|
من در انتخابات شرکت میکنم
|
|
Wednesday, June 3, 2009
|
من در انتخابات شرکت میکنم. احتمالا خوانندگان این وبلاگ انتظار دارند دلایل شرکتم در انتخابات را توضیح دهم و البته نمیدانم چرا؟ شاید بخاطر آن است که من سالهاست شرکت در انتخابات را بایکوت کرده بودم. با اجازه و قبل از آنکه وارد این بحث شوم کمی در مورد شیوه انتخابات در دانمارک توضیح دهم. اتفاقا روز یکشنبه ۷ جون باید نمایندگانی را برای پارلمان اتحادیه اروپا انتخاب کنیم. در دانمارک ما سه بار پای صندوقهای رای میرویم. مهمترین آنها انتخابات پارلمان است که یا دولت وقت میماند یا سقوط میکند. دومی انتخابات شهرداری و سومی که همین روزهاست انتخاب نمایندگانی برای پارلمان اروپا. معمولا دو هفته قبل از انتخابات کارتهای انتخاباتی توسط وزارت کشور برای همه شهروندان واجد شرایط پست میشود. در این کارتها نام حوزه رای و حتا میزی که باید به آن برای رای دادن مراجعه کنید مشخص شده است. حوزهای که من باید بروم، خانه فرهنگی است بنام (Kilden) به معنی چشمه که تا خانهام ۲۰۰ متر فاصله دارد. جالب است که مجید درخشانی چند بار هم در این محل کنسرت داده است. صبح روز رای شال و کلاه میکنم و با بیلی میرویم به محل اخذ رای، ورود سگها به آنجا ممنوع است به استثنای بیلی که کوچک و ملوس است. وقتی وارد شدیم از بیلی میخواهم گوشهای بنشیند و میروم سراغ رای دادن. کارم که تمام شد برمیگردم. میبینیم تعدادی پیرزن شیکپوش دانمارکی بیلی را دوره کردهاند و قربان صدقهاش میروند. بعد هم باید مدتی به پرسشهای خانمهایی که بیلی را دوره کردهاند پاسخ بدهم و البته بیلی موضوع و محور گفتگوهاست نه انتخابات! کسی از من نمیپرسد چرا در انتخابات شرکت کردهام یا به چه کسی رای میدهم. در این ۲۶ سالی که در دانمارک زندگی میکنم شرکت در انتخابات را وظیفه شهروندی خود دانستهام و بدون استثنا در تمام انتخابات شرکت کردهام بدون آنکه کسی مجبورم کرده باشد.
نتیجه آنکه شرکت یا عدم شرکت در انتخابات حق دموکراتیک هر فردی است که باید به آن احترام گذاشت. بهرحال من که ۵۸ سال از عمر بیثمرم میگذرد آنقدر شعور دارم که بتوانم در زندگیم و در شرایط حساس تصمیم بگیرم. در مورد انتخابات دهم با در نظر گرفتن اینکه سالهاست مسایل ایران را بطور جدی دنبال میکنم به این نتیجه رسیدهام که باید در انتخابات شرکت کنم و البته نه از بغض معاویه! من نه به مبارزه مسلحانه اعتقاد دارم و نه به انقلابی دیگر! تنها آلترتاتیوی که میشناسم مبارزه مسالمت آمیز است. و از هر روزنهای برای تحقق دموکراسی و ایرانی آباد و آزاد استفاده میکنم و از هر دری رانده شوم، راه و چاه و در دیگری را پیدا میکنم.
من معتقدم در این چهارسال آقای خامنهای هم رهبر بوده و هم رییسجمهور! در مورد کارنامه این چهارسال هم آنقدر نوشتهاند و گفتهاند که تکرار مکرر آن ملال آور است. در یک کلام انتخاب دوباره محمود احمدینژاد یعنی حراج ثروتهای ملی، یعنی به آتش کشیدن فرصتهای ملی، یعنی به مسلخ بردن این گربه مغموم که ایرانش مینامیم.
به رییسجمهوری که اهل اندیشه و فرهنگ را بزغاله مینامد باید چنان درسی داد که او و آنها هرگز فراموش نکنند. برای ما بهترین گزینه آنست که احمدینژاد در همان دور اول حذف شود و مهدی کروبی و میرحسین موسوی به دور دوم راه پیدا کنند. در آنصورت از آنها باید خواست بدون مِنمِن کردن و شفاف با مردم سخن بگویند.
خب حالا ممکن است دوستان کنجکاو بپرسند با این همه صغرا کبرا چیدن منتخب تو کیست؟ پاسخ من به این دوستان این است: رای دادن مخفی است و نه علنی! در عینحال فراموش نکنید ما لُرها آدمهای بدی نیستیم.
::: ایمیل ::
اسدالله علیمحمدی :: 10:01 :::
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
|
LINK
| TrackBack 0 | Comment 13
|
|
وبلاگ و سايتهایی که به اين نوشته لينک دادهاند يا در مورد آن نوشتهاند:
|
|
|
|
|
پيامهاى زير براى اين يادداشت نوشته شده:
|
نويسنده: Anonymous |
Friday, June 12, 2009 ساعت 00:00 |
zende bad mahdi karoubi |
نويسنده: میداف |
Thursday, June 11, 2009 ساعت 11:00 |
اسد جان، با اجازه شما به این یادداشت در «میداف» لینک داده شد.
====
منونم حمیدجان |
URL:
http://hamid-midaf.blogspot.com/
|
نويسنده: جهانگرد |
Tuesday, June 9, 2009 ساعت 22:19 |
سلام
اقای علیمحمدی عزیز ممنونم که برای هموطنان داخل کشور دلتان شور می زند ممنون که شعور سیاسی تان این قدر بالاست وببخشید ها ببخشید از اینکه این کلمه را می نویسم ممنون که نمی گویید گور پدر وکون لق همه ایرانی ها چشمشون کور حق شونه هر چی سرشون بیاد
بله الان که برای شما در حال کامنت گذاشتن هستم ساعت نزدیک یک بامداد چهارشنبه است دو روز به رای گیری وتهران شلوغ وملتهب است رفسنجانی به خامنه ای نامه داده وتهدید کرده وملت را اماده حرکاتی مردمی وخود جوش نموده وکشور نا ارام است با رای خود تاریخ کشورتان را رقم می زنید ممنون |
URL:
http://www.abho.wordpress.com
|
نويسنده: خمار |
Sunday, June 7, 2009 ساعت 13:28 |
من به ای مخمود ممینه رای نمیم.
|
نويسنده: بهلول |
Sunday, June 7, 2009 ساعت 08:44 |
عجب اوضاعی شده س . شیر تو شیر ( خر تو خر سابق )
ما رفتیم تو تحریمی ها . آخه شما می خوای به همشهریهات رای بدی ما که زیر پل خواجو که کاندیدایی نداریم ! که بهشون بدیم !
لر ها به کنار می مونه موسوی . می دونی کراوات منو دو بار قیچی کردن ؟ اون بدقیافه آبرو بر درست میگه متاسفانه ولی دیگه کسی نیست که آدم باشه .
به قول خوداشون اینجا قحط الرجاله ! !
می دانی که اینا فقط خودشونو ادم وجزو رجال حساب می کنن نه مردم رو !!!! |
URL:
http://popricorn.blogspot.com
|
نويسنده: مریم |
Wednesday, June 3, 2009 ساعت 22:57 |
این منطقی ترین و زیرکانه ترین حرفی بود که از یک ایرانی خارج از کشور شنیدم. باز هم بگین لرها اینجور اونجور ! با آرزوی سلامتی عمو اسد و بابا بیلی
====
ممنونم |
نويسنده: دختر همسايه |
Wednesday, June 3, 2009 ساعت 20:07 |
اسد عزیز شاید من یا شما تحت فشار نباشیم اما بالاخره ریشه های ما خانواده های ما هنوز هم در ایران هستند فشار روی اونها فشار بر ما هم هست درسته؟؟ ....باور کنید که میفهمم کسانی که در ایران هستند و رای میدن شاید اونها رو بهتر میفهمم ...اما واقعا خودم نمیتونم برم آدمی رو انتخاب کنم که دستش به خون رفیقم آلوده هست ....این یعنی پایمالی خون آدمهایی که از اول پا گیری این قانون اساسی و تبیعضاتش اعتراضشون بلند شد و همین آدمی که الان براش نوار سبز میبندن و بادکنک هوا میکنند باعث شد که بسیاری از استادان و دانشجویان سرشون رفت بالای دار یا فراری به کشورهای دیگه شدند ......من آلترناتیوم هر راهی باشه نمیتونم خودم رو راضی به این آدم کنم ...اعتراضم به شما نیست ...شما هم حتما تشخیضتون اینه که الان این بهترین راهه برای شما ...
====
من خود یکی از قربانیان دوران میرحسین موسوی هستم در عین حال دو دوست شریفم محمدرضا دلیلی و برادرش مهندس علیرضا دلیلی در دوران همین آقا به جوخه اعدام سپردند . شرکت من در انتخابات به این معنا نیست که با آنها عقد اخوت می بندم |
نويسنده: سعيد حاتمی |
Wednesday, June 3, 2009 ساعت 18:16 |
سلام،
ممنون از لطف شما. خودم هم اميدوارم آخرين غيبت بوده باشه.
در مورد انتخابات برای من تصميم برای شرکت و بعد انتخاب، کار ساده ای نيست. حرف زياد دارم و به مرور تو وبلاگم مینويسم.
شاد باشيد
|
URL:
http://blog.1saeed.com/
|
نويسنده: دختر همسایه |
Wednesday, June 3, 2009 ساعت 16:31 |
اسد عزیز خودتون حتما میدونید کاری میکنید که الان به نظرتان درستتر است و حق دارید به رای دادن درست مثل بقیه ما که نمیخواهیم... من نظرم دلیل باز خواست!!! نیست فقط نظرم رو مینویسم...من فکر میکنم که هنوز به این مرحله شما نرسیدم. وقتی شما میگید در انتخابات شرکت میکنم آیا این واقعا اسمش انتخابات هست وقتی که ۴ نفر از اون بالا انتخاب شده و به مردم میگن بفرمایید انتخاب کنید ...این اسمش انتخابات نیست بلکه انتصاب هست ...خوب احمدی نژاد رفت و اینها آمدند آیا واقعا قراره فرقی بین اینها باشه
وقتی رهبر اون بالا نشسته تصمیم میگیره...بهترین گزینه که شما اسمش رو بردید کروبی و موسوی ...آیا شما سابقه موسوی رو میدونید؟ ...یا اینکه واقعا فقط برای اینکه احمدی نژاد دوباره انتخاب نشه اینکار رو میکنید ..شما که میگید این ۴ سال گذشته خامنه ای هم رهبر بوده هم رییسجمهور!!! پس قراره چی عوض بشه ؟؟ خانه از پای بست ویران است ....روی این بنای کج نمیشه دمکراسی بنا کرد ....در اول نوشته توضیح دادید که بعضی از خواننده ها انتظار دارند که شما توضیح بدیدچرا رای میدید ....من انتظار ندارم و البته شما مختارید که هر کاری را بکنید..اما وقتی شما در وبلاگتان مینویسید مردم هم حق دارند اظهار نظر کنند ...به هر حال میدونم که همه ما خوبی ایران و رفاه ملت ایران رو میخواهیم ....امیدوارم که هر چه زودتر به آن منظور برسیم .
====
بهرحال ما هردو در دانمارک زندگی میکنیم و مثل داخلی ها اصلا تحت فشار نیستیم. برای من بسیار راحت تر بود که بنویسم رای نمیدهم کاری که همیشه کرده ام من مواضع اپوزیسیون رژیم را هم دقیقا پیگیری میکنم آنها بعد از سی سال هنوز نمی توانند با هم حرف بزنند یا متحد عمل کنند راستی آلترناتیو شما چیست؟ |
URL:
http://dokhtarehamsaye.blogsky.com
|
نويسنده: عمو اروند |
Wednesday, June 3, 2009 ساعت 16:25 |
ما در سوئد سه بار بعلاوه یک بار رای میدهیم. خوب سوئد برادر بزرگتر است.
۱- شهرداری ۲- استانداری ۳- مجلس ۴- پارلمان اروپا.
اما متاسفانه در سوئد دست کم در میان سیاستمداران که لزومی هم ندارد، دارای فوق لیسانس یا بقول ایندورهایها، مدرک کارشناسی ارشد باشند، آدم چرتوپرت گویی مثل احمدی نژاد و دادستان کل کشورش پیدا نمیشود. ایشان فرموده اند در ایران کسی اعدام نمیشود. اروپاییها فرق میان قصاص و اعدام را نمیفهمند. غافل از اینکه سلاخی، سلاخی است.
====
آقای افراسیابی احمدی نژاد نه تنها دروغگو ترین رییس جمهور جهان است بلکه دروغگوترین ایرانی است که من در عمرم دیده ام |
URL:
http://amoo-arvand.blogspot.com/
|
نويسنده: مهران |
Wednesday, June 3, 2009 ساعت 15:53 |
اسد جان خوب کاری میکنید. چند وقت پیش این جا هم دوم خرداد بود و من رفتم و به اوباما رای دادم اما روی پلکان ورودی کلیسا پایم لیز خورد و چیزی نمانده بود در جا بمیرم و بوش دوباره رییسجمهور شود و واقعا که چه فاجعهای میشد. امسال اما برای دوم خرداد به تهران نمیرسم و تا دالاس هم ۶ ساعت راه است (به حساب شما میشود دوازده کشور آنطرفتر) که از حوصلهی من خارج است. اگر در دانمارک مهندسی انتخابات امکانپذیر است چند رای هم از جانب من برای ایشان بدهید لطفا.
====
مهران جان 6 ساعت که راهی نیست |
URL:
http://xseer.net/
|
نويسنده: ملا حسنی |
Wednesday, June 3, 2009 ساعت 13:48 |
ای بدجنس!
آخرش همشهری بازی کار خودش را کرد.
غلط نکنم از الیگودرز یک دبه ماست و سرشیر برات فرستادهاند.
====
ماست و سرشیر الیگودرز زیاد تعریفی ندارد
|
URL:
http://mollah.blogspot.com
|
نويسنده: کپر گه |
Wednesday, June 3, 2009 ساعت 13:33 |
با سلام وبه امید پیروزی مردم ایران من لر هم در انتخابات شرکت میکنم.شاد باشید
===
به امید پیروزی |
URL:
http://claran.blogfa.com/
|
|
شما میتوانيد پيام خود را در قسمت زير وارد نماييد:
|
|
|
|
Copyright © 2005-06, Asdollah Alimohammadi. All rights reserved.
Designed by
1saeed.com.
|
|

آگهی
|