یادداشت‌های اسد علیمحمدی                                   My Danish Blog 

 

تفرقه

Thursday, July 13, 2006

 

دوستی ‌گفت: «می‌دانی رمز و راز ماندن جمهوری اسلامی در چیست؟»

گفتم: «نه!»

گفت: «هیچ فکر کرده‌ای که این رژیم با این همه بحران اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و... با این همه مخالف و با این‌که در سطح جهانی حتا یک دوست ندارد و با این‌که بطور مستمر و سیستماتیک به سرکوب ملت به ویژه زنان، دگراندیشان، عیرخودی‌ها و غیرمسلمانان می‌پردازد... هنوز بعد از سی‌سال می‌ماند و شاهی که یک‌دهم اینها نه بحران داشت و نه دشمنی در سطح جهان سرنگون می‌شود؟»

گفتم: «نه!»

گفت: «شگفت‌انگیز نیست؟»

گفتم: «چرا!»

گفت: «شاه اگر نیم‌مثقال زرنگی آخوندها را داشت حالا حالا مانده بود.»

گفتم: «نمی‌دانم!»

گفت: «برای این‌که خنگ هستی!»

گفتم: «شاید! ولی آیا خودت می‌توانی علتش را بگویی؟»

گفت: «عرض کنم، رمز وراز ماندن این حکومت ایدیولوژیک و استالینیستی در ایجاد تفرقه است بین مردم ایران، ملت آن زمان، به درست و یا غلطش کار نداریم متحد شده بود که شاه باید برود و رفت. خب آخوندها هم این را می‌دانند و با ایجاد تفرقه مانع اتحاد ملت شده‌اند و می‌شوند. این رژیم با ایجاد اختلاف بین اصلاح‌طلبان، اپوزیسیون خارج و داخل، روشنفکران، اهل اندیشه، اهل قلم، حتا بین آخوندها و خانواده‌ها توانسته است تا امروز بماند و می‌ماند چون این را در مکتبی آموخته است.»

گفتم: «یعنی ما ملت این موضوع را تاکنون نفهمیده‌ایم؟»

گفت: «نه! اگر فهمیده بودید که حال و روزتان این نبود که هست!»

گفتم: «مگر می‌شود؟»

گفت: «بله! یک نمونه می‌دهم و بعد برو به‌حال خنگی‌ات گریه کن!»

گفتم: «بگو!»

گفت: همین وبلاگستان را در نظر بگیر، آن اوایل یک اتحاد ناننوشته در دفاع از زندانیان سیاسی، دموکراسی، حقوق بشر، حقوق زنان و... وجود داشت اما امروز این‌طور نیست و رژیم این سنگر را هم با همان سلاح تفرقه فتح کرد. چرا عباس معروفی که با آن همه شور از آزادی دفاع می‌کرد یکسالی است تنها شعر می‌گوید؟ چرا تاکنون حتا بعنوان یک صنف نتوانسته‌اید یک بیانیه مشترک در مورد همین بحران هسته‌ای منتشر کنید؟ و خیلی مسایل دیگر که خودت بهتر می‌دانی! این نمونه را بگیر و برو تا آخر خط...»

لحظه‌ای به فکر فرورفتم و گفتم: «رژیم چگونه این کار را می‌کند؟»

گفت: با ظرافت و زرنگی آخوندی! هرجا که دید عده‌ای به همدلی، همبستگی و توافقی نزدیک می‌شوند، عوامل و انصارشان را که انواع و اقسام آنها را در هر لباسی دارد به کار می‌اندازد و آنها هم چاه تفرقه را می‌کَننَد و خیلی‌ها هم بدون این‌که سوءنیتی داشته باشند، ناخودآگاه در چاه می‌افتند و این حکایتی است که سی‌سال است تکرار می‌شود.

چند روزاست به حرف‌های این دوستم فکر می‌کنم.


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 10:05 :::   مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

LINK  | Comment 19


وبلاگ و سايت‌هایی که به اين نوشته لينک داده‌اند يا در مورد آن نوشته‌اند:

پيام‌هاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:

 نويسنده: دوست دار آزادی

Sunday, July 16, 2006 ساعت 12:25

با سلام و درووووووووووود
ديگر حرفی برای گفتن نمانده ...
تنها راز موفقيت فقط اتحاد می باشد.
پس ما را ياری نماييد.
موفق و پاينده

 URL:  http://www.1378.blogfa.com


 نويسنده: جيرجيرك

Saturday, July 15, 2006 ساعت 12:06

اسد عزيز دوست دارم نظراتت رُ در مورد پست آخرم بدونم.

 URL:  http://jirhjirak30.blogfa.com


 نويسنده: جيرجيرك

Saturday, July 15, 2006 ساعت 11:30

به نظرم راز ماندگاری اين نظام با همه کاستی‌هاش تعديل نظرات مردم هست. مردم ديگه به انقلاب و هزينه‌های گزاف اون اعتقاد ندارن بنابراين ترجيح می‌دن شاهد تغييرات تدريجی باشن تا يه انقلاب ديگه. نظرات و جهان بينی مردم هم عوض شده و کسی ديگه به شهادت و ايثار و اين حرف‌ها اعتقادی نداره و می‌خواد در طی سالهای زندگی بی دردسر زندگی کنه و در رختخواب بميره تا در ميدان جنگ. اينکه شما بهترين و دوست داشتنی‌ترين دعاهات اين باشه که: خدايا من رو در رختخواب از دنيا نبر و نعمت شهادت رو نصيبم کن ديگه تو جامعه ما جواب نمی‌ده. حالا آيا تغييرات تدريجی داره انجام می‌شه يا نه؟ بدبختی ما اينه که دستگاه حاکم از مغز معاش تهی هست و هنوز همون عقيده شهادت طلبی رو داره و مخالف جريان حرکت می کنه و اين قضيه سرعت تغييرات رو کاهش می‌ده و امثال من شايد توی قبر نتيجه رو ببينيم!

 URL:  http://jirhjirak30.blogfa.com


 نويسنده: مصي

Saturday, July 15, 2006 ساعت 07:04

اول بعد از مدتها سلام عمو اسد. بعد اينکه کاش درد ملت ما فقط اين بود. خسته ام به خدا.

 URL:  http://velammcon.blogspot.com


 نويسنده: دی ناز

Saturday, July 15, 2006 ساعت 06:47

اينکه بين مردم تفرقه و چند دستگی وجود داره واقعا درش شکی نيست اتفاقا من همين ديشب داشتم به همسرم می گفتم اگه پيرو اين جريانات لبنان اگه پای ايران به وسط کشيده بشه تو اين مملکت هزارتا اتفاق ميفته چرا که بين مردم چند دستگی وجود داره و هر کدوم يه نظری دارند. حالا شما اينجا نيستين تا از نزديک ببينين ولی واقعا بين مردم تفرقه وجود داره اما مطمئن باشين که سياست تفرقه و چند دستگی در کوتاه مدت جواب ميده و امکان نداره در زمان طولانی بتونه موثر باشه و بالاخره اون بانيان تفرقه رو از پا ميندازه به طوريکه مثلا تو يه خانواده ای که پدر و مادر باعث تفرقه بين فرزندان شدند تا يه مدتی می تونند آروم باشند و به نتايج دلخواه برسند اما يه جايی ميرسه که همه چيز از هم می پاشه

 URL:  http://daynaz.blogfa.com


 نويسنده: آريايی از زاگرس

Saturday, July 15, 2006 ساعت 06:08

سه لام عامو اسد . مه هم فيلتر بيمه .
آه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
اما وا اجازت د يه سيلايی هنی وبلاگی ساختمه
راسی مه يه سئوالی دت کردم عامو .ا سی چی جاو نديی؟ عمدا جاو نديی؟
موفق بای
سه لام و بيلی برسو

 URL:  http://www.hozhabr.blogspot.com


 نويسنده: بيلی و من

Friday, July 14, 2006 ساعت 07:20

نويسنده جان، اشاره به عباس معروفی برای اين بود که او از اين فضای موجود رنجيده شده است البته به گمان من، که شايد برمي‌گردد به انتشار نامه برخی بلاگرها به مردم ايران و آن همه تهاجم توهين آميز به ايشان.

 URL:  http://www.mebily.com


 نويسنده: ا.ا

Friday, July 14, 2006 ساعت 03:58

مخلص شما!
در کمال پوزش من تا وقتی در باب مکانیزم این ایجاد تفرقه توسط "آخوندهای زرنگ" شیر‌فهم نشوم توی کتم نمی‌رود این حرف.
البته لحن غیر جدی مطلب را درک می‌کنم و این که بیشترتذکری است مشفقانه به دوستان وبلاگ نویس ولی...ولی آخه خیلی شایع شده این حرف در افواح آقای اسد آقای گل ما! نمی‌دانم یه جورایی گویا یک تئوری توهم توطئه‌ی جدید است این
چیز دیگری هم که می‌شود گفت این است که نمونه‌هاتان برای اثبات کلام بسیار نادقیق است. مثلن همان نمونه‌ی عباس معروفی، با کمی کنکاش در مطالب ایشان فکر می‌کنم کاملن مشخص باشد ایشان دارند از نوشتنی به آن‌سبک و گونه لذت می‌برند. و خوب خداییش اگر این آخوندهای زرنگ می‌توانند کسی را مجبور کنند که از چیزی لذت ببرد خوشحال می‌شوم که به داد من هم برسند!

 URL:  http://rasin.blogfa.com/


 نويسنده: مهدی سهرابی

Friday, July 14, 2006 ساعت 02:31

بحث ِ مفصل تر لازم داره . آخوند زرنگه ، اما نه اونقدرا . چیزی که به آخوند موفقیت می ده ذهنیت مردمه . و مردم یعنی مسلمونا ؛ یا به تعبیر ِ من : اسیرای ِ اسلام . یک زمینه ی ِ ذهنی ِ هزار و چارصدساله به کمک ِ آخوند میاد . راهی هم برای ِ چیره شدن به این مشکل وجود نداره . نظر ِ من اینه . ابتدا باید به این سلطه ی ِ سلیطه خاتمه داده بشه ؛ بعد فکر و ذهنیّت ِ مردم اصلاح بشه . و این امکان رو فقط امریکا می تونه فراهم کنه ؛ امّا متأسّفانه تصوّر ِ عمومی بر اینه که امریکا می خواد ما رو غارت کنه .
تا این وضع هست ، آخوند سواره و تمام ِ راه ها مسدود .

 URL:  http://fardayerowshan.blogspot.com


 نويسنده: رنگین کلام

Thursday, July 13, 2006 ساعت 11:25

برای چلوگیری از تفرقه، حداقل در حوزه وبلاگ، به نظرم بلاگرها می‌توانند «قضاوتهای منفی در باره همددیگر را تعطیل» و این مهم را بعنوان اولین قانون در وبلاگ‌نویسی مد نظر قرار دهند. به هر حال اگر وبلاگ‌نویسان خودشان و در خلال همین بحثها قوانین مورد نیاز را تصویب نکنند باید منتظر صدور قوانین آنچنانی! از جانب دیگران باشند. موفق باشی

 URL:  http://rangink.blogspot.com


 نويسنده: اميد

Thursday, July 13, 2006 ساعت 08:56

سلام راستش كمي با اين قضيه موافقم ولي از طرفي ميبينم ما نمونه هاي موفقي از اتحاد و همكاري رو هم با هم داشتيم.مثلا در همين وبلاگستان همين بلاگ نيوز خودتونو مثال ميزنم.ببينيد چه فضاي مثبت و قشنگي حكمفرما است.
به نظر ميرسه خيلي وقت ها ما خودمون نميخواهيم كه متحد بشيم.در مورد مثلا انرژي هسته اي شما و امثال شما يك حركتي شبيه بلاگنيوز را انجام دهيد.ببنيد چه نتيجه اي ميگيريد؟

 URL:  http://www.omid66.blogfa.com


 نويسنده: یک لر بلاگ

Thursday, July 13, 2006 ساعت 08:56

من فکر نمیکنم این حرفهای دوست شما کاملا درست باشند خیلی ها مثل ایشان فکر میکنند اختلاف جنتی و کروبی فیلم است و جنگ زرگری است اما شخصا معتقدم اینها درک نادرستی از شرایط است ، راز بقای نظام جمهوری اسلامی در متن این پدیده و جامعه ایران نهفته است و در یک گفتگو و یک مطلب هم گفتنی نیست . امروز بیشتر تفرقه ها بین روحانیت است اگر اکثریتشان حکومت میکنند مهمترین مخالفشان هم اقلیتهای دیگری است که وجود دارند اختلاف بین اصلاح طلب و اپوزیسیون و .. هم اغلب در متن خود اعتقادات و یا تاکتیکهایشان است ... موفق باشید

 URL:  http://lorblog.blogfa.com


 نويسنده: سعيد حاتمی

Thursday, July 13, 2006 ساعت 07:33

سلام،
در راستای امتحان فردا:
والا من شما رو با کسی مقايسه نکردم، ولی به نظرم نحوه بيان مطلب با اونها چندان فرقی نمی‌کند.
اگر رژيم ضعيف است، پس اپوزيسيون بايد خيلی ضعيف‌تر باشد که آلت دست آنهاست. پس باز بر می‌گردد به ضعف فرهنگی و شخصی، نه زيرکی حکومت.
البته نفهميدم ترور اين افراد چه ربطی به اختلاف انداختن بين اپوزيسيون داشت، ولی خود همين ترورها و اعدام‌ها نشان دهنده ضعف حکومت در برابر مخالفان حتی بی‌خطر خود بود. هرچند سياست‌های آنها نسبت به ده بيست سال پيش تغيير بسياری کرده.
همانطور که اشاره کردم، دنيای ارتباطی جديد باعث شده ارتباط افکار و عقايد به راحتی امکان‌پذير باشد و همين راحتی و سرعت، برخوردها را هم زياد کرده.
مثال آقای معروفی بهترين مثال اين مسأله است. افکار سياسی ايشان سال‌هاست مخالفان خود را بين اپوزيسيون و حتی کانون نويسندگان داشته. ولی حالا که اين افکار توسط خود ايشان و در وبلاگ منتشر می‌شود، همين مردمی که بخاطر هواداری از فوتبال کشوری ديگر، به همديگر توهين می‌کنند، چه واکنشی خواهند داشت؟ توقع نداشته باشيم مردم امروز که پای کامپيوتر نشسته‌اند مثل ده بيست سال گذشته انديشمندان و فعالان سياسی مخالف حکومت، در نشست‌های دوستانه زير آب همديگر را بزنند. آنها هم وبلاگ دارند و هم سايت و هم خواننده.
خلاصه بگويم که ايراد اول از خود ماست بعد هم راحت شدن ارتباطات. مسلماً حکومت سود بسياری از این مسأله برده، ولی اينکه در آن نقشی داشته يا نه، با شناختی که به واسطه همين اينترنت با نخبگان جامعه دارم، زحمتی برای آن نکشيده و به قول معروف: «از اونها فقط اشاره، از ما به سر دويدن!»
اميدوارم منظور خود را رسانده باشم.

 URL:  http://weblog.1saeed.com


 نويسنده: خدری

Thursday, July 13, 2006 ساعت 06:04

يکی از دلايل شکستهای هميشگی جماعت ايرانی همين است و البته بیش از دلایل سیاسی اقایان کار فرهنگی کرده اند تا ما را به این روز انداخته اند ما ازریشه خشک شدهایم هیچکس حرف غیر از خود را نمی پذیرد یک حاکم قلدر در درون تمام ما حکومت می کند اما بیش از ان که دلایل سیاسی داشته باشد فقر فرهنگی است و عقده هایی است که در همه جا بروز پیدا می کند هر چند حکومت بیکار نمی نشیند تا یک جمع متحد برای مخالفت با اننان تشکیل شود اما باید قبول داشت بیشترین لطفی که در حق حکومت روا داشته شده است افرادی است که تیشه به ریشه خود می زنند با تهمت ها و توهین ها زمینه های افتراق فراهم می شود تا دیگران با خیال اسوده زندگی کنند

 URL:  http://mardomiranma.blogfa.com


 نويسنده: بيلی و من

Thursday, July 13, 2006 ساعت 06:03

سعيد عزيز، تعجب کردم که گفتگوی دوستی با من باعث شد شما حقير را با محسن اژه‌ای و سعيد مرتضوی مقايسه کنيد اگر چه نام اين دو شريف را نبرده ايد. خب مانده‌ام که به شما چه بگويم. خودتان کلاهتان را قاضی کنيد. احتمالا قاسلمو و شرفکندی و بختيار را هم بيلی و من ترور کرده‌اند.

 URL:  http://www.mebily.com


 نويسنده: سينا هدا

Thursday, July 13, 2006 ساعت 05:24

سلام اسد عزيز!
پس از مدتها دوباره آمدم و خيال مي‌كنم همان موضوع كه باعث شد من مدتي خود را گم كنم تا پيداشوم باعث نداشتن اتحاد مردمي است كه فرصت شناخت نداشته‌اند.
آدرس قبلي‌ام را گم كردم اگر مايل بودي آنرا اصلاح كن دوست خستگي ناپذير.
ممنونم.

 URL:  http://sinahoda.blogspot.com


 نويسنده: سعيد حاتمی

Thursday, July 13, 2006 ساعت 04:11

سلام،
از اونجا که فردا امتحان دارم حيفم اومد نظر ندم!
يادداشت شما منو ياد کنفرانس‌های مطبوعاتی وزير اطلاعات يا مسؤولان قضايی انداخت. اونها هم اولش يک ساعتی در مورد ضعف‌های غرب در برابر نظام اسلامی سخن می‌گند، بعد از توطئه‌ها و دسيسه‌هاشون و انقلاب مخملی و اين حرفا!
مسلماً حکومت فعلی اگر اين همه زيرکی و سياست و قدرت داشت که بين همه مردم و بخصوص اپوزيسيون خارج از ايران تفرقه بياندازد، قبل‌تر از تفرقه بين بزرگان دينی و آيت الله‌ها و بعد سياستمداران خودی‌شون جلوگيری می‌کرد. يا اصلاً فکری به حال همون فرهنگ اسلامی می‌کرد که مدام تو بوق و کرنا می‌کردند و می‌کنند ولی اثری ازش وجود نداره.
فقط من موندم وقتی آقای ايکس ساکن خارج ايران که تا بحال حتی به هم ايميل هم نزده بوديم و هيچ گفته‌گويی بين ما رد و بدل نشده بود، چرا بايد اينهمه از من نوعی متنفر باشه که به هر طريقی اونو نشون بده؟ آيا رفتار يا نوشته‌ای از من ديده که اينطور کينه به دل گرفته؟ يا شايد همون دسيسه حکومت اسلامی است که اينچنين با هم کينه‌توزی می‌کنيم؟
اگر به اطراف نگاه کنيد پر از اين تفرقه‌های بی‌دليل و بچه‌گانه است که هيچ ربطی به سياست ندارد. فرهنگ ضد اجتماعی و بعد فضای خانواده زمينه‌ساز چنين رفتارهايی است نه دسيسه‌های سياستمداران. مثال واضح‌تر، همين مسابقات فوتبال. بعضی از دوستان بلاگر و بلاگ‌خوان، بخاطر تيم‌های مورد علاقه‌شون چنان به همديگر توهين می‌کردند که انگار تا بحال در زندگی با سليقه مخالف برخورد نکردند. بدبختانه اين افراد که حتی در آنسوی آب‌ها هم توان تحمل سليقه متفاوت را نیاموختند، نخبگان جامعه ما هستند و متأسفانه همين‌ها خود را در سياست صاحب نظر می‌دانند.
آيا تفرقه انداختن بين اين اشخاص فکر و سياست و قدرت می‌خواهد؟
در ضمن مقايسه دنيای امروز که با چند کليک می‌توانيد در مورد هر شخص و ايدئولوژیی اطلاعات کسب کنيد با سی سال پيش که گروه‌ها فعاليت زيرزمينی داشتند و بالطبع از افکار و عقايد هم خبر نداشتند، بسيار غيرمنصفانه است. خود بهتر از من می‌دانيد که بعد از انقلاب و مطرح شدن ايدئولوژی‌های گروه‌های مختلف، دوستان و همکلاسی‌ها و همبازی‌های ديروز، تبديل به دشمنان خونی هم شدند. آيا غير از اين بود؟
شاد باشيد

 URL:  http://weblog.1saeed.com


 نويسنده: بيلی و من

Thursday, July 13, 2006 ساعت 02:51

دختر همسايه عزيز، شما درست مي‌گوييد اما همه‌ی واقعيت اين نيست. بخاطر دارم به يکباره موجی شروع شد که ايرانيان خارج از کشور چون در ايران زندگی نمي‌کنند حق نظر دادن در مورد مسايل ايران را ندارند و خيلي‌ها را در دام انداخت حتا کسانی که فکر مي‌کردی با تو دوست هستند و به نوعی تلاش مي‌کردند که ما را خفه کنند. نمي‌توان يک‌بعدی به اين قضيه نگاه کرد البته قبول دارم وقتی آدمی در يک جامعه بسته و مستبد رشد کند تربيت دموکراتيک ندارد هرچند از دموکراسی هم دفاع کند اما تفرقه را فراموش نکن.

 URL:  http://www.mebily.com


 نويسنده: دختر همسايه

Thursday, July 13, 2006 ساعت 02:22

من فکر نميکنم از انصاران دولت باشند که ميايندو با سازماندهی اتحاد ملت رو به هم ميزنند ....احتياجی اصلا به اين نيست ....ملت خودشون در اين مهم استادند آقا !!.....ما هنوز فرهنگ دمکراسی رو یاد نگرفتیم........مثلا همين دانمارک خودمون با اينکه ميشه ادعا کرد که اين کشور یکی از دمکرات ترين دولتهای دنیاست باز در مدرسه ...بچه ها رو طوری تربیت میکنند که انگار میخوان از اول اینها رو در کشورشون عمل کنند....ما که نه تا حالا در تاریخ ملتمون دولت دمکرات داشتیم و نه یاد گرفتیم چطور اصول رو رعایت کنیم که هم حرف خودمون رو زده باشیم ....و هم پا روی حق دیگرون نذاشتیه باشیم.....دمکراسی رو اما در عمل باید ياد گرفت...........ما ایرانیها مرز زیاد داریم.... نه تربيت خانوادگيمون اجازه ميده و نه فرهنگ جامعه مون....
اما از جايی بايد شروع کرد....اينها همه موضوعاتیست که ما باید بگذرونیم.....تا ....ببخشيدا..... آدم بشيم :-))

 URL:  http://dokhtarehamsaye.blogsky.com/






Copyright © 2005-06, Asdollah Alimohammadi. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.
 
 


آگهی


 

دوستان





لوگو



 


 


 
 
آرشیو


آخرين نوشته‌ها:
دو پرسش از آقای اکبر گنجی
آدرس عوضی
کش بازی ممنوع
شش نکته
بیلی و من و نوبت شما
بازی وبلاگی
وبلاگستان و دموکراسی (۲)
وبلاگستان و دموکراسی
روز جهانی وبلاگستان
دست گرمی

لینک تمام یادداشت‌ها

آرشيو ماهانه:
October 2011 (3)
September 2011 (5)
August 2011 (2)
February 2011 (2)
January 2011 (3)
April 2010 (4)
March 2010 (1)
November 2009 (2)
September 2009 (1)
August 2009 (3)
July 2009 (8)
June 2009 (9)
May 2009 (6)
April 2009 (2)
March 2009 (8)
February 2009 (3)
January 2009 (3)
November 2008 (3)
September 2008 (2)
August 2008 (2)
July 2008 (7)
June 2008 (1)
May 2008 (2)
April 2008 (6)
March 2008 (5)
February 2008 (4)
January 2008 (2)
December 2007 (2)
November 2007 (7)
October 2007 (3)
September 2007 (1)
August 2007 (1)
July 2007 (4)
May 2007 (1)
March 2007 (1)
January 2007 (7)
December 2006 (6)
November 2006 (1)
October 2006 (3)
September 2006 (8)
August 2006 (9)
July 2006 (3)
June 2006 (3)
May 2006 (10)
April 2006 (5)
March 2006 (9)
February 2006 (13)
January 2006 (15)
December 2005 (9)
November 2005 (10)
October 2005 (3)
September 2005 (4)
August 2005 (11)
July 2005 (7)
June 2005 (16)
May 2005 (4)
April 2005 (5)
March 2005 (19)
February 2005 (14)
January 2005 (15)

 
جستجو


کلمه مورد نظر را در کادر زير نوشته و روی دکمه جستجو کليک کنيد:

 
فید

Atom Index
RSS 2.0
RSD
 
کپی رایت


<تمام حقوق اين وبلاگ براساس پروانه‌ی Creative Common متعلق به اسدالله عليمحمدی است.