یادداشت‌های اسد علیمحمدی                                   My Danish Blog 

بعداز عمل

Wednesday, May 13, 2009

 

عمل جراحی من به خوبی و خوشی گذشت و فعلا در حال استراحت و گذراندن دوران نقاهت هستم. حالم خوب است و ظاهرا هر روز که می‌گذرد بهتر می‌شوم. از همه دوستانی که در این مدت از طریق تلفن، ایمیل جویای حالم شدند سپاسگزارم و امیدوارم هرگز گذرشان به بیمارستان نیفتد. یک تشکر ویژه هم بدهکار دوستان عزیزم رضا و محسن هستم که یکهفته از من بیمار پرستاری کردند. برای همگی آرزوی تندرستی دارم.

::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 09:07 :::   مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

Link  | TrackBack 0 | Comment 14




عیادت

Sunday, May 17, 2009

 

روز گذشته، دختر بیلی، چیلی خانم همراه با مامان و مامان بزرگش و بابا کیم به عیادت ما آمدند. این اولین باری بود که بیلی دخترش را می‌دید. دخترکی شیطان و پررو! با اینکه سرحال نبودم با لپ تاب و وبکم چندتا فیلم از این دیدار خانوادگی گرفتم که اینجا می‌گذارم. متاسفانه من دوربین ندارم و اگر کیفیت فیلم‌ها خوب نیست به خوبی خودتان ببحشایید.

 

اینجا چیلی و بیلی با هم احوالپرسی می‌کنند.

 

 

 

 

این فیلم را که نگاه می‌کنید به حالت تعجب در قیافه‌ی بیلی دقت کنید. انگار به چیلی می‌گوید بابا شلوغ نکن ما خودمان اینکاره بوده‌ایم.

 

 

 

بیلی اینجا حوصله‌اش سر می‌رود و آن روی سگی‌اش را نشان می‌دهد که خوشبختانه با دخالت عیال و مادر عیال موضوع بیخ پیدا نمی‌کند.

 

 

 پست‌های مربوط به بیلی:

نخستین دیدار / دختر بیلی / بیلی پدر شدبیلی شش ساله شددکتر بیلیاحتمالا بیلیبیلی و یک چرت تابستانی / بیلی دیگر آن بیلی نیستعروسی / پنج سال گذشت / بیلی و انتخابات / پدرسوخته آقا بیلی / گفتگوی بیلی با من / بیلی و کریسمس / بیلی و تجربه‌های برفی / تولدت مبارک / عذزخواهی از بیلی /


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 11:53 :::   مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

Link  | TrackBack 0 | Comment 5




عاقبت گرگ‌زاده

Tuesday, May 19, 2009

 

گویند: «گرگ‌زاده عاقبت گرگ شود». عبدالکریم سروش، در پاسخی به سخنرانی کوتاه محمود دولت‌آبادی، نقاب از چهره برگرفت و نشان داد که گرگ‌زاده‌ای بیش نیست. این فیلسوف مسلمان، مستقل و دموکرات که ادبیات سخیف تحقیر دیگران را از معلمان معمم خود بخوبی آموخته است در یادداشتش چهره واقعی یک روشنفکر دینی را به نمایش می‌گذارد.

آقای سروش شما اگر واقعا مسلمان، دموکرات و مستقل هستید و خود را آدم با شرفی می‌دانید یکبار و برای همیشه دستکم از نقش خودتان در انقلاب فرهنگی چینی ـ اسلامی سخن بگویید تا نسل جوان که این همه سنگش را به سینه می‌زنید فیلسوف مولوی خوان مملکتش را بهتر بشناسد.

 آقای سروش، ممکن است شما آدم نکشته باشید اما بعنوان فردی در ستاد انقلاب فرهنگی دستانت به جنایتی که من آنرا جنایت فرهنگی می‌نامم آلوده است. شما از آن دوره یعنی بستن دانشگاه‌ها، پاکسازی دانشجویان و استادان با افتخار یاد می‌کنید و بقول خودتان به «حکم امام و برای خدمت به فرهنگ بدون ستاندن یک قران در آن ستاد عرق شرافت ریخته‌اید». اگر اینها را «خدمات فرهنگی» می‌دانید چرا از بیان آنچه گذشت واهمه دارید و شانه خالی می‌کنید.

آقای سروش، فیلسوف عزیز، اگر آدم مستقل و با شرفی هستید به ملت ایران این توضیح کوچک و ناقابل را که در ستاد فرهنگی چه می‌کرده‌اید بدهکارید. 

آقای سروش، نسل من قبل از انکه نامی از شما شنیده باشد با آثار دولت‌آبادی و زندگی او آشنا بوده است. محمود دولت‌آبادی در فرهنگ و ادبیات ایران ماندنی است .

آقای سروش، اما نسل من بعدها با شما بعنوان روشنفکری حزب‌الهی و از معماران فرهنگی جمهوری اسلامی آشنا شد. شما، دوستان و پیروانت معمار حکومتی شدید که سیاه‌ترین دوره در تاریخ ایران است. من کاری بدوران هخامنشی و ساسانیان ندارم نگاهی به تاریخ همین ۲۰۰ سال اخیر که اسنادش همه ضبط و ثبت شده است بیاندازید. آیا حکومتی را سراغ دارید که مثل جمهوری اسلامی این همه به ملت ایران توهین کرده باشد؟ این همه ملت ایران را تحقیر کرده باشد؟ لطفا بگویید.

 


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 10:28 :::   مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

Link  | TrackBack 0 | Comment 3




دختربازی

Thursday, May 21, 2009

 

در این فیلم که مشاهده می‌کنید آقای بیلی هوس دختربازی کرده‌است، آنهم چه دختری. شانس آوردیم که خانم نجیبی بود وگرنه می‌توانست این نیم‌وجبی را یک لقمه کند.

::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 08:36 :::   مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

Link  | TrackBack 0 | Comment 1




تربیت شرقی و اتوریته

Sunday, May 24, 2009

 

یکی از ویژه‌گی‌های تعلیم و تربیت در شرق، بویژه در کشورهای مسلمان آن است که به کودکان از همان دوران نوزادی می‌‌آموزند که باید به بزرگ‌ترها احترام بگذارند. پدر و مادرها و بعدا سازمان‌های آموزشی در تربیت مستقیم و غیرمستقیم کودک، از او می‌خواهند که به بزرگان از همسایه گرفته تا بقال محل و معلم و پاسبان و شاه و وزیر نه تنها احترام بگذارند بلکه به حرف آنها گوش کنند و اطاعت از آنها را واجب بدانند. در مقابل به کودک نمی‌آموزند که بزرگان هم وظیفه دارند متقابلا به او احترام بگذارند و به حرف و نظرش گوش دهند. چنین است که کودکان، بردگان صدها  اتوریته می‌شوند و اکثریت آنها تا پیری و مرگ اسیر این تربیت تحمیلی باقی می‌مانند. فردی فاقد شخصیت مستقل، اعتماد بنفس و استقلال در نگاه و نظر! یکی دیگر از آسیب‌های اجتماعی وحشتناک چنین شیوه تربیتی فراهم کردن بستر مناسب برای رشد دیکتاتورهاست. نگاهی به حکومت‌های استبدادی کشورهای مسلمان این حقیقت تلخ را به ما نشان می‌دهد. بکار بردن صفت‌های غلو‌آمیز در پس و پیش نام رهبران این کشورها از قبیل رهبر معظم، نماینده خداوند، نور الهی، سایه خدا، پیشوا و... امری عادی و در چنین جوامعی سنت شده است. جالب است که این صفت‌ها علاوه بر رهبران، حتا در مورد اهل فرهنگ و اندیشه هم توسط علاقه‌مندان این شخصیت‌ها بکار برده می‌شود.

این مقدمه را چیدم تا به موضوعی اشاره کنم که این‌روزها ورد زبان شده و آنهم پاسخ عبدالکریم سروش به محمود دولت‌آبادی است.

من در نقد زبانی که سروش در کوبیدن محمود دولت‌آبادی بکار برده بود مطلب کوتاهی نوشتم، البته نه من که خیلی‌ها واکنش نشان دادند. در این راستا فردی در ایمیلی که برایم فرستاده بود نوشته است که تو در قد و قواره سروش نیستی و اجازه نداری در باره این اندیشمند فیلسوف چرت و پرت بنویسی و خب کلی توهین که چندان برایم اهمیت ندارد.

در پاسخ او نوشتم: «من سالهاست از بند اتوریته‌ها از هر نوعش خود را رهانید‌ه‌ام. من اتوریته خدا را هم به رسمیت نمی‌شناسم چه رسد به سروش که آدمیزاده‌ای است. در عین‌حال قرار نیست هر که خواست در مورد سروش بنویسد و یا بگوید حتما باید مثنوی معنوی را از حفظ بخواند. من بعنوان یک شهروند معمولی و یک بلاگر از زبان توهین‌آمیز و پرمدعای او انتقاد کرد‌ه‌ام و این را برای خودم یک حق بی چون و چرا می‌دانم. من که در مورد «بحر سریع مُسَدَس اَخرَبِ مقبوض مخذوف» در شعر مولانا با او سخن نگفته‌ام».

باری اتوریته‌ها کاری کرده‌اند که اکثریت عظیمی از  مردم ما بویژه جوانان از ترس آنها و دیگران نه بگویند و نه بنویسند و گاه اگر هم می‌خواهند بحث و نقدی کنند آنقدر دچار تعارف و  فروتنی می‌شوند که حقیقت در سایه قرار می‌گیرد. مثلا فرهاد حیرانی نویسنده وبلاگ تقویم تبعید در نقد پاسخ سروش، که اتفاقا  مطلب بسیار متین و درستی است دچار همان فروتنی و تعارف می‌شود که شهد نقد‌اش را زهر می‌کند. او بعد از آنهمه اشاره درست به موضوع یکباره می‌گوید: « ... نمی‌خواهم وارد بحث این دو عزیز شوم، که هر دو از جایگاهی بس بلند برخوردارند و پرنده نحیفی چون من، یارای همنوازی با سیمرغ و عقاب ندارد.»

فرهاد عزیز نه تو «پرنده نحیف» هستی و نه سروش و دولت‌آبادی «سیمرغ و عقاب» بلکه محمود دولت‌آبادی نویسنده‌ی صاحب سبکی است مثل صدها نویسنده دیگر که خوانندگان بسیاری دارد و عبدالکریم سروش استاد دانشگاه است و اوایل حکومت جمهوری اسلامی بعنوان یکی از اعضای شورای انقلاب فرهنگی تلاش در اسلامی کردن دانشگاه‌های ایران را داشت و تو هم فرهاد حیرانی، نویسنده وبلاگ تقویم تبعید هستی به همین سادگی! 

 


::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 17:48 :::   مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

Link  | TrackBack 0 | Comment 7




مشکل سروش

Saturday, May 30, 2009

 

عبدالکریم سروش، بجای آنکه تکلیف خودش را با دوره‌ای که بعنوان یکی از اعضای فعال ستاد انقلاب فرهنگی روشن کند، یقه دیگران را می‌چسبد. سروش از میرحسین موسوی که اتفاقا به نظام وابسته و اعتقاد دارد می‌خواهد اعتراف کند اما خودش حاضر نیست از نقشش در آن ستاد سخنی بگوید. اگر سروش، آن انقلاب فرهنگی چینی ـ اسلامی و فعالیتش را درست می‌داند بگوید و اگر اشتباه بوده به آن اول اعتراف کند و بعد برود سراغ میرحسین موسوی و دیگران! کاش دوستان و پیروان فیلسوف از او بخواهند این مشکل را یکبار و برای همیشه حل کند. 

::: ایمیل :: اسدالله علیمحمدی :: 11:32 :::   مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

Link  | TrackBack 0 | Comment 2






Copyright © 2005-06, Asdollah Alimohammadi. All rights reserved.
Designed by 1saeed.com.
 
 


آگهی


 

دوستان




لوگو



 


 


 
 
آرشیو


آخرين نوشته‌ها:
مشکل سروش
تربیت شرقی و اتوریته
دختربازی
عاقبت گرگ‌زاده
عیادت
بعداز عمل
...
ادامه عناوين را در اينجا ببينيد


آرشيو ماهانه:
October 2011 (3)
September 2011 (5)
August 2011 (2)
February 2011 (2)
January 2011 (3)
April 2010 (4)
March 2010 (1)
November 2009 (2)
September 2009 (1)
August 2009 (3)
July 2009 (8)
June 2009 (9)
May 2009 (6)
April 2009 (2)
March 2009 (8)
February 2009 (3)
January 2009 (3)
November 2008 (3)
September 2008 (2)
August 2008 (2)
July 2008 (7)
June 2008 (1)
May 2008 (2)
April 2008 (6)
March 2008 (5)
February 2008 (4)
January 2008 (2)
December 2007 (2)
November 2007 (7)
October 2007 (3)
September 2007 (1)
August 2007 (1)
July 2007 (4)
May 2007 (1)
March 2007 (1)
January 2007 (7)
December 2006 (6)
November 2006 (1)
October 2006 (3)
September 2006 (8)
August 2006 (9)
July 2006 (3)
June 2006 (3)
May 2006 (10)
April 2006 (5)
March 2006 (9)
February 2006 (13)
January 2006 (15)
December 2005 (9)
November 2005 (10)
October 2005 (3)
September 2005 (4)
August 2005 (11)
July 2005 (7)
June 2005 (16)
May 2005 (4)
April 2005 (5)
March 2005 (19)
February 2005 (14)
January 2005 (15)

 
جستجو


کلمه مورد نظر را در کادر زير نوشته و روی دکمه جستجو کليک کنيد:

 
فید

Atom Index
RSS 2.0
RSD
 
کپی رایت


<تمام حقوق اين وبلاگ براساس پروانه‌ی Creative Common متعلق به اسدالله عليمحمدی است.