یادداشت‌های اسد علیمحمدی                                   My Danish Blog 

کیهانی دیگر

Monday, March 2, 2009

 

روزنامه کیهان شریعتمداری، هرگز طرفداری و حمایت بی‌دریغش را از سی سال حکومت روحانیت شیعه و اعلیحضرتشان ولایت فقیه پنهان نکرده است. آنها هرگز ادعا ندارند که طرفدار آزادی و حقوق بشر هستند. آنها هرگز نگفته‌اند تحریریه و ژورنالیست‌های کیهان مستقل و بی‌طرف‌اند. و از همان روز ازل تکلیفشان را با خواننده و مردم ایران روشن کرده‌اند. پس بی‌انصافی است اگر آنها را ریاکار و دروغ‌پرداز خواند.

اما نشریاتی هستند که خود را پشت نقاب طرفداری از دموکراسی و استقلال پنهان کرده‌اند و عملا در خدمت بخشی از حاکمیت جمهوری اسلامی عمل می‌کنند. یکی از این روزنامه‌ها، نشریه اینترنتی روزآنلاین است که هم از توبره می‌خورد و هم از آخور! بودجه‌اش را از خارجی‌ها می‌گیرد و در خدمت جریان موسوم به اصلاح‌طلبان حکومتی‌ یقه می‌دراند.

اگر روی گزینه «درباره» روزآنلاین کلیک کنید در توضیح شناسنامه‌شان می‌خوانیم که: «این روزنامه توسط روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب مستقل و هوادار آزادی و حقوق بشر منتشر می‌شود».

نمی‌دانم شما «روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب و مستقل» را چگونه تعریف می‌کنید. آنچه بعد از خواندن چنین ادعایی به ذهن می‌آید غیر از این نمی‌تواند باشد که آنها افرادی هستند اولا اصلاح‌طلب، یعنی کسانی که معتقدند حکومت اسلامی باید اصلاح شود و چون خود را هوادار آزادی و حقوق بشر می‌دانند پس منظورشان از اصلاح وادار کردن حکومت به رعایت آزادی و حقوق‌بشر است. دویم مستقل، یعنی به هیچ حزب، تشکل و جریان سیاسی خاصی وابسته نیستند. اما آیا عملکرد و محتوای مطالب روز آنلاین در این چندساله اخیر، استقلال و اصلاح‌طلبی آنها را نشان می‌دهد یا برعکس؟ واقعیت آن است که آنها در خدمت روش، منش و اندیشه‌های سیاسی اصلاح‌طلبان حکومتی بوده‌اند و هستند. آنچه عیان است چه حاجت به بیان است. هم‌اکنون در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، این نشریه به ارگان و ستاد تبلیغاتی کاندید اصلاح‌طلبان حکومتی تبدیل شده است.

خیلی راه دور نمی‌رویم کافی است به یادداشت‌های ابراهیم نبوی، روزانه نویس این نشریه نیم‌نگاهی بکنید تا پی به استقلال و اصلاح‌طلبی این جماعت ببرید. البته اگر در شناسنامه‌شان می‌نوشتند: «‌این روزنامه توسط روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب حکومتی و هوادار نظام منتشر می‌شود» کسی غلط می‌کرد به آنها ایراد بگیرد که متاسفانه چنین نیست.

یکی از ایرادهایی که شب و روز گردانندگان روزآنلاین به کیهان می‌گیرند تهمت زدن و تهدید افراد است و بی‌پرنسیبی شریعتمداری را مدام به رخش می‌کشند. حالا به خودشان نگاه کنید. ابراهیم نبوی در شش‌فرمان روز دوشنبه ۱۲ اسفند، موسی‌وار می‌نویسد: «وزارت اطلاعات در ابعاد وسیع از نقطه ضعف‌های آدمها استفاده می‌کند تا جریان تحریم و جریان تبلیغ علیه خاتمی را سازمان بدهد. اگر می‌بینید کسی ادعای بی‌طرفی می‌کند ولی دائما علیه خاتمی می‌نویسد از او سوال کنید که چرا بی‌طرف نیست، یا ‏حداقل اعلام کند که بی‌طرف نیست و ستاد تبلیغات احمدی نژاد را فعال کرده است».‏ معنی این حرفها این است که ایشان به سربازان گمنام امام زمان فرمان می‌دهد حواسشان جمع باشد و چهار چشمی مواظب باشند افرادی که مخالف حکومت اسلامی هستند یا طرفدار تحریم انتخابات و یا مخالف انتخاب مجدد تدارکچی، آدمهای ضعیفی هستند که وزرات اطلاعات از آنها استفاده می‌کند بعبارت دیگر، آنها در خدمت وزارت اطلاعات هستند. و باید از اینها بپرسید چرا بی‌طرف نیستند. یعنی برادران و خواهران، مخالفین را با این برچسب‌ها خفه کنید.

 حالا وقت آن است که از گردانندگان روزآنلاین پرسید آیا شما که در منشورتان خود را  اصلاح‌طلب مستقل و هوادار آزادی و حقوق‌بشر می‌دانید بیشتر اهل قافله ریا و تزویرید یا کیهان‌نویسان؟ 


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 10:44 :::   مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

Link  | TrackBack 0 | Comment 2




ما ایرونی‌ها

Tuesday, March 3, 2009

 

حسین درخشان پدر خوانده وبلاگستان ایرانی، ظاهرا  مدتی بعد از ورودش به ایران دستگیر می‌شود. آنهایی که زندانهای جمهوری اسلامی را تجربه کرده‌اند، چه خودی بوده‌اند و چه غیرخودی، بخوبی می‌دانند در اسارت این آقایان بودن یعنی چه! از آن گذشته همه ما ایرانی‌ها در دستگاههای امنیتی رژیم پرونده داریم. اتهامات هم مشخص است. تشویش افکار عمومی، همکاری با صهیونسیم و ضدانقلاب، براندازی نرم. بنابراین ما که موقتا آزاد هستیم نباید از در بند بودن دیگران خوشحال باشیم. همانطور که برخی بلاگرها از زندانی شدن حسین درخشان بخاطر کینه‌های شخصی بشگن زدند. بامزه‌تر از همه یادداشت‌های برخی بلاگرهای طرفدار حقوق بشر در دفاع از او بود. بدون استثنا همگی در مقدمه دفاع از حسین درخشان، نخست او را حسابی شلاق می‌زنند و در خاتمه به دلیل آنکه دموکرات و طرفدار حقوق بشرند خواهان آزادی او از زندان می‌شوند. مثلا یکی نوشته بود: «هیچکس به اندازه من بدش از این آدم نمی‌یاد ولی با اینحال از او دفاع می‌کنم». یا دیگری نوشته بود: « این آدم به خیلی‌ها ضربه زد، علنا از احمدی‌نژاد دفاع کرد، جان خیلی‌ها را به خطر انداخت و...» و تقریبا همه نوشته‌ها مضامینی داشتند در همین حد! که بیشتر بیانگر اختلاف شخصی است تا اختلاف عقیده.

اگر قرار است از حسین درخشان بعنوان آدمی که در چنگال جمهوری اسلامی اسیر است دفاع کنید دیگر چرا اینهمه او را ضایع می‌کنید. آیا بخانواده‌اش فکر کرده‌اید این نوشته‌ها چقدر می‌تواند برای آنها آزار دهنده باشد؟ بهرحال حسین درخشان را به جرم حمل کوکائین دستگیر نکرده‌اند. او زندانی عقیدتی است و دفاع از او و همه زندانیان سیاسی وظیفه دموکراتهای ایرانی است در حد توان و امکاناتی که دارند. بیایید کمی با هم مهربان باشیم.

 

پی‌نوشت: قبلا هم در پستی جداگانه نوشته بودم که مدتهاست از ف.م. سخن خبری نیست. او هر هفته در گویا کشکول را می‌نوشت. نمی‌دانم گردانندگان گویا از او خبری دارند یا دوستانش، ما که نگرانیم.


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 09:53 :::   مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

Link  | TrackBack 0 | Comment 10




جدا نگرانیم

Monday, March 9, 2009

 

ف.م. سخن را دستکم، نسل اول بلاگرهای ایرانی بخوبی می‌شناسند. اگرچه نوشته‌های او بیشتر در خبرنامه گویا منتشر می‌شد با این‌حال خودش را همیشه عضو خانواده وبلاگستان می‌دانست. از ۲۵ جولای ۲۰۰۷ تا ۱۰ دسامبر ۲۰۰۸ هر هفته طنزی با عنوان «کشکول خبری هفته» از او در خبرنامه گویا منتشر می‌شد که آخرین آن کشکول شماره ۶۹ است. و حالا سه ماهی است که او غیبش زده، یا بهتر بگویم ناپدید شده است. اولین بار در پست کوتاهی با عنوان «او کجاست؟» نگرانیم را از غیبت او علنی کردم که بعد متوجه شدم این نگرانی چندان هم بیمورد نبوده است و دوستان دیگری هم به این موضوع اندیشیده‌اند. بهرحال با سام نویسنده وبلاگ تارنوشت به این نتیجه رسیدیم که بهتر است جریان را در وبلاگستان مطرح کنیم و ایشان هم متنی را آماده کرد که همینطور روی دستمان مانده است. البته برخی از دوستان معتقدند تا تایید خبر دستگیری او صبر کنیم و از این و آن حالش را جویا شویم. مشکل اساسی این است که سخن، مستعارنویس است و فکر نکنم کسی در این دنیای مجازی هویت واقعی او را می‌شناسد و نگرانی ما هم همینجاست که ممکن است جمهوری اسلامی، سر او را بی‌سروصدا زیر آب کند. ضمنا سام ایمیلی هم برای مسئولین خبرنامه گویا فرستاد و آنها در پاسخ  نوشتند هم نگرانش هستند و هم از او بی‌خبر! صادقانه بگویم دلم می‌خواهد افکار شومی را که بسراغم می‌آید بایکوت کنم و مثبت باشم و فکر کنم همین حالا سخن در ساحل دریای مدیترانه دراز کشیده و حمام آفتاب می‌گیرد و از پشت عینک دودی‌اش ماهرویان را دید می‌زند و به کشکول ۷۰ فکر می‌کند. اما چه کنم که نمی‌توانم. در پایان از همه خواهش می‌کنم اگر خبری از او دارید و یا چیزی در باره‌اش نوشتید سام، یا من را خبر کنید.

 

برای اینکه تجدید خاطره‌ای کرده باشیم گفتگویم با سخن را باز نشر می‌کنم. این گفتگو چهارسال پیش انجام گرفت. خاطره بامزه‌ای از آنروزها دارم که به شنیدنش می‌ارزد. برای گفتگو با سخن که طولانی هم شد معمولا عصرها قرار می‌گذاشتیم در یاهو مسنجر، من سئوال را می‌نوشتم و او هم پاسخ می‌داد. آنروزها مسابقات فوتبال هم شروع شده بود و من نمی‌دانستم سخن هم مثل من به فوتبال علاقه‌مند است. یکی از آن عصرها، احساس کردم سخن خیلی عجله دارد. هی تند تند می‌نوشت و می‌گفت اسد سئوال بعدی! گفتم: «سخن‌جان انگار کاری برایت پیش آمده، خیلی عجولی؟» گفت: «فلانی مگه تو اهل فوتبال نیستی؟» گفتم: «خیلی هم هستم» گفت: «نیم‌ساعت دیگه فوتبال شروع میشه اگه اینطور ادامه بدهی از دیدن مسابقه محروم می‌شم.» من که از خدا خواسته‌ام بود گفتم: « آقا اینو چرا زودتر نگفتی، منم از اول گفتگو دارم به این فکر می‌کنم که فوتبال از دستم نره». خلاصه هر دو کلی خندیدیم و گفتگو را نیم‌کاره رهاکردیم و قرار بعدی را گذاشتیم.

 

یک توضیح مهم: آخرین مطلب سخن در گویا کشکول ۷۲ است و نه ۶۹ علت این اشتباه آن بود که من به آرشیو وبلاگش مراجعه کردم که به کشکول ۶۹ لینک داده است. با تشکر از آقای افراسیابی که من را متوجه اشتباهم کرد و با پوزش از خوانندگان گرامی، در همانجا سخن نوشته است که به دلیل مسافرت کشکول هفته آینده منتشر نخواهد شد، حال آنکه سه‌ماه از آن تاریخ می‌گذرد.

 

گفتگو با ف.م. سخن بخش ۱ و ۲ و ۳ 

 

لینکهای مربوط:

چندماه بی کشکولِ ف.م. سخن!؟ / آونگ خاطره‌های ما

گزارشی شخصی از جستجو برای ف.م. سخن / پارسانوشت

درویش وبلاگ‌نویس پیدا کردند! / خسن آقا

داستان ناپدید شدن همچنان ادامه دارد / آینده ما

جای سخن خالیست / نق‌نقو

ف.م. سخن عزیز کجایی، دوستانت نگرانند / زیتون

رد پای ف.م. سخن ۳ / تارنوشت

نگران نباشید ف.م. سخن خودم هستم / ملاحسنی

رد پای سخن ۲ / تار نوشت

یک بازی خیلی جدی وبلاگی / پارسانوشت

ف.م. سخن / تارنوشت

بیانیه پیشنهادی در اعتراض به ناپدید شدن ف.م.سخن / تارنوشت

رد پای ف. م. سخن / تارنوشت

او کجاست؟ / بیلی و من


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 17:42 :::   مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

Link  | TrackBack 0 | Comment 10




ف.م. سخن از زبان خودش

Thursday, March 12, 2009

 

ف.م. سخن در فضای نت، آدم گمنامی نیست. از او مقالات سیاسی، اجتماعی و طنزهای بسیاری چه در خبرنامه گویا و چه در وبلاگش خوانده‌ایم. نویسنده‌ای پرکار و جدی که با حساسیت مسایل ایران را پیگیری می‌کرد و بسیاری از نوشته‌هایش بقول معروف بودار و در نقد حاکمیت روحانیت شیعه و سربازان غیر معمم آنهاست. از زمانی که ما تعدادی بلاگر موضوع غیبت سخن را مطرح کردیم، طبق معمول بازار شایعه و شوخی‌های بیمزه و برچسب زدنها گرم شده که نشان شلختگی و بی بندوباری فرهنگ ایرانی است. از طرفی دیگر برخی وبلاگهای طرفدار حقوق بشر چنان در حال پختن نان در تنور انتخابات هستند که فراموش کرده‌اند روزی سخنی هم وجود داشته است. برای پایان دادن به شایعه‌ها با کمک از گفتگوی ۴ سال پیش‌ام با سخن سعی خواهم کرد او را  از زبان خودش معرفی کنم.

وقتی از او پرسیدم خودش را معرفی کند چنین می‌گوید: «دلم می‌خواهد اين کار را بکنم، ولي متاسفانه نمی‌توانم. علت آن هم گرفتاری‌هايی است که اين معرفی می‌تواند به وجود بياورد. نمونه‌ی آرش سيگارچي را در پيش رو داريم. يک اشتباه و جا به جا شدن مصاحبه در راديو فردا باعث شد تا ايشان گرفتار شود. شما هم اگر دوست داری که من همچنان بنويسم، بايد کمی تحمل کنی تا بعد از بهتر شدن اوضاع کشور - يعنی زمانی که آدم را به خاطر نوشتن به زندان نيندازند - خودم را معرفی کنم.»

در واقع دلیل مستعارنویسی او، ترس از دستگیری است و قول می‌دهد خودش را زمانی که آدم را به ‌خاطر نوشتن به زندان نیندازد معرفی کند و با نام واقعی‌اش بنویسد. ترس او هم بی‌دلیل نیست. منتقد حکومت باشی و در ایران زندگی کنی بازی با جان است.

سخن چندسال دارد؟ با در نظر گرفتن زمان مصاحبه امروز باید او ۵۰ سال و اندی داشته باشد. خودش می‌گوید: « اگر نيمه خالی ليوان را نگاه کنيم بايد بگويم دارم به پنجاه سالگی نزديک می‌شوم. اگر به نيمه پر نگاه کنيم بايد بگويم در دهه‌ی چهل زندگی هستم».

تحصیلات: با توجه به گفته خودش، تحصیلات سخن در یک رشته فنی است و ظاهرا تعدادی کتاب تخصصی‌ از او منتشر شده است. ببینیم خودش در این باره چه می‌گوید: «سی سالی می‌شود که شبانه روز می‌خوانم. از خواندن مهم تر به هر گوشه‌ای که در زندگی بتوانی تصور کنی سرک کشيده‌ام. سال‌ها نوشتن مهم نيست؛ با نوشتن کسی نويسنده نمی‌شود. با لمس زندگي است که يکی از ارکان نويسندگی - بخصوص از نوع طنزش - فراهم می‌شود. برای آگاهی‌ات آن چه که تا کنون از من به عنوان کتاب منتشر شده، مطلقا با طنز و سياست کاری ندارد و جنبه‌ی تخصصی دارد.

برخی بر این باورند که چون هادی خرسندی هم ستون طنزی در خبرنامه گویا دارد پس سخن «قهر» کرده، چون دو پادشاه در  یک اقلیم نمی‌گنجند. از زبان سخن بشنویم وقتی من نظرش را در مورد هادی خرسندی پرسیدم: «آقای خرسندی (نمی‌گويم استاد، چون بدشان می‌آيد) يک نقطه‌ی عطف در تاريخ طنز ايران به شمار می‌آيد و قله‌ای است در ميان قله‌های ادب منظوم».

با چنین دیدی فکر نمی‌کنم سخن خود را رقیب خرسندی می‌داند و از داشتن ستون طنز او دلخور است، برعکس از اینکه او در کنار هادی خرسندی است می‌تواند برایش خوشحال کننده باشد. (اطلاع موثق دارم که هادی خرسندی شدیدا نگران غیبت او است).

امیدوارم این نوشته کوتاه به شایعات پایان دهد  و دوستان به مسئله جدی‌تر نگاه کنند. اگر می‌خواهید با سخن بیشتر آشنا شوید مصاحبه‌ام را با او بخوانید و سری به آرشیو وبلاگش بزنید.

 

لینکهای مربوط:

چندماه بی کشکولِ ف.م. سخن!؟ / آونگ خاطره‌های ما

گزارشی شخصی از جستجو برای ف.م. سخن / پارسانوشت

درویش وبلاگ‌نویس پیدا کردند! / خسن آقا

داستان ناپدید شدن همچنان ادامه دارد / آینده ما

جای سخن خالیست / نق‌نقو

ف.م. سخن عزیز کجایی، دوستانت نگرانند / زیتون

رد پای ف.م. سخن ۳ / تارنوشت

نگران نباشید ف.م. سخن خودم هستم / ملاحسنی

رد پای سخن ۲ / تار نوشت

یک بازی خیلی جدی وبلاگی / پارسانوشت

ف.م. سخن / تارنوشت

بیانیه پیشنهادی در اعتراض به ناپدید شدن ف.م.سخن / تارنوشت

رد پای ف. م. سخن / تارنوشت

او کجاست؟ / بیلی و من

 


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 10:01 :::   مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

Link  | TrackBack 0 | Comment 3




سخن پیدا شد

Thursday, March 12, 2009

 

آقا نزدیک بود عید امسال ما را این سخن خراب کند حالا که از پیدا شدنش خوشحالم! نمیدانم با عصبانیتم جکار کنم.

می‌روم برای سبزی عید یک لیوان عدس خیس کنم. راستی تا یادم نرفته اینجا برف می‌بارد!

 

عیـــــــــــــــــــد همگی بود مبارک


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 15:47 :::   مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

Link  | TrackBack 0 | Comment 7




کلاسیک‌های وبلاگستان

Saturday, March 14, 2009

 

به مناسبت سال نو، ما یک نیمچه تحقیقی کردیم و یک نیمچه نظری داده‌ایم و یک نیمچه لیستی تهیه کردیم که امیدواریم دوستان گرامی در تعطیلات قریب‌الوقوع نوروزی دست ما را بگیرند تا این نیمچه تحقیق و نظر و لیست را تکمیل کنیم. دنیا را چه دیدی شاید با این کار یک دکترای وبلاگ‌شناسی از همین دانشگاههای دور و اطراف گرفتیم. البته باید اعتراف کنم کار ناقص است و ناکافی و نیمه‌کاره، این را گفتم که فردا هنوز هیچی نشده چوب و چماق برندارید بیفتید به جان نیمه نحیف ما! بهمین‌خاطر و از ترس داشمندان وبلاگستان و چوب و چماق آینده، بجای زبان علمی از همین زبان شیرین لری خودمان برای توضیح و تشریح تحقیق استفاده می‌کنم که سوءتفاهمی نشود. عرض کنم این را همه می‌دانید که تقربیا و  تحقیقا بیست سالی است از عمر اینترنت می‌گذرد و بنده هم از فرصت استفاده کنم و بگویم که در همین حدود به اینترنت وصل بوده‌ام. راستی شما چی؟ احتیاج نیست به من بگویید. تو دل خودتان بشمارید چند سال است به اینترنت وصله خورده‌اید. از این موضوع می‌گذریم چون مربوط به تحقیق ما نمی‌شود. موضوع تحقیق ما پیدا کردن اولین نسل بلاگرهای ایرانی است که مثل هر پدیده‌ جدید و تازه، وقتی مدتی از عمرش می‌گذرد کلاسیک می‌شوند. مثلا نسل اول موبایل‌ها که هرکدام چندکیلو بودند و حالا به تاریخ پیوسته‌اند و یا خیلی چیزهای دیگر. بله درست متوجه شده‌اید امروز برخی از وبلاگهای ایرانی دیگر کلاسیک شده‌اند و ما می‌خواهیم آنها را پیدا کنیم و اگر عمر و فرصتی بود در موردشان حالا یا ما یا دیگران بنویسیم. اگر اشتباه نکنم نخستین وبلاگ به نام  یک دانشجوی بیکار و بی‌خیال آمریکایی بنام جاستین هال، ثبت شده است و این به سال ۱۹۹۴ بوده است. اولین وبلاگ ایرانی با هفت سال تاخیر در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۳۸۰توسط جوانی به نام سلمان راه اندازی می‌شود و بعدها فردی بنام حسین درخشان با نوشتن دستورالعمل معروفش جاده خاکی را برای ورود وبلاگهای ایرانی آسفالت می‌کند. خدا پدر این دو نفر را بیامرزد معلوم نیست اگر نبودند ما بدون وبلاگ چه خاکی به سرمان می‌کردیم. با اجازه خوانندگان، در همین وسط کار علمی یک شعار حقوق بشری بدهم و بعد برویم سراغ تحقیقاتمان: «حسین درخشان، بلاگر زندانی آزاد باید گردد». بله می‌گفتیم، در این مدت کوتاهی که از عمر وبلاگهای ایرانی می‌گذرد و  چندروز دیگر وارد هشتمین سال خود می‌شوند توانسته‌اند با پرویی تمام خودرا بعنوان یک رسانه فردی، به مطبوعات سنتی و دیجیتال، دنیای سیاست،فرهنگ، اجتماع و خلاصه زمین و زمان تحمیل کنند. بخاطر دارم تا قبل از مصاحبه‌های من با بلاگرها، تصور خیلی‌ها از اهل قلم و مطبوعات‌چی‌ها و سیاسیون از وبلاگ این بود که «اینها یک مشت جوان بیکارند که شب و روز با هم چت می‌کنند» و با تحقیر به ما نگاه می‌کردند. بعد از آن گفتگوها بود که روزنامه‌ها، سایت‌های خبری و... نگاهشان عوض شد و صفحه‌هایی هم به مطالب وبلاگ‌ها اختصاص دادند و یکباره همه عزیز شدیم. سیاستمداران، کاندیداهای مجلس و ریاست جمهوری همه برای دیدن بلاگرها به صف ایستادند و مرتب آنها را به مجالس زولیبا و بامیه خوری دعوت می‌کردند. آخوندها هم که در زرنگی دست شیطان را از پشت بسته‌اند بیکار ننشسته روی منابر و در نمازهای دشمن شکن جمعه ادعا کردند که اولین وبلاگها، در صدر اسلام درست شده و مسلمانان آنزمان که در اقلیت بوده‌اند از طریق وبلاگ، اسلام ناب محمدی را تبلیغ  و یارگیری می‌کرده‌اند. حالا هم که برای امام زمان و هرچه پیغمبر و امام و بیت است وبلاگ درست کرده‌اند و اخیرا هم ده هزار بلاگر بسیجی به جمع ما اضافه شده‌اند. شوخی نیست اینها همه اهمیت وبلاگ را نشان می‌دهد.

به همین دلیل و دلایل ناگفته بسیار ما تصمیم گرفتیم لیستی از برخی بلاگرها که من آنها را نسل اول بلاگرهای ایرانی می‌دانم و دیگر کلاسیک شده‌اند با معیارهای خودم تهیه کنم و به تدریج این لیست را با کمک شما، بیلی و خودم تکمیل کنیم. 

 

 اما معیار من در انتخاب وبلاگهای کلاسیک چیست؟ البته دوستان می‌توانند پیشنهادهای بهتری بدهند ما گوش شنوا داریم.

۱) وبلاگهایی که عمر آنها ۵ سال و بیشتر است. حالا با یکی دو روز کم و زیادش می‌شود کنار آمد.

۲) بطور مرتب یا نامرتب تا امروز آپدیت کرده باشند. البته گاهی بلاگری بدلیل گرفتاری وقفه‌ای در نوشتن داشته اما هنوز و همچنان می‌نویسد.

۳) وبلاگ و نوشتن برایش جدی است. توضیح اینکه زیاد در مورد محتوای یک وبلاگ وسواسی ندارم. بهرحال هر وبلاگی خوانندگان خودش را دارد.

۴) وبلاگهایی که به زبان انگلیسی یا به زبانهای دیگر غیر فارسی نوشته می‌شود در این فهرست منظور نشده‌اند 

توجه: این فهرست به مرور زمان تکمیل می‌شود. بلاگرهایی که نامشان در این فهرست نیست و فکر می‌کنند جزو کلاسیک‌ها هستند از طریق ایمیل یا کامنت خبرم کنند. دوستان هم اگر وبلاگی را می‌شناسند که باید در این لیست قرار بگیرد حتما و حتما بنویسند.  چون اگر بخواهم به تنهایی این کار را انجام بدهم باید کار و زندگی را ول کنم و پشت مانیتور میخ شوم. در ضمن برخی از بلاگرها وبلاگشان را به سرورهای دیگری منتقل کرده‌اند و به هر دلیل مثل خودم نتوانسته‌اند آرشیو را به وبلاگ جدید اضافه کنند، آنها هم ما را در جریان بگذارند. اگر وبلاگی را معرفی می‌کنید لطفا آدرسش را هم بنویسید.

 

لیست وبلاگهای کلاسیک ایرانی به ترتیب حروف الفبا:

آ: آشپزباشیآق بهمن/ آزادنویس/ آچار فرانسه / آبی، خاکستری، سیاه /آونگ خاطره‌های ما / آفتاب‌پرست / آب / آبچینوس / آتشکده / آقاخره / آوازهای خاربیابان / آسپرین / آبی کوچک آرامش/ آواز عابری غریب / آلوچه خانم / آورا / ۱۶ وبلاگ 

ا: ارزیابی شتابزده / الپرامشاسپندان/ از پشت یک سوم/ الیزه/ افسون فسرده / از زندگی/ این خانه سیاه است / اکسیر / الوند / الهه مهر  / علی اوحدیایران بان / امیریه / ۱۴ وبلاگ

 ب: بلاگ‌نوشت /باران دردهان نیمه‌بازبابونهبیلی و من/ بوی کاغذ / بیداد / بی‌بی باران بر ساحل سلامت / ۸ وبلاگ

پ:   پویاپارسانوشت/ پینگفلودیش / پزشک ۷۸ / پنجره التهاب / پیام ایرانیانپسر معمولی / پاگرد / ۸ وبلاگ

ت: تیلا کاکتوس / تارنوشت / تادانه / تقویم تبعید / ۴ وبلاگ

ث:

ج: جمهور / ۱ وبلاگ

چ: چه می‌دانم / ۱ وبلاگ

ح: حضور خلوت انس / حسن درویش‌پور / حباب/ حوا / حرف حسابحکایتهای شهربانو / ۶ وبلاگ

خ:  خوابگرد / خیال تشنه / خواب‌زمستانی / خورشیدخانم/ خسن‌آقاخانم حنا /خدابیامرز/ خطورات سینا هدا / ۸ وبلاگ

د: دات/ دختر همسایه / داریوش‌کبیردلم چون دریاستدکتررضا / دوستداران حیوانات و محیط زیست / ۶ وبلاگ

ذ:

ر: رنگین کلامرضاناظمروزگار ما / راز/ رک‌گو/ روزنامه‌نگارنو / روبو / ۷ وبلاگ

ز: زیتونزنانه‌ها / زن نوشتزهرا/ زندگی دوگانه اینانا/ زاگرس / ۶ وبلاگ

ژ:

س:  سلمان / سردبیر خودمسعید حاتمی /سیپریسکسیبستان / سی و پنج درجه/ سرزمین آفتاب / سیاورشن / سبیل طلا / سانتیمانتال / سینا / سایه / سرزمین رویایی / سپینود / سراب ساز سودا ستیز / ۱۵ وبلاگ

 ش: شبنم فکر/ شیندخت / شمال از شمال غربی / شب‌تار / شیدا / شراگیم / ۶ وبلاگ

ص: صفحه‌ی سیزده/ ۱ وبلاگ

ض: ضدخاطرات/ ۱ وبلاگ

ط:

ظ:

ع: عبدالقادر بلوچعمو اروند/ عاقلانه / عصیان / ۴ وبلاگ

غ: غربتستان/ غلاف تمام فلزی / ۲ وبلاگ

ف: ف.م.سخن / فانوس آزاد / فرانکولا / ۳ وبلاگ

ق: قاصدک / قمار عاشقانه / ۲ وبلاگ

ک: کلاشینکف دیجیتال / کتابلاگ / کتاب شاهدخت سرزمین ابدیت / کلاغ سیاه کیبرد آزاد / ۵ وبلاگ

گ: گاوخونی / گیله‌مرد آرمین/ گناهکار / گپ و گفت / ۴ وبلاگ

ل: لنیوملگوماهی/ لیلای لیلی / ۳ وبلاگ

م: ملکوت/ مریم اینا / مجید زهری/ ملاحسنی / من و ام اس / میداف / مریم گلی / مهرواژ / موومان پنجم / مردتنها / میرزا پیکوفسکی / مسافر / مخلوق / مژدگانی / مرثیه‌های خاکمکتوب / مقالات سیاسی و اجتماعیمحمود دهقانی / ۱۸وبلاگ

ن: ناتور/ نیک‌آهنگ / نقطه ته خطنصیری فتو / نیاک / نوشی و وجوجه‌هایش / نازخاتون /  نسب آنلایننق نقونارنج / ندای امروز / نیما نیلیان / نامه‌های سوشیانت هزارم / ۱۳وبلاگ

و: وب نوشت/ وفادار دلشکسته / ۲ وبلاگ

ه:  هزار و یک روزنه ۱ وبلاگ

ی: یک پنجره / یاداشت‌های تنهایی/ یک جستجوی همیشگی / یک اهری و اتفاقات ساده / یک لیوان چای داغ / یرقان / یک وجب خاک اینترنتیک پزشگ / ۸ وبلاگ

مجموع وبلاگها در این لیست تا به امروز۱۴۱ وبلاگ

 

دوست مهربان و نادیده‌ام مهران عزیز، لوگویی را که می‌بینید برای وبلاگهای کلاسیک ایرانی درست کرده‌است و انصافا سلیقه هم بخرج داده. امیدوارم دستکم دوستانی که نامشان در این فهرست آمده، لوگو را به رسم یادگاری و امانت در وبلاگشان نصب کنند.

 




 


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 21:37 :::   مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

Link  | TrackBack 1 | Comment 85




بیلی پدر شد

Saturday, March 28, 2009

 

لاکی همسر بیلی دیشب زایید، یک دختر کوچولوی سیاه، بالاخره بیلی پدر شد. عکس‌های دیگری هم کیم پدر لاکی  برایم فرستاده، کم‌کم منتشر می‌کنم. لوگوی کلاسیکهای وبلاگستان یادتان نرود. 

 

lucky%20og%20Baily%20pige.jpg 

 

lucky%20og%20Baily%20pige.jpg1.jpg

 

lucky%20og%20Baily%20pige.jpg3.jpg


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 15:28 :::   مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

Link  | TrackBack 0 | Comment 5




دختر بیلی

Monday, March 30, 2009

 

این هم آخرین عکس دختر بیلی، هنوز چشمانش را به روی جهان نگشوده است و تنها ۱۵۰ گرم وزن این دخترخانم سیاه سوخته است.

 

توجه: به اطلاع دوستانی که صفحه وبلاگهای کلاسیک ایرانی را پی‌گیری می‌کنند می‌رسانم یک لوگوی دیگر برای کسانی که «چشمک‌زن» را دوست ندارند اضافه شد. امیدوارم دستکم دوستانی که نام‌شان در لیست هست، لوگو را استفاده کنند. با لوگوی جدید دیگر نباید بهانه‌ای داشته باشید. در پایان خدمتتان عرض کنم این لیست هنوز ناقص است و نیاز به یاری و همکاری شما دارم.

 

 

bailys%20lille.jpg 

 

 

 

 پست‌های مربوط به بیلی:

بیلی پدر شدبیلی شش ساله شددکتر بیلیاحتمالا بیلیبیلی و یک چرت تابستانی / بیلی دیگر آن بیلی نیستعروسی / پنج سال گذشت / بیلی و انتخابات / پدرسوخته آقا بیلی / گفتگوی بیلی با من /

 بیلی و کریسمس / بیلی و تجربه‌های برفی / تولدت مبارک / عذزخواهی از بیلی /


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 10:17 :::   مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

Link  | TrackBack 0 | Comment 4






Copyright © 2005-06, Asdollah Alimohammadi. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.
 
 


آگهی


 

دوستان




لوگو



 


 


 
 
آرشیو


آخرين نوشته‌ها:
دختر بیلی
بیلی پدر شد
کلاسیک‌های وبلاگستان
سخن پیدا شد
ف.م. سخن از زبان خودش
جدا نگرانیم
ما ایرونی‌ها
کیهانی دیگر
...
ادامه عناوين را در اينجا ببينيد


آرشيو ماهانه:
October 2011 (3)
September 2011 (5)
August 2011 (2)
February 2011 (2)
January 2011 (3)
April 2010 (4)
March 2010 (1)
November 2009 (2)
September 2009 (1)
August 2009 (3)
July 2009 (8)
June 2009 (9)
May 2009 (6)
April 2009 (2)
March 2009 (8)
February 2009 (3)
January 2009 (3)
November 2008 (3)
September 2008 (2)
August 2008 (2)
July 2008 (7)
June 2008 (1)
May 2008 (2)
April 2008 (6)
March 2008 (5)
February 2008 (4)
January 2008 (2)
December 2007 (2)
November 2007 (7)
October 2007 (3)
September 2007 (1)
August 2007 (1)
July 2007 (4)
May 2007 (1)
March 2007 (1)
January 2007 (7)
December 2006 (6)
November 2006 (1)
October 2006 (3)
September 2006 (8)
August 2006 (9)
July 2006 (3)
June 2006 (3)
May 2006 (10)
April 2006 (5)
March 2006 (9)
February 2006 (13)
January 2006 (15)
December 2005 (9)
November 2005 (10)
October 2005 (3)
September 2005 (4)
August 2005 (11)
July 2005 (7)
June 2005 (16)
May 2005 (4)
April 2005 (5)
March 2005 (19)
February 2005 (14)
January 2005 (15)

 
جستجو


کلمه مورد نظر را در کادر زير نوشته و روی دکمه جستجو کليک کنيد:

 
فید

Atom Index
RSS 2.0
RSD
 
کپی رایت


<تمام حقوق اين وبلاگ براساس پروانه‌ی Creative Common متعلق به اسدالله عليمحمدی است.