبرم.فقط همين دو تا ...!

 URL:  http://www.omid66.blogfa.com






Copyright © 2005-06, Asdollah Alimohammadi. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.
 
 


آگهی


 

دوستان





لوگو



 


 


 
 
آرشیو


آخرين نوشته‌ها:
دو پرسش از آقای اکبر گنجی
آدرس عوضی
کش بازی ممنوع
شش نکته
بیلی و من و نوبت شما
بازی وبلاگی
وبلاگستان و دموکراسی (۲)
وبلاگستان و دموکراسی
روز جهانی وبلاگستان
دست گرمی

لینک تمام یادداشت‌ها

آرشيو ماهانه:
October 2011 (3)
September 2011 (5)
August 2011 (2)
February 2011 (2)
January 2011 (3)
April 2010 (4)
March 2010 (1)
November 2009 (2)
September 2009 (1)
August 2009 (3)
July 2009 (8)
June 2009 (9)
May 2009 (6)
April 2009 (2)
March 2009 (8)
February 2009 (3)
January 2009 (3)
November 2008 (3)
September 2008 (2)
August 2008 (2)
July 2008 (7)
June 2008 (1)
May 2008 (2)
April 2008 (6)
March 2008 (5)
February 2008 (4)
January 2008 (2)
December 2007 (2)
November 2007 (7)
October 2007 (3)
September 2007 (1)
August 2007 (1)
July 2007 (4)
May 2007 (1)
March 2007 (1)
January 2007 (7)
December 2006 (6)
November 2006 (1)
October 2006 (3)
September 2006 (8)
August 2006 (9)
July 2006 (3)
June 2006 (3)
May 2006 (10)
April 2006 (5)
March 2006 (9)
February 2006 (13)
January 2006 (15)
December 2005 (9)
November 2005 (10)
October 2005 (3)
September 2005 (4)
August 2005 (11)
July 2005 (7)
June 2005 (16)
May 2005 (4)
April 2005 (5)
March 2005 (19)
February 2005 (14)
January 2005 (15)

 
جستجو


کلمه مورد نظر را در کادر زير نوشته و روی دکمه جستجو کليک کنيد:

 
فید

Atom Index
RSS 2.0
RSD
 
کپی رایت


<تمام حقوق اين وبلاگ براساس پروانه‌ی Creative Common متعلق به اسدالله عليمحمدی است.