|
شاه حسینیها
|
|
Wednesday, October 17, 2007
|
جریانی که با روی کار آمدن محمد خاتمی به اصلاحطلبان موسوم شدند، بعد از شکست در انتخابات یا بعبارت دیگر بعداز آنکه مجبور شدند قدرت را به قدر قدرت حکومت یعنی ولایت فقیه تقدیم کنند به دریوزگی افتادند. اوایل کوشش کردند گناه را به گردن کسانی بیاندازند که در انتخابات غیردموکراتیک و فرمایشی رژیم شرکت نکردند. این حرف خریداری نداشت. پس افتادن به جان آنهایی که مخالف ائتلاف با مهدی کروبی و یا رفسنجانی بودند. خلاصه همه مقصر شدن جز خودشان و خب این پررویی را در این سیسال در مکتب آخوندیسم آموختهاند که حقیقت را باید فدای نظام کرد. امروز هم که جنگ سایه شومش را روی مهین بیرمق ما گسترده است خود و مردم ایران را دعوت به سکوت میکنند و نامش را هم میگزارند: «مبارزه».
::: ایمیل ::
اسدالله علیمحمدی :: 13:52 :::
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
|
LINK
| TrackBack 0 | Comment 15
|
|
وبلاگ و سايتهایی که به اين نوشته لينک دادهاند يا در مورد آن نوشتهاند:
|
|
|
|
|
پيامهاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:
|
نويسنده: صادق دالوندی |
Thursday, October 25, 2007 ساعت 22:17 |
ما بسیار مخلص عمو اسد هستیم ها! اما عمو اسد جان کاری جز این اصلاح خواهی از دستمان بر نمی آید برادر جان. هنوز کور سو امیدی برای اصلاح هست هر چند سایه شوم جنگ هر روز سنگین تر می شود |
URL:
http://montaghed.net
|
نويسنده: پویا پرتو |
Thursday, October 25, 2007 ساعت 10:57 |
سلام
این جنگی که شما همش ازش دم میزنید کو پس؟ چطوریه سایه اش هست ولی خودش نیست؟!
نکند شما هم گرفتار توهم توطئه شده اید؟! |
URL:
http://pakdide.parsiblog.com
|
نويسنده: صادق |
Wednesday, October 24, 2007 ساعت 08:48 |
البته الان سکوت و فریاد تفاوت چندانی هم با هم نمیکنند! چون اصولاً هر دوشون بی اثرند! |
URL:
http://blognevesht.com
|
نويسنده: هیس |
Tuesday, October 23, 2007 ساعت 20:26 |
سلام . خوشحالم که خندیدین . می خواستم همینجا باهاتون خداحافظی کنم پس فردا صبح عازم خدمت سربازی هستم و یکی دو ماه نیستم . بیلی رو ببوسین از طرف من که تنها دلتنگیم دور بودن از سگم سزار هست . البته سایزش بزرگ تر از بیلی شماست . دوبرمن هست اما مااااه ....عشق .... فکر ندیدنش اشکم رو در میاره . باور نکردنی این روابط عاطفی بین سگ و صاحبش . بدرود
بیلی و من: سلام، سربازی دوران خوبی است. آدم اولین بار توی آن سن و سال تنها می شود و البته زندگی سختی است اما جالب است. بعد قدر خیلی از چیزهایی را که از دست داده ای تازه می فهمی با اینحال سربازی یکی از عجیب ترین دوره های زندگی است. من هیجده ساله بودم رفتم سربازی چون در کنکور رد شدم. شش ماه آموزشی، قوشچی رضاییه بودم. اولین باری بود که در زندگی ام قوشچی رضاییه را می دیدم. پنجشنبه ها که می شد اگر نگهبان نبودی می رفتی رضاییه، من عاشق این شهرم. ما چند نفری بودیم همینکه از در پادگان می زدیم بیرون یکراست می رفتیم ده قوشیچی که چسبیده به پادگان بود و بهترین شرابهای دنیا را داشت. با دوتومن مست می کردیم و شب را با رضاییه بودیم. |
URL:
http://hees2.blogspot.com
|
نويسنده: محمد |
Monday, October 22, 2007 ساعت 13:07 |
سلام من با ناخدا حمید کجوری کار داشتم اما وبلاگش انگار قفل شده کسی ایمیلش را نداره
به این آدرسها مراجعه کنید
http://hamid-midaf.blogspot.com/
http://hamid-midaf.blogspot.com/ |
نويسنده: ایرانی |
Saturday, October 20, 2007 ساعت 22:37 |
درود به همه هم وطنان ایرانی
از تمامی دوستان (وبلاگ نویسان) محترم تقاضا می شود در ویلاگ " دریای خزر "
اعتراض خود را در مورد تقسیم قسمتی از میهنمان( ایران عزیز ) ثبت و این وبلاگ را به دوستان خود معرفی کنند. که شاید کوچکترین کاری در جهت حفظ سرزمین مادری باشد .
http://www.khazareiran.blogfa.com/
|
URL:
http://www.khazareiran.blogfa.com/
|
نويسنده: آشیل |
Saturday, October 20, 2007 ساعت 17:41 |
چراغ این جا همیشه روشن باشد عمو اسد عزیز .
ارادت |
URL:
http://1irani.com
|
نويسنده: شاهین دلنشین |
Saturday, October 20, 2007 ساعت 14:07 |
از همه ی آدما نمیشه یه انتظار داشت. دیدید که گنجی چقدر به احمد زید آبادی احترام گذاشت و حرف خودش را هم زد! مبارزه ی انقلابی ها چیست؟ مبارزه با اصلاح طلبان؟ به این و اون نق زدن؟ تماشا کردن؟ برنامه نداشتن؟ |
URL:
http://rendeaalamsuz.blogspot.com
|
نويسنده: ایران امروز |
Saturday, October 20, 2007 ساعت 10:36 |
اسد جان این لحن از شما بعید بود. چه عرض کنم. هر حرکتی که انجام شود نقدهای خودش را دارد. وقتی در یک چهارچوب ساختگی و یا تعریف شده کار کنی اندکی در تنگنا قرار می گیری و نمی توانی خیلی راحت حرف بزنی. تا جایی که می دانم اصلاح طلبان چنین نکردند و نمی کنند می توانی سایت امروز را بخوانی. یک تحلیل در همین زمینه منتشر کردند که نظرات رسمی مشارکت است. به هر حال من از لحن نوشته ات راضی نبودم! با عرض دوستی مجدد و احترامات کامل خدمت آن مقام. |
URL:
http://siyasat.blogsky.com
|
نويسنده: علی |
Friday, October 19, 2007 ساعت 19:48 |
عمو اروند من فکر کنم اسد خان روز عید فطر دم و دود بلاگ رولینگ را دیده. خبر اووردن ایشون را دیدن توی کوچه داشته تندتند میرفته و توی دستش هم یک کاسه حلوا بوده. |
URL:
http://www.mylostdreams.com/
|
نويسنده: شهلا |
Friday, October 19, 2007 ساعت 19:09 |
نه،
دیگه بستمون است جنگ و کشته دادن!!!
حتمن دیروز شنیدید بوش چی گفت!؟
این ۲ تا دیوونه تا دنیا را به آتش نکشند و انسانهای روی زمین را از بین نبرند، ول کن نیستند!!!!
|
URL:
http://21mehr.com
|
نويسنده: آرمین گیله مرد |
Friday, October 19, 2007 ساعت 18:58 |
سلام ... از همان اول و همان اصلاحطلبی يک سيستم اصلاح ناپذير معلوم بود |
URL:
http://gilehmard.blogspot.com
|
نويسنده: زیتا |
Friday, October 19, 2007 ساعت 17:56 |
سلام.باور کنيد که من اصلن نميدانم چطور بايد مبارزه کرد.از بس که همه مثل هم دروغ ميگويند.ولی ميدانم که سکوت،نشانه زير بار نرفتن مسوليت و بقولی شانه از زير بار مسوليت خالی کردن هست. |
نويسنده: زیتا. |
Friday, October 19, 2007 ساعت 17:53 |
سلام.شما راست میگید،شاید واسه ابن هست که خیلی کم ایمیل دریافت میکنم.ممنون از لینک |
نويسنده: عمو اروند |
Friday, October 19, 2007 ساعت 17:12 |
آقا دیدی که بلاگ رولینگ هم هوای پیرمردان را دارد. |
URL:
http://amooarvand.blogspot.com/
|
|
شما میتوانيد پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد:
|
|
|
|
Copyright © 2005-06, Asdollah Alimohammadi. All rights reserved.
Designed by
1saeed.com.
|
|

آگهی
|